درنگی در دعاوی احسان طبری (۹)

درنگی

از

شین میم شین

احسان طبری
نوشته های فلسفی و اجتماعی

جلد دوم

نظر ارسطو راجع به تکوین

ادامه


موجوداتِ فلکی که ایجادِ آنها به نحوِ حدوث است،

مسبوق به ماده،

اما سابق بر زمان‌اند،

زیرا زمان خود مقدارِ حرکتِ افلاک است.

مسبوق

ضد دیالک تیکی سابق است.

دیالک تیک سابق و مسبوق

مبتنی بر دیالک تیک تقدم و تأخر است.

معلوم نیست که منظور حضرات از موجودات چیست؟


موجود

در واژه نامه ها

به معنی به وجود آورده شده، آفریده شده است، پدیده است.

موجود

در قاموس حضرات

یک مفهوم فقهی است و نه یک مفهوم فلسفی.

یعنی

به معنی مخلوق است.

حضرات

دیالک تیک خالق و مخلوقات از هر نوع

را

به صورت دیالک تیک خدا و موجودات بسط و تعمیم می دهند.


موجوداتِ فلکی که ایجادِ آنها به نحوِ حدوث است،

منظورشان از موجودات فلکی

احتمالا

اجرام آسمانی (ستاره ها، سیاره ها، ماهها، کهکشان ها و کمیت ها وغیره) است.

موجودات

به معنی علمی و فلسفی اش به معنی جانداران است.

به معنی نباتات و جانوارن و آدمیان است.

به معنی میکرو ارگانیسم ها (میکرو موجودات) و ماکرو ارگانیسم ست.

موجود

به معنی فلسفی اش

در دیالک تیک جامد و موجود وجود دارد.

موجود

مبتنی بر وجود است و وجود عالی ترین مفهوم فلسفی است.

یعنی

مقوله ای فلسفی است.

وجود و یا ماده

در دیالک تیک وجود و شعور (ماده و روح) وجود دارد.


دیالک تیک وجود و شعور (ماده و روح)

عالی ترین دیالک تیک ماتریالیسم دیالک تیکی است.


بسته به تقدم و تأخر قائل شدن به وجود و یا به شعور (به ماده و یا به روح)

جهان بینی افراد تعیین می شود:

به عبارت دقیقتر:

ماتریالیست ها

نقش تعیین کننده

را

در
دیالک تیک وجود و شعور (ماده و روح)

از آن وجود (ماده) می دانند

و

ایدئالیست ها

از آن شعور (روح).

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۲۴۵)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت یازدهم

بخش دوم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۱ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

رئیس دهی با پسر در رهی

گذشتند بر قلب شاهنشهی

که حالش بگردید و رنگش بریخت

ز هیبت به بیغوله ای در گریخت

معنی تحت اللفظی:

کدخدایی با فرزندش در راهی به پادشاهی برخورد کرد.

با افتادن چشمش به پادشاه رنگش پرید و متحول شد و به مخروبه ای فرار کرد.

سعدی

در این دو بیت شعر،

دیالک تیک طبقه حاکمه و توده

را

نخست به شکل دیالک تیک کدخدا و دهقان و بعد به شکل دیالک تیک شاهنشاه و کدخدا بسط و تعمیم می دهد و نقش تعیین کننده را از آن طبقه حاکمه (کدخدا و شاهنشاه) می داند.

کدخدا با دیدن شاهنشاه، وحشتزده به بیغوله ای می گریزد و خود را پنهان می کند.

جهان ایدئال سعدی چنین بیغوله ای است:

جامعه ای مبتنی بر نا برابری.

جامعه ای مبتنی بر هراس زبردست از هر زیر دست.

سعدی

ضمنا

فرم هیراشیکی (سلسله مراتبی) جامعه را تعلیم می دهد.

کسی یافت نمی شود که اوتوریته های متنوعی نداشته باشد و اوتوریته کسی نباشد.

یعنی

کسی یافت نمی شود که

در داربست دیالک تیک زبردست و زیردست نباشد.

کسی نیست که فرمان ندهد و فرمان نبرد.

حتی شاهنشاه کذائی نوکر و فرمانبر ظبقه حاکمه است

و

به قول سعدی

ظل الله است.

اللهی که انعکاس آسمانی ـ انتزاعی او و امثال او ست.

ادامه دارد.

درنگی بر دروسی از امیر نیک آئین (۹)

هوشنگ ناظمی

(امیر نیک آئین)

درنگی

از

شین میم شین


فصل دوم

طبیعت، جامعه، انسان


درس ۵۱

مناسبات تولیدی

۱

با تکامل اجتماع و رشد نیروهای مولده

بین دستجات کشاورز و دستجات دامپرور و بین گروه های کشاورز و گروه های پیشه ور و بین اینها و گروه تجار،

تقسیم کار ایجاد می شود

نیک آیین

تعریف مارکسیستی از مفهوم تقسیم کار ندارد.

تقسیم کار

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8732

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8734

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8736

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8741

پایان

تقسیم کار

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13302

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13307

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13311

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13315

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13320

۶

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13324

۷

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13329

پایان

تفسیم کار چیست؟

تقسیم کار

که

فقط جامعتی نیست.

در طبیعت هم تقسیم طبیعتی کار از دیرباز وجود داشته است.

تقسیم طبیعتی کار

پدیده شورانگیز شگفت انگیز ستایش انگیزی است.

تقسیم طبیعتی کار

هم

نتیجه توسعه طبیعتی

بوده است

و

هم

پیش شرط توسعه طبیعتی.

جهان میکرو موجودات هنوز به درستی شناخته نشده است.

هر کدام از میکرو موجودات تخصص خاص خود را و فونکسیون (کارکرد) خاص خود را دارد.

به قول علمای علوم طبیعی (علم الاشیاء)

در یک وجب خاک به اندازه جمعیت جهان موجودات ذره بینی وجود دارند که با چشم معمولی قابل رؤیت نیستند.

بین نباتات هم تقسیم طبیعتی کار وجود دارد.

هر نباتی کسب و کار و فوت و فن و هم و غم و حرفه و تخصص خاص خود را دارد.

بین جانوران نیز تقسیم طبیعتی کار وجود دارد.

اگر یکی از موجودات طبیعی به هر دلیلی حذف شود،

نظام طبیعتی خلل می یابد.

مثال:

خلایق خر و بی خبر

در یلو استون امریکا

نسل گرگ ها را بر انداختند تا حیوانات را بدون مزاحمت گرگ ها تکثیر کنند و با فروش پشم و پوست و گوشت و غیره آنها

خرمن دلار بیشتری را درو کنند.

طولی نکشید

که

بهشت یلو استون به برهوت لات و لوت مبدل شد که نه گیاهی رویید و نه حیوانی چرید و نه کسی خرمن دلاری دروید.

حضرات خر اندک اندک به تقسیم طبیعتی کار پی بردند و دریافتند

که طبیعت، طویله نیست.

اگر یک ذره را برگیری از جای

خلل یابد همه هستی سراپای

شیخ شبستر

حضرات مجبور شدند که از کانادا گرگ وارد کنند و پس از تولید مثل و تکثیر در برهوت لات و لوت رها کنند.

پس از مدتی متوجه شدند که علف رویید و حیوانات برگشتند و برهوت به بهشت بدل شد.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دیالک تیک انقلاب (مقایسه روسیه با چین) (۶)

دومه نیکو لوسوردو
( ۱۹۴۱ ـ ۲۰۱۸ )

دیالک تیک انقلاب

(مقایسه روسیه با چین)

پروفسور دکتر دومه نیکو لوسوردو

برگردان

شین میم شین

خودویژگی های فلسفی انقلاب چین

ادامه

۲۱

· تردیدی نیست که ایدئال کمونیستی بعد از سرنگونی امپریالیسم و سرمایه داری و محو طبقات و دولت همچنان باقی است، ولی راهگشای این برنامه، انقلاب ملی و ضد استعماری است، که به نظر مائو درسش را در محضر سون یات سن آموخته است.

(سون یات سن

عالم امور نظامی چین قرنها قبل از ظهور مسیح بوده است.

مترجم)

· (مائو «آثار منتخب»، ۱۹۶۸، جلد ۱، ص ۲۱۴، ۲۲۳)

۲۲

· وظایف حال و آینده انقلاب و بعد ملی و بین المللی آن، باهمدیگر پیوندی تنگاتنگ دارند

۲۳

· انقلاب ملی چین، که ریشه در گذشته ای صد ساله (یعنی در مقاومت علیه استعمار غرب) دارد و از میراث فرهنگی چندین هزار ساله الهام می گیرد، در پی رسیدن به هدفی درازمدت و دشوار، یعنی استقرار صلح جهانی جاوید است.

۲۴

· مرتب پرسیده می شود که آیا محو دولت (و دولت ملی) به معنی محو هویت ملی نخواهد بود؟

۲۵

· برای این پرسش ظاهرا پاسخ روشنی در دسترس نیست.

۲۶

· ولی یک چیز بی تردید روشن است و آن اینکه انقلاب در تأمین وحدت مجموعه بشریت نقش درخشانی به عهده خواهد داشت.

۲۷

· رسیدن به این هدف در طول یک روند دراز تاریخی، اما منجر به محو هویت ملی نخواهد شد.

· بلکه به رستاخیز آن از ستم، تحقیر، خفت و خواری امپریالیستی خواهد انجامید.

۲۸

· مائو در آستانه اعلام جمهوری خلق چین به توضیح تاریخ کشور خود می پردازد و به موارد زیرین اشاره می کند:

الف

· به قدرتهای امپریالیستی ئی که«جنگ تریاک» را آغاز کرده یودند.

ب

· به قیام «تایپینگ» علیه خاندان «تی یینگ»، که سرسپرده امپریالیسم بود.

پ

· به جنگ علیه ژاپن که از سال ۱۸۹۴ ـ ۱۸۹۵ طول کشیده بود.

ت

· به مقاومت در برابر نیروهای متحد هشت قدرت امپریالیستی (قیام بوکسبازها)

ث

· و بالاخره به انقلاب ۱۹۱۱ علیه خاندان « تی یینگ»، رژیم سرسپرده امپریالیسم.

۲۹

· اینهمه نبرد و اینهمه شکست!

ادامه دارد.

درنگی در شعری از سیاوش کسرایی تحت عنوان «ای واژه خجسته آزادی» (۸)

سیاوش کسرایی

درنگی

از

شین میم شین

ای نازینن من ، گل صحرایی
ای آتشین شقایق پر پر
ای پانزده پر متبرک خونین
بر بادرفته از سر این ساقه جوان
من زیست می دهم به تو در باغ خاطرم
من در درون قلبم در این سفال سرخ
عطر امیدهای تو را غرس می کنم.
من بر درخت کهنه اسفند می کنم به شب عید
نام سعید سفیدت را ای سیاهکل ناکام.

