خودآموز خوداندیشی (بخش صد و بیست و ششم)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت ششم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۸۶ ـ ۸۷)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

۱۲۶۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16548

۱۲۶۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16555

۱۲۶۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16559

۱۲۶۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16566

۱۲۶۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16573

۱۲۶۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16579

۱۲۶۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16584

۱۲۶۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16592

۱۲۶۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16597

۱۲۷۰

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16604

ادامه دارد.

درنگی در هشداری از محسن وثوقی (موساد و جمهوری اسلامی) (۱۷)

سازمان اطلاعات و عملیات ویژه

(موساد)

درنگی

از

شین میم شین

محسن وثوقی

دولت ایران، دستخوش بی عملی شرم آوری است.

محسن وثوقی

در لفافه وطن پرستی و احساس مسئولیت مزورانه،

به دولت ایران، تهمت می زند و توهین می کند.

طرز «تفکر» و طرز رفتار روزمره روشنفکران وطنی پر مدعا

همین است:

یا الکی احسنت می گویند

و

یا

بی پروا و بی شرمانه تهمت می زنند و تحقیر و توهین می کنند

تا بدین طرق عوامفریبی و علامه نمایی کنند.

محسن وثوقی

به همین دلایل، ایران دستخوش بحران امنیتی است.

محسن وثوقی معنی بحران را هم نمی داند.

در واویلای تجاوز و ترور و بمیاران کشور

دم از بی عملی حکومت و بحران امنیتی می زند.

ایران کشور پهناوری است.

ایران به وسعت سه کشور بزرگ اروپا ست.

ایران ۳۰ برابر اسرائیل است.

ایران کشوری قاره واره است.

نفوذ در این کشور و تشکیل آشیانه های ترور و تخریب برای مجرب ترین سازمان های اطلاعاتی امپریالیستی و صهیونیستی دشوار نیست.

ضمن اینکه دولت ایران با دشمنان داخلی اهریمن خو نیز سر و کار دارد

که آب به آسیاب دشمنان خارجی می ریزند.

ایران در اوایل تشکیل جمهوری اسلامی

به لحاظ اطلاعاتی و امنیتی

وضع به مراتب بدتری داشته است.

مثال:

سلطنت طلب ها

پس از فرار شاه و شهبانو

به ترور کور شهروندان در شهرها روی آوردند.

در اماکن پر رفت و آمد مثلا در بازار تهران بمب گذاری می کردند.

شبانه به کمیته های شهری در اقصا نقاط شهرها

حمله مسلحانه می کردند و دست به ترور جوانان می زدند.

اشرار کرد و غیره

در مناطق کردنشین، دست به رهزنی و غارت مسافرین و کامیون ها می زدند.

احزاب کرد و سازمان های چپنما

به تسخیر شهرها و برقراری حکومت های خاص خود مبادرت می ورزیدند و پاسگاه ها را محاصره و تسخیر و پاسداران جوان را ترور می کردند.

چیزی نگذشت که سازمان آنارشیستی ـ تروریستی مجاهدین خلق

موجی از ترور روحانیت خمینیستی به راه انداختند.

هر روز انتخاری تروریستی صورت می گرفت و امام جمعه ای تکه تکه می شد.

هر روز بمبی در در اداره ای منفجر می شد.

حتی در مجلس شورای اسلامی

در معرکه اجلاس نمایندگان که از عالی ترین مقامات سیاسی ـ روحانی از قبیل بهشتی و غیره تشکیل می یافتند،

بمب مهیبی منفجر شد، مجلس به مخروبه ای مبدل شد و قتل عام وحشتناکی صورت گرفت.

حتی

خود خامنه ای به تصادفی از مهلکه بمب منفجر شده در مسیر حرکت خود، جان سالم به در برد و دستی از دستانش فلج شد.

بعد توطئه کودتا توسط بقایای ارتش شاهنشاهی تحت رهبری دار و دسته بختیار و غیره خنثی شد.

بعد

توطئه ترور شخص شخیص خمینی توسط نزدیکترین همراه و همدم و همنشین خمینی،

حضرت صادق قطب زاده

افشا و خنثی شد.

بعد

حمله مجاهدین خلق از عراق آغاز شد.

بعد

جنبش های امپریایلستی ـ فمینیستی

تحت سرکردگی دار و دسته موسوی اوج گرفت

و

اعتبار طبقه حاکمه جدید حسابی لطمه برداشت

و

همین اواخر جنبش امپریالیستی - صهیونیستی زن زندگی آزادی

به انقطاب مصنوعی جامعه منجر شد و خون چشمگیری از حکومت و خلق ریخت.

اما علیرغم این فجایع تروریستی ـ نفوذی ـ تخریبی دم به دم

کسی از بحران امنیتی دم نزد.