معنی تحت اللفظی:

ای پانزده پر خونین خجسته که از ساقه جوان بر باد رفته اید،

ای نازنینان من،

ای گلهای صحرایی من،

ای شقایق های پر پر آتشین من،

من شما را در باغ خاطرم رشد خواهم داد.

من عطر امید های شما

را

در کاسه قلبم (دلم) که شبیه سفال سرخی است،

خواهم کاشت.

ای سیاهکل ناکام

من نام خجسته تو

را

بر درخت اسفند در شب نوروز به یادگار خواهم کند.

همانطور که ذکرش رفت،

در این بند آخر شعر

صراحت روشن وارد این شعر می شود:

۱

ای نازینن من ، گل صحرایی
ای آتشین شقایق پر پر
ای پانزده پر متبرک خونین
بر بادرفته از سر این ساقه جوان

مفاهیم این بند شعر قابل تأمل اند:

نازنین

گل صحرایی

شقایق آتشین پر پر

(پر پر شده، متلاشی شده و یا پر پر، حاوی گلبرگ های بیشمار)

پر متبرک خونین

ساقه جوان

۱

نازنین

نازَنین

نامی ایرانی برای دختران است.

نازَنین

به معنی عشوه‌گر و خرامه است.

نازَنین

خطابیه ای برای کسانی است که عزیزند.

در این مفهوم هنری ـ پوئّه تیکی ـ استه تیکی ـ اروتیکی سیاوش

از جوانی اعضای گروه سیاهکل پرده برمی افتد.

جوانی جوانان فدایی

در همه اشعار سیاوش در این دوره تماتیزه می شود (موضوعیت کسب می کند.)

مثال:

وام نداشتن به مرگ در شعر زیر معنایی جز جوانی و جوانمرگ شدن ندارد:

پویندگان

آنان به مرگ وام ندارند
آنان که زندگی را لاجرعه سر کشیدند
آنان که ترس را
تا پشت مرزهای زمان راندند
آنان به مرگ وام ندارند
آنان فراز بام تهور
افراشتند نام
آنان
تا آخرین گلوله جنگیدند
آنان با آخرین گلوله خود مردند
آری به مرگ وام ندارند
آنان
عشاق عصر ما
پویندگان راه بلا راه بی امید
مادر ! بگو که در تک این خانه خراب
گل های آتشین
در باغ دامن تو چه سان رشد می کنند ؟
این خواهر و برادر من ایا
شیر از کدام ماده پلنگی گرفته اند ؟
پیش از طلوع طالع
امشب ستارگان به بستر خون خسته خفته اند
بیدار باش را
در کوچه های دور
در شاهراه خلق به آوا درآورید
دلخستگان به بستر خون تازه خفته اند

معنی تحت اللفظی:

جست و جو کنندگان عملی

جوانان فدایی

بدهکار پیک احل (عزرائیل) نیستند.

(سالها قبل از رسیدن پیک اجل و مردن به مرگ طبیعی می میرند.)

مشخصه آنان این است

که

جام شراب شهادت را تا جرعه آخر یکباره سر می کشند.

ترس را تا پشت مرزهای زمان می رانند

(به طور بیسابقه ای متهور و بی باکند)

نام خود را بسان پرچمی بر بالای بام بی باکی بر می افرازند.

(نام آورانی اند که نام شان جاودانه خواهد ماند.)

تا آخرین فشنگ می جنگند

و

با اخرین گلوله خود می میرند

(دست به انتحار می زنند)

جوانان فدایی

عشاق دوران ما هستند،

رهروان راه بلا و راه عاری از امیدند.

معلوم نیست

که

در دامن مادران در خاک این خرابه

گل های آتشین چگونه رشد می کنند.

معلوم نیست

که

دختران و پسران فدایی

شیر از پستان کدام پلنگی نوشیده اند که این چنین جسورند.

امروز

ستارگان خلق

در سحرگاهان تیرباران شده اند.

شیپور بیدار باش سحرگاهی را در راه های دور به صدا در آورید

تا خواب تازه خفتگان بر بستر خون آشقته تگردد.

ادامه دارد.

کلنجار ایده ئولوژیکی با همنوع (۵۰۰)

میم حجری


شازده
کلیپی منتشر کرده است
که
در مصاحبه ای ادعا میکند که ایرانیان ایدئال او
در ج. ج. دوم
حامیان بی همتای یهودیان بوده اند.
مثلا
پدر بزرگش، مادر بزرگش، عمه جاتش
انتی فاشیست بوده اند و دشمن سرسخت نازی های نازی آباد و قبل از همه حضرت هیتلر
آبرو ریزی
کسب و کار سنتی ایرانیان است.

https://hadgarie.blogspot.com/2025/06/blog-post_78.html

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنعام ) (۴۱۷)

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ ۚ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ﴾
[ الأنعام: ۶۶]

قوم تو قرآن را دروغ مى‌شمردند در حالى كه سخنى است بر حق.

بگو:

من كارساز شما نيستم.

کریم

در این آیه،

برای «اثبات» حقیقت قرآن، به عوض استدلال علمی و عقلی و تجربی

دیالک تیک حقیقت و باطل

را

به شکل دیالک تیک تصدیق و تکذیب بسط و تعمیم می دهد.

ضمنا

خدا را کارساز جا می زند.

منظورش از تأکید بر کارسازی خدا،

دادن رشوه به منکرین است:

اگر به قرآن ایمان بیاورید، از نعمت کارسازی خدا برخوردار خواهید شد.

﴿لِّكُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ ۚ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ﴾
[ الأنعام: ۶۷]

به زودى خواهيد دانست كه براى هر خبرى زمانى معين است.

محتوای این آیه کریم روشن نیست.

شاید منظورش این باشد،

که خیر الهی برای مدت معینی است و نه برای ابد.


شاید منظورش این باشد،

که برای برخورداری از خیر الهی باید صبور بود.

﴿وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ ۚ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَىٰ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴾
[ الأنعام: ۶۸]

و هر گاه کسانی را دیدی که در آیات ما (از روی عناد و مسخره) به بحث و گفتگو می پردازند، از آنان روی بگردان؛ تا به سخن دیگری بپردازند.

و اگر شیطان تو را به فراموشی افکند، پس هرگز بعد از یاد آوردن با گروه ستمگران منشین.

کریم

در این آیه،

نحوه رفتار با همنوعان را تعیین می کند:

مؤمنین باید با کسی همنشین شوند که گمراه و کژ رو و ستیزه جو نباشد.

کریم اهل عناد را ستمکاره تلقی می کند.

﴿وَمَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَلَٰكِن ذِكْرَىٰ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾
[ الأنعام: ۶۹]

كسانى كه پرهيزگارى پيشه كرده‌اند به گناه كافران بازخواست نخواهند شد،

ولى بايد آنان را پند دهند. باشد كه پرهيزگار شوند.

کریم

در این آیه

دیالک تیک داد و ستد

را

به صورت دیالک تیک پرهیزگاری و رستگاری

از سویی

و

به صورت دیالک تیک گناهکاری و مجازات

از سوی دیگر

بسط و تعمیم می دهد.

ضمنا

مؤمنین را به دادن اندرز به گمراهان فرا می خواند.

هدف از اندرز، هدایت گمراهان به صراط مستقیم است.

اندرز

فرم خیرخواهانه ای از انتقاد است.

اندرز فرمی از روشنگری اجتماعی است.

هدف از روشنگری

تبدیل اعضای جامعه به پرهیزگاران است.

یعنی

اندرز طرز و طریق اصلاح جامعه است.

سعدی

هم

پند و اندرز را نخستین کار مصلحان برای اصلاح منحرفان و گمرهان می داند.

﴿وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا ۚ وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَّا يُؤْخَذْ مِنْهَا ۗ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا ۖ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ﴾
[ الأنعام: ۷۰]

و واگذار آن كسانى را كه دين خويش بازيچه و لهو گرفته‌اند و زندگانى دنيا فريبشان داد.

و

به قرآن

پندشان ده مبادا بر كيفر اعمال خويش گرفتار آيند.

جز خدا دادرس و شفيعى ندارند.

و اگر براى رهايى خويش هر گونه فديه دهند پذيرفته نخواهد شد.

اينان به عقوبت اعمال خود مأخوذند و به كيفر آنكه كافر شده‌اند برايشان شرابى از آب جوشان و عذابى دردآور مهيا شده است.


کریم

در این آیه،

به انتقاد از کسانی می پردازد

که دیالک تیک دین و دنیا را وارونه می سازند.

یعنی

نقش تعیین کننده را از آن دنیا می دانند.

یعنی

دین خود را به دنیا می فروشند.

ایمان خود را به نان می فروشند.

۱

و

به قرآن

پندشان ده مبادا بر كيفر اعمال خويش گرفتار آيند.

کریم

در این آیه،

قرآن را پندنامه می داند.

منظورش ذکر آیه مناسبی از قرآن

برای وارونه سازی وارونه است.

یعنی

برای نقش تعیین کننده قائل شدن به دین در دیالک تیک دین و دنیا ست.

۲

جز خدا دادرس و شفيعى ندارند.

و اگر براى رهايى خويش هر گونه فديه دهند پذيرفته نخواهد شد.

اينان به عقوبت اعمال خود مأخوذند و به كيفر آنكه كافر شده‌اند برايشان شرابى از آب جوشان و عذابى دردآور مهيا شده است.

این آیه کریم، نوعی پند و اندرز شرعی و فقهی است:

ایمان به خدا

پیش شرط رستگاری است

و

پیامد کفر، عذاب الهی است.

ادامه دارد.

درنگی در «هنر از دیدگاه مارکسیستی» (۲۹)

درنگی

در

از

شین میم شین

هنر از دیدگاه مارکسیستی

مهرداد پرولتاریا

هنر در مارکسیسم:
بی‌طرف نیست، همیشه متأثر از ساختار طبقاتی جامعه است.

ویرایش و ترجمه و تصحیح:

هنر از دیدگاه مارکسیستی جانبدار است.

منظور از هنر و جانبداری هنر چیست؟

هنر

همانطور که ذکرش گذشت، فرمی از شعور (روح) است.

فرم

هر چه باشد،

لیوان و کاسه و کوزه و قالب و قابلمه باشد

و

یا هنر و اساطیر و مذهب و فلسفه و فلسفه علمی،

نمی تواند بی محتوا باشد.

برای اینکه فرم

فقط می تواند در دیالک تیک فرم و محتوا وجود داشته باشد.

فرم محض وجود ندارد.

مثال سعدی

برای فرم، پیاز است.


پیاز بهترین مثال برای تجسم و تصور و تصویر و تفهیم فرم است.

پیاز

مظهر بی همانند دیالک تیک فرم و محتوا ست.

پیاز

مظهر سیستم های مختصات تو در تو ست

پیار

مظهر تبدیل پی در پی فرم به محتوا باگ

گذر از یک سیستم مختصات به سیستم مختصات دیگر است.