کسی هم خم به ابرو نیاورد.

چرا و به چه دلیل اکنون پس از تثبیت و تحکیم در اثر ترقی و توسعه علمی و فنی و صنعتی و فن اورانه چین آسا باید از بحران امنیتی دم زد؟

برای تضمین امنیت کشور پهناور

فقط سازمان اطلاعات و امنیت کافی نیست.

علاوه بر آن، توده باید حساس شود و حراست از حقانیت طبقه حاکمه کنونی سازمان داده شود.

امپریالیسم و صهیونیسم

در صدد رژیم چنج و تجزیه و تلاشی کشورند.

هدف شان بالکانیزاسیون ایران و عراق و سوریه و لبنان و روسیه و ج. خلق چین است.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دین (مذهب) (۱۰)

پروفسور دکتر ورنر شوفنهاور

(۱۹۳۰ ـ ۲۰۱۲)

برگردان

شین میم شین

مسیحیت

۱

  • در دوره بحران جامعه برده داری، مسیحیت ـ به مثابه مذهب توده های ستمکش و تحت استثمار امپراطوری روم ـ پا به صحنه می نهد که عناصر عقیدتی و اساطیری مذاهب جهان باستان را، به ویژه مذهب یهود را، به صورت تغییر یافته ای در بردارد.

۲

  • مسیحیت در آغاز ـ به مثابه یکی از جریانات مذهبی ـ در محافل یهودی در محلات یهودی نشین اروپا به وجود آمده بود.

۳

  • مسیحیت حاوی عناصر زیر بوده است:

الف

  • مسیحیت حاوی ایده مسیحا، به مثابه منجی (نجات دهنده) مردم از عذاب زندگی اجتماعی بود.

ب

  • مسیحیت حاوی عناصر جریانات مذهبی ـ فلسفی (استوئا، فیلون) بود.

پ

  • مسیحیت حاوی نظریاتی از جریانات مذهبی ـ فلسفی (استوئا، فیلون) در رابطه با گناهمندی جهان (بشریت)، آموزه مربوط به روح و واسطه الهی آنها، اعتقاد به خدایان دو باره زنده شونده (نبات واره. مترجم)، تصورات مربوط به انسان ـ خدا، که در اعتقاد به امپراطوران روم به وجود آمده بود، بود.

۴

  • هیئت عرفانی مسیح، بر شالوده همه این عناصر قوام یافته بود.

۵

  • مسیحیت در جریان توسعه بعدی اش، به موعظه قناعت و تسلیم می پردازد که از سوی طبقات استثمارگر در راستای منافع شان مورد سوء استفاده قرار می گیرد و در قرن چهارم میلادی به مذهب حاکم مبدل می شود.

۶

  • پس از تقسیم امپراطوری روم به دو قسمت شرقی و غربی، از قرن نهم تا یازدهم میلادی، دو کلیسای مسیحی نیز پا به عرصه وجود می نهند که هنوز هم وجود دارند:

الف

  • کلیسای کاتولیکی در غرب

ب

  • کلیسای ارتدوکس (یعنی واقعا مؤمن) در شرق.

ادامه دارد.

کلنجار ایده ئولوژیکی با همنوع (۵۱۵)

میم حجری


شعار رفراندم و شعار جمهوری ملی و دموکراتیک
نه رئالیستی اند و نه راسیونالیستی و نه علمی و عقلی و انقلابی.
چه رسد به اینکه مارکسیستی باشند که هیچکدام خبری از آن ندارند.


روحانیت در ایران
همان نقش حزب کمونیست چین را بازی می کند
حتی در مواردی آن را توسعه فراتر می بخشد.


تلاوت آیات قران توسط شی جینگ پینگ و پوتین و غیره
هم به نیت جلب توده های مسلمان این کشورها ست
و
هم
دال بر موفقیت روحانیت خمینیستی در ایران است.

خط مشی حزب کمونیست چین = به پیروزی رساندن انقلاب علمی و تکنیکی و تکنولوژیکی تحت رهبری بلامنازع حزب کمونیست چین


جای مائوئیسم در چین را

در ایران، خمینیسم گرفته است.


دوران ما
دوران انقلاب علمی و فنی و دوران گذار گلوبال به سوسیالیسم است.

محتوای اول دوران ما

(نقلاب علمی و فنی)
مربوط به توسعه انقلابی نیروهای مولده است
و
محتوای دوم دوران ما

(گذار گلوبال به سوسیالیسم)
تحول انقلابی مناسبات تولیدی.

بدون توسعه غول آسای نیروهای مولده
شرایط عینی برای گذار به سوسیالیسم وجود نخواهد داشت.


دلیل شکست سوسیالیسم رئال
عقب ماندگی نیروهای مولده در کشورهای سوسیالیستی بوده است.

دیالک تیک مناسبات تولیدی ـ نیروهای مولده
فرمی از بسط و تعمیم دیالک تیک فرم و محتوا (ظرف و مظروف) است.


این دیالک تیک
مهم ترین دیالک تیک ماتریالیسم تاریخی است.


نقش تعیین کننده در این دیالک تیک
از آن نیروهای مولده (محتوا) است.


اوپوزیسیون بی سواد ایران
حتی توان تحلیل امپیریکی ـ سنسوئآلیستی (تجربه گرایاانه ـ حسگرایانه) تحولات علمی و فنی و فن اوری ایران را ندارد.


ایران بسان ج خ چین
در حال توسعه غول آسا در این زمینه (نقلاب علمی و فنی) است.


روحانیت خمینیستی
نقش ایده ئولوژیکی صرفنظرناپذیری در این زمینه به عهده دارد.


برای اینکه اسلام برای توده های خلق در ایران و کشورهای «اسلامی» دیگر
حبل المتین الهی (ضامن وحدت کلمه (نظر) و وحدت عمل) است.


این همان نقشی است که حزب کمونیست چین بازی می کند.
هر دو لکوموتیو قظار انقلاب علمی و فنی و فن آوری اند و نقش بی بدیلی به عهده دارند و صرفنظرناپذیرند.


محتوای شعار مرگ بر ولایت فقیه و تشکیل جهوری ملی ـ دموکراتیک کذایی
در تحلیل نهایی
همان محتوای شعار رژیم چنج صهیونیسم و امپریالیسم است.


تحلیل حزب توده تحت رهبری کیانوری و جوانشیر
تحلیل درستی بوده است
و
صحتش اکنون اثبات می شود.


اعجازهای صنعتی و فنی و فن اوری ج. خ. چین
هم اکنون در ایران تکرار می شوند.

اگر کسی کر و کور و خر نباشد،

می بیند.


ایران رو به خودکفایی فخر انگیز علمی و فنی و طبی و اقتصادی و نظامی می رود.


ایران
کویر را به گلستان تبدیل می کند.


جزایر مصنوعی در خلیج فارس می سازد.

انرژی بادی و خورشیدی را در مقیاسی چین آسا

به خدمت خلق در می آورد
اگر خرابکاران صهیونیستی ـ امپریالیستی ـ ارتجاعی ـ فئودالیستی
امان دهند.

https://hadgarie.blogspot.com/2025/07/blog-post_417.html

ادامه دارد

درنگی در شعارهای ارتجاعی «رفراندم» و «مرگ بر ولایت فقیه»


میرحسین موسوی خامنه

(زادهٔ ۱۱ اسفند ۱۳۲۰)

پیام اخیر میرحسین موسوی دربارهٔ ضرورت برگزاری رفراندوم برای تشکیل مجلس مؤسسان قانون اساسی
- هرچند احتمال تحقق آن در شرایط کنونی نیازمند بررسی و تأمل جدّی است-
در اصل بازتاب‌دهندهٔ وضع بحرانی و خطرناکی است که کشور به‌علت ساختار حاکمیت مطلق ولایت فقیه و نقش تعیین‌کنندهٔ شخص خامنه‌ای با آن مواجه شده است.
حق پرست

شعار رفراندم و شعار جمهوری ملی و دموکراتیک
نه رئالیستی اند و نه راسیونالیستی و نه علمی و عقلی و انقلابی.
چه رسد به اینکه مارکسیستی باشند که هیچکدام خبری از آن ندارند.


روحانیت در ایران
همان نقش حزب کمونیست چین را بازی می کند
حتی در مواردی آن را توسعه فراتر می بخشد.


تلاوت آیات قران توسط شی جینگ پینگ و پوتین و غیره
هم به نیت جلب توده های مسلمان این کشورها ست
و
هم
دال بر موفقیت روحانیت خمینیستی در ایران است.

خط مشی حزب کمونیست چین = به پیروزی رساندن انقلاب علمی و تکنیکی و تکنولوژیکی تحت رهبری بلامنازع حزب کمونیست چین


جای مائوئیسم در چین را

در ایران، خمینیسم گرفته است.


دوران ما
دوران انقلاب علمی و فنی و دوران گذار گلوبال به سوسیالیسم است.

محتوای اول دوران ما

(نقلاب علمی و فنی)
مربوط به توسعه انقلابی نیروهای مولده است
و
محتوای دوم دوران ما

(گذار گلوبال به سوسیالیسم)
تحول انقلابی مناسبات تولیدی.

بدون توسعه غول آسای نیروهای مولده
شرایط عینی برای گذار به سوسیالیسم وجود نخواهد داشت.