اولین فرم در پیاز

پوست پیاز است که حاوی محتوای پیاز است.

به محض کندن پوست پیاز،
دیالک تیک فرم و محتوا

تخریب و از نو تشکیل می شود.

اولین لایه پیاز بی پوست، به فرم پیاز تبدیل می شود و مابقی به محتوای پیاز.

یعنی

محتوای سیستم مختصات سابق، فرم می شود

و

با کندن هر لایه پیاز، تخریب و تشکیل دیالک تیک فرم و محتوا

ادامه می یابد.

هنر

به مثابه فرمی از شعور و شناخت بشری،

یعنی

شعور و شناخت هنری

به مثابه فرم،

همیشه و همه جا

حاوی محتوایی است.

جانبداری هنر و دیگر فرم های شعور،

به معنی محتوامندی آنها ست.

منظور مهرداد از هنر اما نه هنر به مثابه فرمی از شعور،

بلکه آثار هنری از قبیل شعر و قصه و ترانه و تصنیف و تندیس و موسیقی و غیره است.

جانبداری آثار هنری اما به چه معنی است؟

منظور مهرداد از جانبداری،

نه محتوامندی، بلکه سوبژکتیویته آثار هنری است.

منظور مهرداد از جانبداری،

جانبداری الکی و خرکی هنرمند است

و

نه

حتی

جانبداری آثار هنری و نه هنر به طور کلی.

وقتی گفته می شود که مارکسیسم نه بی طرف بلکه جانبدار است،

منظور این است که بی محتوا نیست.

منظور این است که حاوی محتوای طبقاتی است.

منظور این نیست که مارکسیسم

طرفدار خرکی و الکی این و آن است.

مارکسیسم به دلیل محتوای طبقاتی ـ پرولتری اش،

جانبدار حقیقت است.

حقیقتی که عینی است و نه میلی.

حقیقت حسن و حسین وجود ندارد.

حقیقت عینی و علمی و تاریخی وجود دارد.

جانبداری

یک مفهوم مهم در ماتریالیسم تاریخی است.

جانبداری

(طرفداری)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14151

ادامه دارد.

درنگی در دعاوی احسان طبری (۸)

درنگی

از

شین میم شین

احسان طبری
نوشته های فلسفی و اجتماعی

جلد دوم

نظر ارسطو راجع به تکوین

ادامه

نخست، در باب افعالِ خالق،

می‌توان گفت که صدور مخلوق از خالق

یا به ابداع است، یا به اختراع، یا به تکوین.

معنی تحت اللفظی:

راجع به کردوکارهای خالق:

خلقت توسط خالق از سه طریق زیر صورت گرفته است:

از طریق ابداع

از طریق اختراع

از طریق تکوین

ب

از طریق اختراع

منظور از اختراع چیست؟

اختراع

به معنی ایجاد کردن چیزی به ماده و مدت است.

اختراع مقابل ابداع است

که

به معنی ایجاد کردن چیزی است بی ماده و بی مدت

دهخدا.

می توان از دیالک تیک اختراع و ابداع سخن گفت

که

مبتنی بر دیالک تیک ماده و روح (وجود و شعور) است.

خالق کذایی برای اختراع چیزهای مادی به ماده و زمان نیاز داشته است.

ولی برای ابداع چیزهای روحی (عقول کلی) بی نیاز از ماده و مدت بوده است.

اینجا نیز تریاد (تثلیث) ماده ـ مکان ـ زمان مثله و مخدوش و فراموش می شود.

یعنی

مکان نادیده گرفته می شود.

در حالیکه ماده و مدت بدون مکان وجود ندارند.

۲

موجوداتِ فلکی که ایجادِ آنها به نحوِ حدوث است،

مسبوق به ماده،

اما سابق بر زمان‌اند،

زیرا زمان خود مقدارِ حرکتِ افلاک است.

موجودات فلکی نه نتیجه ابداعند، نه نتیجه اختراع و نه نتیجه تکوین.

بلکه نتیجه حدوث اند .

حدوث به چه معنی است؟

حدوث

صفت مخلوقات است.

حدوث را بر دو معنی اطلاق کنند:

۱

کون الشی ٔ مسبوقاً بالعدم

۲

احتیاج الشی ٔ فی الوجود الی الغیر.

حدوث

مقابل قِدَم است

و

حدیث

مقابل قدیم.

حدوث

اضافی و حقیقی و ذاتی و زمانی است.

حکماء گویند:

حدوث مستدعی مدت یعنی زمان و ماده است.

یعنی محل باشد

یا برحسب موضوع

اگر حادث عرض باشد

و

یا برحسب هیولی

اگر صورت باشد

و

یا برحسب جسم که وابسته به او باشد اگر نفس باشد.

دهخدا

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دیالک تیک انقلاب (مقایسه روسیه با چین) (۵)

دومه نیکو لوسوردو
( ۱۹۴۱ ـ ۲۰۱۸ )

دیالک تیک انقلاب

(مقایسه روسیه با چین)

پروفسور دکتر دومه نیکو لوسوردو

برگردان

شین میم شین

خودویژگی های فلسفی انقلاب چین

ادامه

۱۱

· انتظارات خیال آلود از سویی به تصورات مبالغه آمیز در باره جامعه مابعد سرمایه داری دامن می زد و از سوی دیگر موجب تسریع دلبخواهی روند تاریخی می شد و شرایط حاضر را به عنوان لحظه ای گذرا وانمود می کرد.

۱۲

· اینگونه تمایلات را می توان حتی در رهبران عالیرتبه کشور نیز سراغ گرفت:

۱۳

· چند هفته بعد از بنیانگذاری «بین الملل کمونیستی» سینوویوف می گوید:

الف

· «جنبش با چنان سرعت سرسام آوری پیش می تازد که با اطمینان خاطر می توان گفت که ما در عرض یک سال آینده، فراموش خواهیم کرد که در اروپا مبارزه ای برای رسیدن به کمونیسم وجود داشته است.

ب

· چون بعد از یک سال تمام اروپا کمونیستی خواهد بود و مبارزه در آفریقا، شاید هم آسیا و قاره های دیگر اوج خواهد گرفت!»

۱۴

· حتی لنین، که معمولا خونسرد و واقع بین است، طی سخنرانی خود در پایان کنگره افتتاحی بین الملل کمونیستی می گوید:

· «پیروزی انقلاب پرولتری در سراسر جهان حتمی است و زمان بنیانگذاری جمهوری جهانی شوراها نزدیک می شود!»

· (الدو اگانتیل، «ترزا انترناسیونال»، ۱۹۷۴، ۷۹، ص ۷۴)

۱۵

· در زمان انقلاب چین فاجعه ای که در سال ۱۹۱۴ آغاز شده است، همچنان ادامه دارد ولی احساسات ناشی از آن عمدتا فروکش کرده اند.

۱۶

· طراحان «راه پیمائی دراز تاریخی» لیکن بر این امر آگاهند که انقلاب چین در وهله اول، سوسیالیستی نخواهد بود و برای مدت مدیدی (همانطور که مائو در پایان سال ۱۹۴۷ می گوید)، خصلت ضد استعماری و ضد فئودالی خواهد داشت و بخش کاپیتالیستی اقتصاد همچنان ادامه خواهد یافت.

· (مائو، «آثار منتخب»، ۱۹۷۸، جلد ۴، ص ۱۷۴)

۱۷

· اینجا صحبت از دوره ای است که مرحله نخستین انقلاب به چندین دهه نیاز دارد و از به اصطلاح «لحظه گذرا» خبری در میان نیست.

· چرا که انقلاب، تسریع خارق العاده روندی طولانی است.

۱۸

· از سنت خیال آلود یهودی ـ مسیحی که بنا بر روایات گوناگون، به انتظارات شورانگیز رستاخیزی میدان باز می کرد و در انقلاب روسیه شایع بود، در انقلاب چین خبری نیست!

۱۹

· تروتسکی در سمت «کمیسار خلق در امور خارجه» امیدوار بود که عنقریب در پی محو دولتها و ملیتها وزارت تحت سرپرستی او نیز زاید خواهد شد.

۲۰

· در حالیکه انتظار حزب کمونیست چین از انقلاب، رستاخیز ملی چین و آغاز مجدد رشد آن (بعد از دوره رکود صد ساله توأم با سرکوب، ستم، خفت و خواری) بر اساس برابرحقوقی با ملل دیگر بوده است.

ادامه دارد.

درنگی بر دروسی از امیر نیک آئین (۸)

هوشنگ ناظمی

(امیر نیک آئین)

درنگی

از

شین میم شین


فصل دوم

طبیعت، جامعه، انسان


درس ۵۱

مناسبات تولیدی

اجزاء مقوله "مناسبات تولیدی"

با تکامل اجتماع و رشد نیروهای مولده

بین دستجات کشاورز و دستجات دامپرور و بین گروه های کشاورز و گروه های پیشه ور و بین اینها و گروه تجار، تقسیم کار ایجاد می شود

و

مناسبات تولیدی هر چه متنوع تر و تازه تری استقرار می یابد.

تولید صنعتی ماشینی، این روابط بین تولید کنندگان، بین افراد اجتماع را بسیار گوناگون کرده است.

اما از بین این تنوع و گوناگونی باید عنصر اساسی را پیدا کرد، باید به عامل ریشه ای دست یافت.

نیک آیین

در این بخش از درس

مناسبات تولیدی را کلی تصور و تصویر می کند که از اجزای متفاوتی تشکیل یافته است.

تحلیل نیک آیین

اما

به دلیل بیگانگی او با متد دیالک تیکی،

در بهترین حالت، علمی ـ اکونومیستی می ماند.

نیک آیین

در صدد تعیین و توضیح اجزای مناسبات تولیدی است.

۱

با تکامل اجتماع و رشد نیروهای مولده

بین دستجات کشاورز و دستجات دامپرور و بین گروه های کشاورز و گروه های پیشه ور و بین اینها و گروه تجار، تقسیم کار ایجاد می شود

و

مناسبات تولیدی هر چه متنوع تر و تازه تری استقرار می یابد.

معنی تحت اللفظی:

با توسعه جامعه و رشد نیروهای مولده

تقسیم جامعتی کار امکان پذیر می گردد

و

در نتیجه ی تقسیم کار،

مناسبات تولیدی تکثیر و تنوع کسب می کند.


نیک آیین

در این جمله

میان توسعه جامعتی و رشد نیروهای مولده و تقسیم جامعتی کار

رابطه علتی و معلولی برقرار می کند.

از همین نظر نیک آیین

بی خبری او از متد دیالک تیکی آشکار می گردد.

نیک آیین

انشاء می نویسد.

به همین دلیل

دروس او (که احتمالا ترجمه ای از دروس مدرسی اتحاد شوروی بوده است)

مثل دروس مدرسی بی ثمر و کسل کننده می مانند و نه آموزنده.

ما این انشای او را نخست ویرایش دیالک تیکی و سپس تحلیل مارکسیستی می کنیم:

۱

رشد نیروهای مولده زمینه عینی لازمه را برای انفجار مناسبات تولیدی فراهم می آورد.

برای اینکه بین مناسبات تولیدی و نیروهای مولده رابطه دیالک تیکی برقرار است.

دیالک تیک مناسبات تولیدی و نیروهای مولده

(از ماتریالیسم تاریخی)

فرمی از بسط و تعمیم دیالک تیک فرم و محتوا

(از ماتریالیسم دیالک تیکی)

است.
یعنی

مناسبات تولیدی = فرم

و

نیروهای مولده = محتوا

نقش تعیین کننده در این دیالک تیک

از آن محتوا (نیروهای مولده) است.

به قول مارکس

با رشد عینی و جبری و الزامی پیگیر نیروهای مولده (محتوا)،

مناسبات تولیدی (فرم) به اندام رشد یافته نیروهای مولده تنگ می شود و اگر شرایط اوبژکتیو و سوبژکتیو لازم فراهم آید، مناسبات تولیدی (فرم) منفجر می شود و جای آن را مناسبات تولیدی برتر می گیرد.

یعنی

انقلاب اجتماعی پیروز می شود.

به همان سان که با رشد فیزیکی کودک، پیراهن و کفش و شلوار به او تنگ می شوند، مزاحمش می شوند و حتی جر می خورند.

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنعام ) (۴۱۶)

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَىٰ أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ ۗ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ﴾
[ الأنعام: ۶۵]

بگو:

او قادر بر آن هست كه از فراز سرتان يا از زير پاهايتان عذابى بر شما بفرستد،

يا شما را گروه گروه درهم افكند

و

خشم و كين گروهى را به گروه ديگر بچشاند.

بنگر كه آيات را چگونه گوناگون بيان مى‌كنيم.

باشد كه به فهم دريابند.

کریم

در این آیه،

برای اثبات قدرت الهی و هراس افکنی بر دل مسلمین

حوادث طبیعی آسمانی و زمینی

(رعد و برق و طوفان و برف و باران و تگرگ و زلزله و آتشفشان و سیل و غیره)

را

و

اختلافات و منازعات طبقاتی

را

به عنوان عذاب الهی جا می زند.

یعنی

کریم حوداث طبیعی و جامعتی را به عنوان حوادث ماورای طبیعی و ماورای جامعتی (الهی) جا می زند.

کریم

ضمنا

برای اثبات قدرت و عظمت الهی،

بی رحمی و بشرستیزی او را برجسته می کند.

از همین هراس افکنی و قدرت نمایی

ماهیت طبقاتی برده داری الله آشکار می شود.

الله

در قرآن کریم

شبیه اربابان بی رحم برده دار

و

بشریت

شبیه توده های برده

است.

بنگر كه آيات را چگونه گوناگون بيان مى‌كنيم.

باشد كه به فهم دريابند.


کریم

در این بخش این آیه،

متد و روش تبیین خود را و دلیل آن را توضیح می دهد:

دلیل نحوه توضیح متنوع و متلون مسائل، تفهیم بهتر آنها قلمداد می شود.

می توان گفت که کریم از سویی دیالک تیک متد و آماج و از سوی دیگر دیالک تیک توضیح و تفهیم را توسعه و تعلیم می دهد.

ادامه دارد.

درنگی در دعاوی احسان طبری (۷)

درنگی

از

شین میم شین

احسان طبری
نوشته های فلسفی و اجتماعی

جلد دوم

نظر ارسطو راجع به تکوین

ادامه

صدور مخلوق از خالق

گفته‌های ارسطو با همۀ پراکندگی و پیچیدگیهایش،

در اندیشۀ فیلسوفان مسلمان با مشربهای گوناگون، به چندگونه تقریر شده،

و

شکلِ قاعده‌مند یافته است.

نخست، در باب افعالِ خالق،

می‌توان گفت که صدور مخلوق از خالق

یا به ابداع است، یا به اختراع، یا به تکوین.

موجودی که با ابداع ایجاد شده،

سابق بر ماده و زمان (مادّت و مُدّت) است،

مانند عقولِ کلی.

موجوداتِ فلکی که ایجادِ آنها به نحوِ حدوث است، مسبوق به ماده،

اما سابق بر زمان‌اند،

زیرا زمان خود مقدارِ حرکتِ افلاک است.

مکوَّن و کائن که به نحوِ تکوین ایجاد می‌شود،

هم مسبوق به ماده و هم مسبوق به زمان است،

مانند عناصر و اجسام

همان سوء استفاده ای

که پس از ترجمه آثار فلسفی آنتیک (از عربی به فرنگی)،

علمای مسیحی بعدها از ارسطوئیسم خواهند کرد،

همان سوء استفاده را علمای اسلام پس از ترجمه آثار فلسفی آنتیک به زبان عربی کرده اند.

یعنی

نظرات ارسطو را بنا بر منافع و مصالح و عقاید خود تفسیر کرده اند.

ما این خرافات علمای اسلام را نخست تجزیه و سپس تحلیل می کنیم:

۱

صدور مخلوق از خالق

منظور از این مفهوم، توضیح تکوین بر پایه دیالک تیک علت و معلول است.

حضرات

دیالک تیک علت و معلول

را

به صورت دیالک تیک خالق و مخلوق بسط داده اند.

چنین کاری

نه مجاز است و نه ممکن.

برای اینکه در دیالک تیک علت و معلول، علتی یافت نمی شود که معلول علت دیگری نباشد

در نتیجه این سؤال پیش می آدی که خالق کذایی مخلوق کیست؟

علت یکی از مفاهیم مهم در فلسفه ارسطو بوده است.

ارسطو

به تعریف انواع متنوعی از علت کمر بربسته است:

عالت اولیه

علت غایی

علت العلل

....

ارسطو خدا را علت العلل جا زده است تا از پیدا کردن خالق خالق نجات یابد.

۲
گفته‌های ارسطو با همۀ پراکندگی و پیچیدگیهایش،

در اندیشۀ فیلسوفان مسلمان با مشربهای گوناگون، به چندگونه تقریر شده،

و

شکلِ قاعده‌مند یافته است.

مانند عقولِ کلی.

محتوای این جمله این است که علمای (و نه فلاسفه) مسلمان

هر دسته بنا بر منافع و مصالح و عقاید خود

نظرات ارسطو را ترجمه و تفسیر و تنظیم (سیستماتیزه) کرده اند.

ضمنا

اسم خود را فیلسوف نهاده اند و اسم مکاتب خرافی خود را مکاتب فلسفی.

علاوه بر این

بدین طریق مکاتب به اصطلاح فلسفی (و در واقع فقهی) مختلف پدید آمده اند.

طبری

می بایستی این مکاتب و خرافات را تحلیل مارکسیستی بکند.

طبری اما سواد مارکسیستی نداشته است.

۳

نخست، در باب افعالِ خالق،

می‌توان گفت که صدور مخلوق از خالق

یا به ابداع است، یا به اختراع، یا به تکوین.

معنی تحت اللفظی:

راجع به کردوکارهای خالق:

خلقت توسط خالق از سه طریق زیر صورت گرفته است:

از طریق ابداع

از طریق اختراع

از طریق تکوین

این بدان معنی است

که

خالق کذایی مرجعی همه فن حریف بوده است:

هم مبدع (نوآور و مبتکر) بوده است، هم مخترع و هم مکون.

الف

موجودی که با ابداع ایجاد شده،

سابق بر ماده و زمان (مادّت و مُدّت) است،
مانند عقولِ کلی.

ابداع عقول کلی

قبل از خلق ماده و زمان صورت گرفته است.

عقول؟

این بدان معنی است

که

عقل هم توسط علما به عقول متنوع طبقه بندی شده است.

عقول متنوعی که از قبل از خلق ماده و زمان (دیالک تیک مادت و مدت) پدید آمده اند.

بدین طریق

اولا

دیالک تیک حسی و عقلی

فراموش و انکار می شود.

عقل به مثابه چیزی ماورای حسی (ترانسندنتال) تصور می شود که توسط خالق از نیستی به هستی آورده می شود.

ثانیا

تریاد (تثلیث) ماده ـ زمان ـ مکان

فراموش و انکار می شود.

تریادی که با بمب اتم هم نمی توان تخریبش کرد.

برای اینکه نه بدون ماده، زمانی و مکانی وجود دارد

نه بدون زمان، مکان و ماده ای

و

نه بدون مکان، ماده و زمانی.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دیالک تیک انقلاب (مقایسه روسیه با چین) (۴)

دومه نیکو لوسوردو
( ۱۹۴۱ ـ ۲۰۱۸ )

دیالک تیک انقلاب

(مقایسه روسیه با چین)

پروفسور دکتر دومه نیکو لوسوردو

برگردان

شین میم شین

خودویژگی های فلسفی انقلاب چین

۱

  • اینجا مسئله اصلی خاتمه دادن به یک تراژدی صدساله است.

۲

  • این تراژدی دوره ای را در برمی گیرد که به لحاظ مخارج اقتصادی، اجتماعی، غصب بخشهای عظیمی از کشور و میزان هولناکی از قربانی های انسانی بسیار طولانی است، ولی به لحاظ تاریخ چند هزارساله چین بسیار کوتاه است.

۳

  • ویژگی انقلاب چین، فقط در این نیست که در یک کشور نیمه مستعمره (و علاوه برآن نیمه فئودال) صورت می گیرد.
  • یعنی درست برعکس انقلاب اکتبر، که درکشوری اتفاق می افتد که سران آن به سردمداران جنگ امپریالیستی برای احراز سرکردگی تعلق دارند.

۴

  • این تفاوت برای کسی پنهان نیست.

۵

  • ولی تفاوت دیگر و چه بسا مهمتری وجود دارد که به ندرت بر زبان می آید.

۶

  • انقلاب چین، برعکس انقلاب روس، از همان آغاز با «راهپیمائی دراز تاریخی» توسعه می یابد.

۷

  • فجایع بی حد جنگ جهانی اول، در روسیه موجب پیدایش جو انتظارات خیال آلود می شوند که که بر تعبیر از انقلاب اکتبر نیز تأثیر می گذارند.

۸

  • روشنفکران بزرگی از قبیل «ارنست بلوخ»، بر آن بودند که «به برکت انقلاب اکتبر، نه فقط هرنوع اقتصاد پولی» و همراه با آن، «هر نوع خصلت زشت مبتنی بر پولپرستی میان انسانها از بین خواهد رفت، بلکه علاوه بر آن تبدیل تمام و کمال قدرت به عشق تحقق خواهد یافت.»
  • (ارنست بلوخ، «روح اوتوپی»، ۱۹۷۱، ص ۱۹۷،
  • لوسوردو، «ماتریایلسم گرامشی»، ۲۰۰۰، ص ۷۹)

۹

  • حداقل در رابطه با اقتصاد پولی، که بلوخ امیدش را پیشگویانه در دل می پروراند، پول در شوروی بسیار رایج می شود.

۱۰

  • بلشویکی در سالهای چهل، جو روحی حاکم بعد از انقلاب اکتبر را چنین تصویر می کند:

الف

  • «ما کمونیستهای جوان همگی با این باور بزرگ شده بودیم که پول برای همیشه از بین خواهد رفت.

ب

  • ولی آیا اگر پول دو باره برگردد، سر و کله ثروتمندان بار دیگر پیدا نخواهد شد؟

پ

  • آیا ما دو باره خود را در سراشیبی سقوط به دره سرمایه داری نخواهیم یافت؟

ت

  • آیا سیستم اجتماعی ـ سیاسی که وحشت جنگ جهانی اول را سبب شده بود، دو باره زنده نخواهد شد؟»
  • (الف. فیگس، «یک تراژدی مردمی»، ۱۹۹۶، ص ۹۲۶)

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۲۴۴)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت یازدهم

بخش دوم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۱ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

رئیس دهی با پسر در رهی

گذشتند بر قلب شاهنشهی

که حالش بگردید و رنگش بریخت

ز هیبت به بیغوله ای در گریخت

«بلی»،

گفت:

«سالار و فرماندهم

ولی عزت ام هست، تا در ده ام»

نگفتند حرفی زبان آوران

که سعدی نگوید، مثالی بر آن:

مگر دیده باشی که در باغ و راغ

بتابد به شب، کرمکی چون چراغ

یکی گفتش:

«ای کرمک شب فروز

چه بود ات که بیرون نیایی به روز؟»

ببین کآتشی کرمک خاکزاد

جواب از سر روشنائی چه داد،

که من روز و شب جز به صحرا نی ام

ولی پیش خورشید پیدا نی ام.

ادامه دارد.

کلنجار ایده ئولوژیکی با همنوع (۴۹۹)

میم حجری

امامی

صدای صدا و سیما

تنها صدا ست که می ماند.

https://hadgarie.blogspot.com/2025/06/blog-post_0.html

ادامه دارد.

درنگی در شعری از سیاوش کسرایی تحت عنوان «ای واژه خجسته آزادی» (۷)

سیاوش کسرایی

درنگی

از

شین میم شین

ای نازینن من ، گل صحرایی
ای آتشین شقایق پر پر
ای پانزده پر متبرک خونین
بر بادرفته از سر این ساقه جوان

من زیست می دهم به تو در باغ خاطرم
من در درون قلبم در این سفال سرخ
عطر امیدهای تو را غرس می کنم.
من بر درخت کهنه اسفند می کنم به شب عید
نام سعید سفیدت را ای سیاهکل ناکام.

معنی تحت اللفظی:

ای پانزده پر خونین خجسته که از ساقه جوان بر باد رفته اید،

ای نازنینان من،

ای گلهای صحرایی من،

ای شقایق های پر پر آتشین من،

من شما را در باغ خاطرم رشد خواهم داد.

من عطر امید های شما

را

در کاسه قلبم (دلم) که شبیه سفال سرخی است،

خواهم کاشت.

ای سیاهکل ناکام

من نام خجسته تو

را

بر درخت اسفند در شب نوروز به یادگار خواهم کند.

در این بند آخر شعر

صراحت روشن وارد این شعر می شود.

۱

ای نازینن من ، گل صحرایی
ای آتشین شقایق پر پر
ای پانزده پر متبرک خونین
بر بادرفته از سر این ساقه جوان

سیاوش

شهدای پانزده گانه سیاهکل

را

فرزندان دلبند خود احساس و استنباط و تصور و تصویر می کند.

نازنین

گل صحرایی

شقایق پر پر آتشین

پر خجسته خونینی که از ساقه جوانی بر باد رفته است.

منظور سیاوش از پر، گلبرگ است که از گلی توسط باد کنده می شود و برده می شود.

سیاوش

در منظومه آرش

هم

از مفهوم «پر» برای توصیف برف در بوران بهره بر گرفته است.

«صبح می آمد»،

پیر مرد آرام کرد آغاز:

«پیش روی لشکر دشمن، سپاه دوست، دشت نه، دریایی از سرباز

آسمان الماس اخترهای خود را داده بود از دست

بی نفس می شد سیاهی در دهان صبح

باد پر می ریخت روی دشت باز دامن البرز .»

معنی تحت اللفظی:

عمو نوروز

گفت:

«آسمان ستارگان خود را از دست داده بود.

ظلمت در دهان سحر از نفس می افتاد.

باد برف ها را بسان انبوهی از پر سفید به دشت فراه دامن البرز می پراکند.»

ادامه دارد.

درنگی بر دروسی از امیر نیک آئین (۷)

هوشنگ ناظمی

(امیر نیک آئین)

درنگی

از

شین میم شین


فصل دوم

طبیعت، جامعه، انسان


درس ۵۱

مناسبات تولیدی


"تولید مادی، شالوده تکامل اجتماع و علت تعیین کننده این تکامل است"-

این یکی از مهمترین قوانین علم ماتریالیسم تاریخی است

که از درس گذشته به آموختن آن پرداختیم.

ولی برای فراگرفتن دقیق این قانون باید مقوله "شیوه تولید" را نیز همه جانبه بیاموزیم،

زیرا که درست همین شیوه تولید نعمات مادی است که در هر مرحله تاریخی معین، سیمای اجتماعی را مشخص می سازد و علت قاطع تکامل جامعه است.

شیوه تولید، علاوه بر "نیروهای مولده" که در درس گذشته آموختیم،

دارای جهت و جنبه اساسی دیگری هم هست که "مناسبات تولیدی" نام دارد.

۱

ولی برای فراگرفتن دقیق این قانون باید مقوله "شیوه تولید" را نیز همه جانبه بیاموزیم،

زیرا که درست همین شیوه تولید نعمات مادی است که در هر مرحله تاریخی معین، سیمای اجتماعی را مشخص می سازد و علت قاطع تکامل جامعه است.

نیک آیین

قادر به تفکر فلسفی و توضیح دیالک تیکی ـ ماتریالیستی مفهوم مناسبات تولیدی نیست.

به همین دلیل

به توضیح مفهوم شیوه تولید می پردازد.

این طرز تفکر ادامه همان طرز تفکری است که بنا بر آن،

«تولید مادی، شالوده تکامل اجتماع و علت تعیین کننده این تکامل است.»

ما این طرز تفکر به ظاهر مارکسی را طرز تفکر اکونومیستی (اقتصادی) می نامیم.

نیک آیین

در نهایت خواهد گفت که مناسبات تولیدی یکی از دو جزء شیوه تولید است.

بدون تمرین و تعلیم دیالک تیک مارکسیستی ـ ماتریالیستی آدم به این روز می افتد که نیک آیین افتاده است.

شیوه تولید چیست؟

۱

شیوه تولید به روند جذب و دفع انسان با طبیعت اطلاق می شود.

۲

شیوه تولید به نحوه و نوع توسعه مشخص تولید نعمات مادی اطلاق می شود.

۳

شیوه تولید به ویژه، به نحوه و نوع توسعه مشخص تولید وسایل تولید و وسایل زندگی در مرحله معین توسعه جامعتی فرماسیون اقتصادی جامعه اطلاق می شود.

(اصطلاح جامعتی را به تقلید از اصطلاح عقیدتی می سازیم:

عقیده، عقیدتی

جامعه، جامعتی

· مترجم)

مراجعه کنید به فرماسیون اقتصادی جامعه

۴

شیوه تولید، به بنیان مادی تعیین کننده توسعه جامعه ای (جامعتی) کلی اطلاق می شود

۵

شیوه تولید به شالوده (پایه، اساس) مادی برای تشکیل مشخص کلیه جوانب روابط حیات جامعه ای (جامعتی) اطلاق می شود.

۶

شیوه تولید در وحدت نیروهای مولده جامعتی با مناسبات تولیدی وجود دارد و واقعیت می یابد.

مراجعه کنید به نیروهای مولده، مناسبات تولیدی

۷

پاسخ ماتریالیستی به مسئله روندهای واقعی ـ علمی قابل درک توسعه حیات جامعه ای (جامعتی) ما را به این حقیقت امر رهنمون می شود که روند حیات جامعتی آدمیان را و قوای محرکه و خصایل محرکه روند تاریخی را نمی توان در شرایط طبیعی آدمیان و در غرایز طبیعی آدمیان بررسی کرد.

۸

روند حیات جامعتی آدمیان و قوای محرکه و خصایل محرکه روند تاریخی، در روند تاریخی ئی نهفته اند که از حد شرایط طبیعی و غرایز طبیعی آدمیان پا فراتر می نهند.

مراجعه کنید

به

شیوه تولید

بخش اول

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5484

بخش دوم

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5485

پایان

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دیالک تیک انقلاب (مقایسه روسیه با چین) (۳)

دومه نیکو لوسوردو
( ۱۹۴۱ ـ ۲۰۱۸ )

دیالک تیک انقلاب

(مقایسه روسیه با چین)

پروفسور دکتر دومه نیکو لوسوردو

برگردان

شین میم شین

بر اساس کدام قرارداد اجتماعی

حزب کمونیست چین به قدرت رسید؟

۱

  • در انقلابی که در حین جنگ تحمیلی امپریالیستی در می گیرد، قرارداد اجتماعی نقش بزرگی به عهده دارد.

۲

ولی در انقلابی (مثلا انقلاب چین) که عمدتا خصلت مبارزه رهائی بخش ملی دارد، نقش قرارداد اجتماعی به مراتب فزونتر است.

۳

  • مائو در آستانه تسخیر قدرت سیاسی (۲۱ سپتامبر ۱۹۴۹) تصریح می کند:

الف

  • «ملت ما از این به بعد دیگر ملتی نخواهد بود که به خفت و خواری این و آن تن در دهد!

ب

  • ما برخاسته ایم و دورانی که ملت چین به عنوان ملتی بی فرهنگ تلقی می شد، دیگر سپری شده است!»

۴

  • قرارداد اجتماعی در چین، بر مبنای خاتمه دادن به وضعیت نیمه مستعمره ـ نیمه فئودال چین تنظیم شد.

۵

  • مائو در سخنرانی خود ادامه می دهد:
  • «نیاکان ما بیش از یک قرن، از مبارزه علیه ستمگران داخلی و خارجی دست برداشتند».
  • (مائوتسه تونگ، «دیپلوماسی»، ۱۹۹۵، ص ۸۷)

۶

  • اگر ما به عصری که مورد نظر مائو ست، بنگریم، در می یابیم که منظور او «جنگ تریاک» است.

۷

  • پس حزب کمونیست چین قول می دهد، که به دوره مصیبت باری خاتمه دهد که در تاریخ چین با «جنگ تریاک» آغازشده است.

۸

  • در اشعار بعدی مائو که به تجلیل از قهرمانان خلق سروده است، بارها به این مسأله برمی خوریم:
  • «زنده و جاوید باد نام قهرمانانی که از سال ۱۸۴۰ در جنگهای بیشماری علیه دشمنان داخلی و خارجی، برای کسب استقلال، آزادی و رفاه ملی جان باخته اند!»
  • (مائوتسه تونگ، «آثار منتخبه»، ۱۹۷۸، جلد ۵، ص ۱۹)

۹

  • عقب ماندگی نیمه فئودالی صدساله به تجاوز بیشرمانه، مداخله، چپاول و سلطه جوئی قدرتهای بزرگ سرمایه داری میدان باز کرده بود و به تشدید هرچه بیشتر واپس ماندگی چین منجر شده بود!

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنعام ) (۴۱۵)

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَٰذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ﴾
[ الأنعام: ۶۳]

بگو:

چه كسى شما را از وحشتهاى خشكى و دريا مى‌رهاند؟

او را به زارى و در نهان مى‌خوانيد كه اگر از اين مهلكه ما را برهاند، ما نيز از سپاسگزاران خواهيم بود.

کریم

در این آیه،

از الله، یعنی از انعکاس انتزاعی اربابان برده دار،

منجی بندگان از خشکسالی و طوفان سر هم بندی می کند

و

از بندگان می خواهد که دست به تضرع بزنند و رهایی از خشکسالی و طوفان و غیره را
طلب کنند و جزو سپاسگزاران (مظهر تسلیم و اطاعت مطلق از الله و برده داران باشند.)

﴿قُلِ اللَّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ﴾
[ الأنعام: ۶۴]

بگو: خداست كه شما را از آن مهلكه و از هر اندوهى مى‌رهاند، باز هم بدو شرك مى‌آوريد.

کریم

در این آیه، ضمن تکرار منجی بشر بودن الله،

از شرک بندگان (برگزیدن ارباب دیگر) انتقاد می کند.

در این آیه،

دیالک تیک داد و ستد

به صورت دیالک تیک نجات و اطاعت و عبادت و عبودیت بسط و تعمیم داده می شود.

ادامه دارد.

درنگی در دعاوی بند تنبانی فروید (۵) (بخش آخر)

Sigmund Freud, Aufnahme von 1909.

سیگموند فروید

(۱۸۵۶ ـ ۱۹۳۹)

درنگی

از

شین میم شین

بنا بر نظریه فروید،
جامعه‌ای که توسط سیاست سرکوب می‌شود،

اغلب به شکلی معکوس واکنش نشان می‌دهد.

این واکنش ممکن است

در قالب طنز و شوخی به نقد سیستم حاکم برخیزد،

یا از مسیر هنر، میل‌های سرکوب‌شده‌اش را بروز دهد.

۱

بنا بر نظریه فروید،
جامعه‌ای که توسط سیاست سرکوب می‌شود،

اغلب به شکلی معکوس واکنش نشان می‌دهد.

منظور فروید و یا حریف از واکنش معکوس چیست؟

برای پیدا کردن جواب به این سؤال

باید ضد دیالک تیکی سرکوب را پیدا کرد.

ما با دیالک تیک کوبش و کرنش از سویی و با دیالک تیک سرکوب و شورش از سوی دیگر

سر و کار داریم.

هم سرکوب (کوبش) فرم های مختلف دارد و هم کرنش و هم شورش.

کرنش

به معنی همرنگ طبقه حاکمه (سرکوبگر) شدن است.

منظور فروید این است که توده سرکوب شده، به عوض کرنش، دست به شورش می زند:

دیالک تیک کوبش و شورش.

شورش

فرم های متفاوتی به خود می گیرد.

شورش می تواند

مقاومت و مبارزه در فرم های مادی و فکری و هنری باشد.

مثلا

انتقاد از سرکوب و سرکوبگر باشد.

فرم طنز و تحقیر و تمسخر و تخریب به خود بگیرد.

۲

این واکنش ممکن است

در قالب طنز و شوخی به نقد سیستم حاکم برخیزد،
یا از مسیر هنر، میل‌های سرکوب‌شده‌اش را بروز دهد.

آره.

انتقاد در هر قالبی

نه به معنی کرنش و تسلیم، بلکه به معنی شورش است.

انتقاد در قالب طنز و طعنه و تمسخر و جوک و غیره

فرمی از شورش (مقاومت و مبارزه) است.

دیالک تیک کوبش و شورش

اما

ربطی به پسیکولوژی و پسیکو ـ آنالیتیک (روانکاروی) ندارد.

همانظور که ذکرش گذشت، حتی میز به مشت وارده، واکنش نشان می دهد.

یعنی

دست به شورش می زند و نه به کرنش.

این قانونی فیزیکی است و نه پسیکولوژیکی.

پایان

درنگی در دعاوی احسان طبری (۶)

درنگی

از

شین میم شین

احسان طبری
نوشته های فلسفی و اجتماعی

جلد دوم

نظر ارسطو راجع به تکوین

ارسطو که هر یک از این موجودات را در مرتبۀ هستی‌شناسانۀ خاصی قرار داده است،

به فیلسوفان طبیعت‌گرای پیش سقراطی انتقاد می‌کند

که

جهانِ هستی را کلِ واحدی پنداشته، و همۀ موجودات را، اعم از عقلی، نفسی و جسمی، برآمده از یک اصل یا عنصر دانسته‌اند و همین موجب شده است تا از جایگاه واقعی تغیّر و کون و فساد که خاص عالَمِ تکوین است، غفلت کنند .

ویکی پیدیا

بیچاره ارسطو.

۱

ارسطو که هر یک از این موجودات را در مرتبۀ هستی‌شناسانۀ خاصی قرار داده است،

ارسطو کدام موجودات را در مرتبه اونتولوژیکی (هسی شناسی کذایی) خاصی قرار داده است؟

اصلا

مگر عقل و نفس جزو موجودات اند؟

ارسطو که خر نبوده است.

ارسطو

فیلسوفی ماتریالیست بوده است و منتقد جهان بینانه استاد ایدئآلیستش افلاطون.

۲

ارسطو

به فیلسوفان طبیعت‌گرای پیش سقراطی انتقاد می‌کند

که

جهانِ هستی را کلِ واحدی پنداشته، و همۀ موجودات را، اعم از عقلی، نفسی و جسمی، برآمده از یک اصل یا عنصر دانسته‌اند و همین موجب شده است تا از جایگاه واقعی تغیّر و کون و فساد که خاص عالَمِ تکوین است، غفلت کنند .

کل واحدی انگاشتن هستی به چه معنی است؟

کل

هر چا باشد در دیالک تیک جزء و کل است.

یعنی

کل

دیالک تیکی از ماده و روح (وجود و شعور) است.

وقتی ارسطو از دیالک تیک (ماده) بی فرم و فرم سخن می گوید،

عینا و عملا

دیالک تیک فرم و محتوا

را

به زبان فردوسی

دیالک تیک چیز و ناچیز

را

تبیین می دارد:

ناچیز = ماده بی فرم و یا محتوا

چیز = فرم

که یزدان ز ناچیز، چیز آفرید.

فردوسی

می توان گفت

که

ارسطو

با تعیین کننده تلقی کردن فرم (خدا جا زدن فرم) در این دیالک تیک،

دیالک تیک فرم و محتوا را وارونه می سازد.

برای اینکه نقش تعیین کننده در دیالک تیک فرم و محتوا از آن محتوا ست و نه از آن فرم و یا به قول ارسطو، خدا.

فردوسی

ناچیز را واقعا موجود و پیشاپیش موجود می داند

و

نقش یزدان را در تولید (تبدیل ناچیز به چیز، مثلا تبدیل چوب به میز و صندلی) خلاصه می کند.

یزدان

مولد (تولید کننده) است و نه خالق و آفریننده.

ایراد ارسطو

استفاده از دیالک تیک بی فرم و فرم به عوض دیالک تیک ماده و روح (وجود وشعور) بوده است.

۳

همۀ موجودات را، اعم از عقلی، نفسی و جسمی، برآمده از یک اصل یا عنصر دانسته‌اند

منظور فلاسفه متنوع از اصل و یا عنصر اولیه،

منشاء هستی بوده است

که ربطی به «کل واحد کذایی» ندارد.

مثلا

منشاء دانستن آب و خاک و هوا و آتش

منشاء دانستن عدد

منشاء دانستن آتش و غیره

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۲۴۳)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت یازدهم

بخش دوم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۱ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

چو سلطان عزت علم بر کشد

جهان سر به جیب عدم در کشد.

معنی تحت اللفظی:

اگر خدا اراده کند، همه چیز هستی نیست و نابود می شود.

سعدی

در این بیت شعر،

دوباره

دیالک تیک ماده و روح

و

یا دیالک تیک وجود و شعور

را

به شکل دیالک تیک جهان و سلطان عزت بسط و تعمیم می دهد و وارونه می سازد.

این حکم

اولا

بدان معنی است که شعور و روح (سلطان عزت) بر ماده و وجود (جهان) تقدم دارد.

ثانیا

شعور و روح (سلطان عزت) خالق ماده و وجود (جهان) است.

ثالثا

قادر به امحای آن است.

کسی که در بیت اول از هیچ بودن هستی مادی آغاز کرده بود و جز خدا چیزی نمی دید،

اکنون فرمان انهدام و امحای جهان، یعنی هیچ را به علم کشی سلطان عزت می بندد.

مردم را می توان به هزاران ترفند فریب داد،

ولی سر خود به دشواری می توان کلاه گذاشت،

به ویژه اگر درون آن سر، مغزی اندیشنده (خردی خروشان)

در جنب و جوش باشد.

ماجرای سعدی از این قرار است.

او همه را می تواند فریب دهد، ولی خرد خروشان خود را نمی تواند.

سعدی نمی تواند جهان را هیچ و انعکاس آسمانی ـ انتزاعی آن (خدا) را همه چیز تلقی کند.

هنر وارونه سازی

فن و ترفندی برای فریب عوام الناس است،

نه برای خودفریبی.

واقعیت این است که جهان مادی نه خلق شدنی است و نه نابود کردنی.

ماده لایزال

تغییر شکل می دهد، ولی نیست و نابود نمی شود.

خودجنب و خودزا و خودپو ست

و

اینها همه بر طبق قوانین عینی شناخته شده و شناخته نشده صورت می گیرند.

نیستی هرگز نبوده و هرگز نخواهد بود.

ماده لایزال،

ازلی و ابدی است و این را همه علوم طبیعی اثبات کرده اند.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دیالک تیک انقلاب (مقایسه روسیه با چین) (۲)

دومه نیکو لوسوردو
( ۱۹۴۱ ـ ۲۰۱۸ )

دیالک تیک انقلاب

(مقایسه روسیه با چین)

پروفسور دکتر دومه نیکو لوسوردو

برگردان

شین میم شین

۱۴

  • کلکتیویزاسیون (دسته جمعی کردن) کشاورزی در روستاها مورد حمایت وسیع دهقانان قرار نمی گرفت و می بایستی از بالا و از خارج عملی شود که خود باعث تیره شدن روابط رهبری بلشویکی با دهقانان می گردید.

۱۵

  • علاوه بر این مناسبات میان روسها و اقلیتهای ملی که اکثریت روستائیان را تشکیل می دادند، خدشه دار می شد.

۱۶

  • با تجاوز آلمان هیتلری، قرارداد اجتماعی دیگری از نو فرمولبندی شد:

الف

  • در جنگ کبیر میهنی، می بایستی مصممانه با تحمل بار جنگ و دادن قربانیان بیشمار که تجاوز هیتلری سبب می شد، از استقلال کشور به دفاع برخاست و کلیه ملیت های اتحاد شوروی را از گزند بردگی « نژاد برتر» رایش سوم نجات داد.

ب

  • حداقل برای مدتی به تعقیب مذهبی مردم خاتمه داده شد که به بهبود رابطه با مردم مناطق روستائی و اقلیت های ملی منجر گردید که آماج اصلی «جنگ صلیبی» برای ایجاد دولت لامذهب بودند.

۱۷

  • با شکست رایش سوم، این سیاست تفاهم ملی نیز دوباره کنار گذاشته شد و باعث بحران قرارداد اجتماعی جدید گردید و دولت شوراها زیر فشارهای کمرشکن جدیدی به محک آزمایش زده شد، که جنگ سرد و مخارج خارق العاده مسابقه تسلیحاتی به دنبال داشت.

۱۸

  • ولی وخامت آمیزترین بحران را خروشچف به راه انداخت که با بد نام کردن استالین، بدون انتقاد رئالیستی (واقع بینانه) از او آغاز کرده بود.

۱۹

  • این سیاست، بیشتر حالت تسویه حساب در درون حزب کمونیست اتحاد شوروی و جنبش بین المللی کمونیستی به خود گرفته بود.

۲۰

  • بدین طریق، نه فقط شخصیت برجسته جنگ کبیر میهنی، بلکه همچنین قرارداد اجتماعی مربوط بدان را نابود ساخت، به یک بحران هویتی جدی دامن زد و خلاء تاریخی ژرفی در جامعه به جا گذاشت.

۲۱

  • مردم شوروی اکنون مجبور بودند، با دو پدیده بنیادی قطع رابطه کنند:

الف

  • از سوئی با رژیم تزار که به برکت انقلاب اکتبر سرنگون شده بود

ب

  • و از سوی دیگر با رژیمی که پس از پیروزی انقلاب و به عبارت دقیقتر چند سال پس از آن روی کار آمده بود.

۲۲

  • خروشچف ـ معلق زنان در این خلاء ـ قرارداداجتماعی خیالی جدیدی را اعلام کرد.

۲۳

  • قرارداد غیرواقع بینانه ای که بر اساس آن اتحاد شوروی با رشد سریع نیروهای مولده ایالات متحده امریکا را پشت سرخود خواهد گذاشت و به مرحله کمونیستی، یعنی مرحله محو طبقات، دولت و غیره و غیره وارد خواهد شد.

۲۴

  • این برنامه حیرت انگیز، مسخره بودن خود را روز به روز عیانتر ساخت و احتمالا همراه با خلاء تاریخی یاد شده، تأثیر ویرانگری باقی گذاشت.

۲۵

  • بدین طریق، نقطه بحرانی انقلاب و نقطه بحرانی قرارداد اجتماعی به همدیگر برخوردند:

الف

  • نخست با پس گرفتن سیاست اقتصادی جدید (نپ)

ب

  • و سپس با ترک پلاتفرم میهنی که نتیجه درخشان مقاومت علیه تجاوز هیتلری بود.

۲۶

  • در حالی که به نظر اکثریت قریب به اتفاق مردم کشور، مسئله انقلاب از مسئله ملی تفکیک ناپذیر بود و این امر تنها در مورد جنگ کبیر میهنی صادق نبود.

۲۷

  • دو دهه قبل، غلبه بر ضد انقلاب، که تحت حمایت و تحریک دول بیگانه، به وسیله باندهای سفید صورت می گرفت، تنها به برکت روی آوردن بلشویکها به ملت روس، یعنی «مبارزه رهائی بخش ملی علیه متجاوزین خارجی، به سردگی قوای امپریالیستی که قصد تبدیل روسیه به مستعمره خود داشتند»، ممکن شده بود.

· (رادیک در این زمینه نقش برجسته ای بازی کرد.)

۲۸

  • بر این اساس بود که بروسیلوف تغییر موضع داده و به بلشویکها پیوسته بود.

(بروسیلوف ژنرال برجسته با پایگاه طبقاتی اشرافی و از ژنرالهای انگشت شماری بود که در جنگ جهانی اول خدمات بزرگی به کشور خود ادا کرده بود!)

· به قول خودش، چون «احساس وظیفه نسبت به ملت خود، مرا بارها واداشته که برخلاف تمایلات طبیعی و اجتماعی خود عمل کنم!»

(استدلال ژنرال برای تغییر موضع خود.)

(الف. فیگس، «تراژدی خلقی»، ۱۹۶۶)

ادامه دارد.

درنگی در شعری از سیاوش کسرایی تحت عنوان «ای واژه خجسته آزادی» (۶)

سیاوش کسرایی

درنگی

از

شین میم شین

آیا دوباره دستی
از برترین بلندی جنگل
از دره های تنگ
صندوقخانه های پنهان این بهار
از سینه های سوخته صخره های سنگ
گل خارهای خونین خواهد چید؟

معنی تحت اللفظی:

آیا باز هم در سیاهکل جوانان عاصی بر خاک خواهند افتاد؟

سیاوش

در این بند شعر

قله های بلند و دره های تنگ سیاهکل

را

به صندوقخانه های (گنجینه های) پنهان بهار

و

اعضای گروه سیاهکل را به گلخارهای خونین (درها و گوهرهای سرخ) تشبیه می کند که از خون شان صخره های کوه رنگین گشته است.

سؤال سیاوش این است

که

این پدیده یکباره بوده است و یا ادامه خواهد یافت؟

سیاوش

اعضای گروه سیاهکل را سرخ یعنی کمونیست تصور و تصویر می کند.

آیا هنوز هم
آن میوه یگانه آزادی
آن نوبرانه را
باید درون آن سبد سبز جست و بس؟

معنی تحت اللفظی:

آیا همچنان و هنوز باید آزادیخواهان را فقط در جنگلها جست و جو کرد؟

سیاوش

در این بند شعر،

جنگل را به سبد سبزی تشبیه می کند

و

گروه سیاهکل را به میوه بی همتا و نوبر آزادی.

منظور سیاوش این است

که

کی جنبش آزادی خواهانه شهرها و روستاها و کارخانه ها و خیابان ها را در بر خواهد گرفت؟

سیاوش

دلیل طبقاتی و اقتصادی ـ اجتماعی عصیان تروریستی فدایی و مجاهد اسلام و خلق را نمی داند.

احتمالا

نمی خواهد هم بداند

و گرنه دیدنش دشوار نیست

که

این عصیان ها پس از پیروزی انقلاب ضد فئودالی سفید آغاز شده اند

و

هدف و آماج طبقاتی ارتجاعی آنها

رستاوراسیون (احیای شرایط فئودالی قبل از انقلاب سفید) است.

با باد شیونی است
در بادها زنی است که می میرد
در پای گاهواره این تل و تپه ها
غمگین زنی است که لالایی می گوید.

معنی تحت اللفظی:

باد به شیون آلوده است.

زنی در باد می میرد.

در گهواره تل ها و تپه های کوه سیاهکل زنی لالایی می گوید.

سیاوش

در این بند شعر

تل ها و تپه های سیاهکل

را

به گهواره ای تشبیه می کند

و

گروه سیاهکل

را

به نوزادی خفته در گهواره تل ها و تپه ها

و

باد

را

به مادری تشبیه می کند که پای گهواره تل ها و تپه ها در سوگ نوزادش شیون می کشد.

سیاوش

از

مرگ جوانان عاصی عمیقا رنج می برد.

ادامه دارد.

درنگی در دعاوی احسان طبری (۵)

درنگی

از

شین میم شین

احسان طبری
نوشته های فلسفی و اجتماعی

جلد دوم

طبری

"اگر قوانین تکوین در گذشته به درستی درک نشود، پیش ً نگری خطا است.

معنی تحت اللفظی:

پیش شرط لازم برای پیش بینی حوادث آتی، درک درست قوانین تکوین ماضی است.

در بحث از تکوین،

دو وجه جهان‌شناختی ـ متافیزیکی و طبیعی قابل بررسی است.

وجه متافیزیکی

تکوین از دیدگاه جهان‌شناسانه و متافیزیکی:

در نظامِ کیهان‌شناختیِ مشائی،

جهانِ هستی به ترتیبِ عقل، نفس، فلک، عناصر و مرکبات توضیح داده می‌شود.

آن‌گاه که اجسام فلکی یا کرات آسمانی به تمامی به وجود آمدند،

ایجادِ عالمِ زیر ماه که همان جهانِ زمینی است، آغاز می‌گردد.

ویکی پیدیا

معنی تحت اللفظی:

برای درک معنی و محتوای تکوین، باید دو جنبه زیر را در نظر گرفت:

کوسمولوژی ماورای طبیعی

کوسمولوژی طبیعی.

در مکتب فلسفی مشائی کذایی،

هستی به ترتیب از عناصر زیر تشکیل یافته است:

عقل

نفس

فلک

اتم ها

مولکول ها

نخست ستارگان و سیارات و ماه های آسمانی پدید می آیند.

بعد

زمین تشکیل می یابد.

در این تصورات و تخیلات و توهمات و خرافات مشائی

وارونه اندیشی تمامعیار

عرض اندام می کند

و

راست راست راه می رود و عربده می کشد.

قبل از این از بشر نام و نشانی باشد،

عقل و غریزه (نفس) پدید می آیند.

غریزه و عقل انتزاعی و مطلق.

بی نیاز از اندام و ارگانیسم و حیوان و انسان.
غریزه و عقل درخود.

بعد نوبت به فلک و مخلفات می رسد.

بعد

اتم ها و مولکول ها (عناصر و مرکبات) از نیستی پا به عرصه هستی می نهند.

بعد

نوبت به زمین می رسد.

ادامه دارد.

درنگی بر دروسی از امیر نیک آئین (۶)

هوشنگ ناظمی

(امیر نیک آئین)

درنگی

از

شین میم شین


فصل دوم

طبیعت، جامعه، انسان


درس ۵۱

مناسبات تولیدی


"تولید مادی، شالوده تکامل اجتماع و علت تعیین کننده این تکامل است"-

این یکی از مهمترین قوانین علم ماتریالیسم تاریخی است

که از درس گذشته به آموختن آن پرداختیم.

معنی تحت اللفظی:

پایه و اساس توسعه جامعتی را تولید مادی تشکیل می دهد.

تولید مادی علت تعیین کننده معلولی به نام توسعه جامعتی است.

این یکی از قوانین عام علمی موسوم به ماتریالیسم تاریخی است.

۱

"تولید مادی، شالوده تکامل اجتماع و علت تعیین کننده این تکامل است"

نیک آیین در این جمله

تولید مادی را علت تعیین کننده توسعه جامعتی می داند.

ایراد این ادعای او

در تلاش او به توضیح توسعه جامعتی با تکیه بر اصل علیت است.

علت

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7618

تأثیر

(معلول)

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12086

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12095

علیت

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14046

پایان

علیت

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2874

پایان

اصل علیت مبتنی بر دیالک تیک علت و معلول است.

هر علتی معلولی را در پی دارد و ضمنا خودش، معلول علت دیگری است.

در
دیالک تیک علت و معلول

حلقه اول و آخر وجود ندارد.

هگل

از بی پایانی کریه سخن گفته است.

از این رو

سؤال این خواهد بود که اگر تولیدی مادی علت توسعه جامعتی است،

خود تولید مادی معلول چیست

و

خود آن علت، معلول چیست؟

علت العللی (خدایی)

وجود ندارد.

۲

"تولید مادی، شالوده تکامل اجتماع و علت تعیین کننده این تکامل است"-

این یکی از مهمترین قوانین علم ماتریالیسم تاریخی است.

نیک آیین خیال می کند

که

ماتریالیسم تاریخی

یک علم است.


نیک آیین

نمی داند که علم چیست و تفاوت علم با فلسفه چیست.

تفاوت علم با فلسفه این است

که

موضوع هر علم، جزء است.

مثلا

موضوع علم شیمی، اتم

است

و

موضوع فیزیک کلاسیک، مولکول

و

موضوع بیولوژی، سلول.

در حالیکه موضوع فلسفه، کل است.

دیالک تیک علم و فلسفه

فرمی از بسط و تعمیم دیالک تیک جزء و کل است.

حقیقت هم در کل است و نه در جزء.

نیک آیین

خودش در این زمینه

حکایتی از مولانا راجع به فیل ذکر می کند:

حقیقت فیل

در کل فیل است و نه در دست و پا و دم و خرطوم فیل.

یعنی

با تکیه بر علوم نمی توان به کشف حقیقت نایل آمد.

برای کشف حفیفت

به فلسفه مارکسیستی نیاز بی چون و چرا هست.

فلسفه مارکسیستی

در تحلیل نهایی

مبتنی بر سه پایه اساسی است:

ماتریالیسم دیالک تیکی

ماتریالیسم تاریخی

تئوری شناخت مارکسیستی ـ لنینیستی

یعنی

ماتریالیسم تاریخی

فلسفه است و نه علم.

اکنون این سؤال پیش می آید

که

تفاوت موضوعی این سه پایه اساسی فلسفه مارکسیستی چیست؟

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنعام ) (۴۱۴)

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ ۖ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّطُونَ﴾
[ الأنعام: ۶۱]

اوست قاهرى فراتر از بندگانش.

نگهبانانى بر شما مى‌گمارد، تا چون يكى از شما را مرگ فرا رسد

فرستادگان ما بى هيچ كوتاهى و گذشتى جان او بگيرند.


کریم

در این آیه،

به توضیح روند و روال مرگ و میر بشر می پردازد:

در این آیه،

مرگ بشر امری طبیعی ـ عینی تصور می شود.

روزی اجل طبیعی و عینی کسی فرا می رسد.

اما

برای قبض روح او، یعنی برای جدا کردن روح از جسم او و باقی گذاشتن جنازه ای از او، واسطه و میانجی ئی تعیین شده است:

واسطه ای بین بشر و ملک الموت (عزرائیل).

وظیفه واسطه خبر دادن رسیدن اجل کسی به ملک الموت است.

این بدان معنی است که بشر تحت نظر مدام نگهبانان الهی است.


﴿ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ ۚ أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ﴾
[ الأنعام: ۶۲]

سپس به نزد خدا، مولاى حقيقى خويش بازگردانيده شوند.

بدان كه حكم حكم اوست و او سريع‌ترين حسابگران است.

کریم

در این آیه،

دیالک تیک ارباب و بنده

را

به شکل دیالک تیک مولا و بشر بسط و تعمیم می دهد.

الله

مولا و ارباب بندگان (بشریت) تصور می شود.

بشر پس از قبض روح به نزد الله برده می شود.

نه جسد و جنازه اش، بلکه روحش.

جسد و جنازه اش چال می شود.

روحش اما به روح مطلق برگردانده می شود.

الله

عملا و عینا

روح مطلق تصور می شود

و

بشریت

دیالک تیکی از جسم و روح.

کریم

به لحاظ بینشی به هگل شباهت دارد.

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۲۴۲)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت یازدهم

بخش دوم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۱ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

که گر آفتاب است، یک ذره نیست

و گر هفت دریا ست، یک قطره نیست

معنی تحت اللفظی:

در قاموس حقایق شناسان

خورشید ذره ای حتی نیست

و

همه دریاها و اقیانوس ها، قطره ای حتی نیست.

سعدی

در این بیت شعر،

برای نشان دادن تفاوت اهل قیاس با ارباب معنی،

دیالک تیک جزء و کل را به شکل دیالک تیک ذره و آفتاب و دیالک تیک قطره و هفت دریا بسط و تعمیم می دهد و وارونه می سازد:

کل (آفتاب و هفت دریا) در جزء (ذره و قطره) غرق می شود.

شاعری از قماش ارباب معنی در قرن بیستم همین یاوه را تکرار خواهد کرد:

دریا غرق جویبار است.

)دکتر بهروز آرمان: «راز چشم » انتشارات ثالث ۱۳۸۳، ص ۱۱)

در دیار سعدی،

تا چشم کار می کند، وارونه سازی حقایق روشن در دستور کماکان روز است و بس.

سعدی اکنون با تبختری فئودالی به منبر می رود و مخاطب انتزاعی خود را مثل شاملو مورد یورش قرار می دهد و او را به دلیل باور به عظمت دریا و خورشید، فرمالیست (اهل صورت) می نامد و از اهل معنی کذائی سخن می گوید که هستی را با چشمی دیگر می بینند و دریا را قطره ای و خورشید را ذره ای حتی تلقی نمی کنند.

نسبیتی که سعدی وارد بحث می کند، نسبیتی غیرعلمی است.

خورشید در سیستم مختصاتی به نام کاینات، در جوار خورشیدهای بیشمار و بزرگتر دیگر می تواند ذره ای تلقی شود، ولی تنها در آن سیستم مختصات و نه در خارج از آن.

خورشید تابان سیستمی مستقل و غول آسا ست.

خورشید خود، دیالک تیک جزء و کل است و نمی توان آن را به چرخش قلمی ذره ای تلقی کرد.

نسبی و مطلق دیالک تیکی را تشکیل می دهند.

انکار این دیالک تیک عینی به معنی انکار جاهلانه حقیقت هستی است.

بزرگی و کوچکی هر چیز در سیستم مختصات معینی تعیین می شود،

نه در ورای سیستم مختصات،

نه به خودی خود،

نه بسته به میل و هوس ارباب معنی.

ادامه دارد.

درنگی در دعاوی بند تنبانی فروید (۴)

Sigmund Freud, Aufnahme von 1909.

سیگموند فروید

(۱۸۵۶ ـ ۱۹۳۹)

درنگی

از

شین میم شین

بنا بر نظریه فروید،
جامعه‌ای که توسط سیاست سرکوب می‌شود،

اغلب به شکلی معکوس واکنش نشان می‌دهد.

این واکنش ممکن است

در قالب طنز و شوخی به نقد سیستم حاکم برخیزد،

یا از مسیر هنر، میل‌های سرکوب‌شده‌اش را بروز دهد.

ایراد دیگر بینش فرویدیستی (پسیکولوژیستی)

خصلت متافیزیکی (غیر دیالک تیکی) آن است.

۱

جامعه‌ای که توسط سیاست سرکوب می‌شود،

در این جمله فروید

دیالک تیک زیر بنای اقتصادی و روبنای ایده ئولوژیکی

نادیده گرفته می شود.

حتی

به مراتب بدتر.

از روبنای ایده ئولوژیکی فقط سیاست در نظر گرفته می شود و بقیه عناصر آن مذهب، دولت، قضاوت، هنر، اخلاق و غیره مسکوت گذاشته می شود.

به عبارت روشنتر،

سرکوب اقتصادی و ایده ئولوژیکی نادیده گرفته می شود.

سرکوب سیاسی می تواند فرم های گوناگون زیر را داشته باشد:

انحلال (منحل سازی) احزاب سیاسی

ممنوع سازی فعالیت سیاسی

ممنوعیت شرکت احزاب مخالف طبقه حاکمه در انتخابات پارلمانی

شناسایی و تهدید و منفعل سازی و دستگیری و اعدام و ترور دگر اندیشان سیاسی

جلوگیری از تشکیل انجمن های صنفی ـ سیاسی

سرکوب سیاسی

هیچگاه و هیچ جا

به صورت ایزوله و مجزا از سرکوب اقتصادی و ایده ئولوژیکی صورت نمی گیرد.

اولین اقدام برای سرکوب و انحلال حزبی

مسدود سازی حساب های بانکی اعضای آن و ضبط دارایی آنها ست.

تعطیل سندیکاها و اتحادیه های صنفی و سیاسی و اقتصادی

تعطیل رسانه های تئوریکی و تبلیغاتی و سیاسی اجزاب مخالف

ممنوع سازی هماندیشی علمی و انقلابی

جرم قلمداد کردن چاپ و انتشار و فروش و حتی مطالعه کتاب مضرره برای طبقه حاکمه است.

متد فکری فرویدیستی (پسیکولوژیستی)

اما

متافیزیکی (غیر دیالک تیکی) است.

ایراد اساسی تر فرویدیسم (پسیکولوژیسم)

این است که مفاهیم پسیکولوژیکی و پسیکو ـ آنالیتیکی (روانکاوی)

به درد بررسی مسائل جامعتی نمی خورند.

هر رشته علمی و فقهی و فلسفی و هنری

مفاهیم و قوانین و قانونمندی های خاص خود را دارد.

مفاهیم و قوانین و قانونمندی هایی

که

فقط در حیطه موضوعی مربوطه کم و یا بیش به کار می آیند.

به همان سان که با چرخ خیاطی نمی توان زمین را شخم زد و یا آشپزی کرد.


چرخ خیاطی

فقط به درد دوخت و دوز می خورد

و

نه، به درد کشت و زرع و پخت و پز.

ادامه دارد.