دلیل شکست سوسیالیسم رئال
عقب ماندگی نیروهای مولده در کشورهای سوسیالیستی بوده است.

دیالک تیک مناسبات تولیدی ـ نیروهای مولده
فرمی از بسط و تعمیم دیالک تیک فرم و محتوا (ظرف و مظروف) است.


این دیالک تیک
مهم ترین دیالک تیک ماتریالیسم تاریخی است.


نقش تعیین کننده در این دیالک تیک
از آن نیروهای مولده (محتوا) است.


اوپوزیسیون بی سواد ایران
حتی توان تحلیل امپیریکی ـ سنسوئآلیستی (تجربه گرایاانه ـ حسگرایانه) تحولات علمی و فنی و فن اوری ایران را ندارد.


ایران بسان ج خ چین
در حال توسعه غول آسا در این زمینه (نقلاب علمی و فنی) است.


روحانیت خمینیستی
نقش ایده ئولوژیکی صرفنظرناپذیری در این زمینه به عهده دارد.


برای اینکه اسلام برای توده های خلق در ایران و کشورهای «اسلامی» دیگر
حبل المتین الهی (ضامن وحدت کلمه (نظر) و وحدت عمل) است.


این همان نقشی است که حزب کمونیست چین بازی می کند.
هر دو لکوموتیو قظار انقلاب علمی و فنی و فن آوری اند و نقش بی بدیلی به عهده دارند و صرفنظرناپذیرند.


محتوای شعار مرگ بر ولایت فقیه و تشکیل جهوری ملی ـ دموکراتیک کذایی
در تحلیل نهایی
همان محتوای شعار رژیم چنج صهیونیسم و امپریالیسم است.


تحلیل حزب توده تحت رهبری کیانوری و جوانشیر
تحلیل درستی بوده است
و
صحتش اکنون اثبات می شود.


اعجازهای صنعتی و فنی و فن اوری ج. خ. چین
هم اکنون در ایران تکرار می شوند.

اگر کسی کر و کور و خر نباشد،

می بیند.


ایران رو به خودکفایی فخر انگیز علمی و فنی و طبی و اقتصادی و نظامی می رود.


ایران
کویر را به گلستان تبدیل می کند.


جزایر مصنوعی در خلیج فارس می سازد.

بررسی عملکرد و ظرفیت‌های نیروگاه خورشیدی در ایران

انرژی بادی و خورشیدی را در مقیاسی چین آسا

به خدمت خلق در می آورد
اگر خرابکاران صهیونیستی ـ امپریالیستی ـ ارتجاعی ـ فئودالیستی
امان دهند.

پایان

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنعام ) (۴۳۹)

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿وَكَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ وَلِيَقُولُوا دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾
[ الأنعام: ۱۰۵]

آيات خدا را اينچنين گونه‌گون بيان مى‌كنيم، تا مباد كه بگويند كه از كس درس گرفته‌اى و ما اين آيات را براى اهل دانش بيان مى‌كنيم.

کریم

در این آیه،

به توجیه طرز تبیین آیات قرآن می پردازد:

دلیل کریم راجع به تبیین آیات قرآن به زبان ساده و عامه فهم،

تفهیم محتوای این آیات است تا خلایق آنها را دعاوی خود او قلمداد نکنند.

این البته دلیل قانع کننده ای نیست.

ایراد دیگر این آیه تعیین سوبژکتیو مخاطب آنها ست:

اهل دانش.

دلیل تبیین آیات قرآن به زبان ساده و عامه فهم

رخنه دادن محتوای مربوطه به روح توده ها ست.

اهل دانش نیازی به آیات و احکام ندارند.

اهل دانش نامیدن مؤمنین چیزی جز هندوانه چپاندن زیر بغل آنان و تحقیر کافرین و مشرکین (جاهل قلمدادن کردن آنان) نیست.

﴿اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ﴾
[ الأنعام: ۱۰۶]

از هر چه از جانب پروردگارت بر تو وحى شده است پيروى كن.

هيچ خدايى جز او نيست.

و از مشركان روى برتاب.

کریم

در این آیه،

خود را و در حقیقت مؤمنین را

از قول الله

به ایمان آوردن و مرزبندی میان خود و مشرکان

فرا می خواند.

﴿وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا ۗ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ۖ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ﴾
[ الأنعام: ۱۰۷]

اگر خدا مى‌خواست، آنان شرك نمى‌آوردند،

و

ما تو را نگهبانشان نساخته‌ايم و تو كارسازشان نيستى.

کریم

در این آیه،

علیرغم فراخوان خود در آیه قبلی،

کفر و ایمان

را

نه امری اختیاری، بلکه امری جبری (الهی) می داند.

این چیزی حز تحقیر توان معرفتی (شناخت) بشریت و تبلیغ مشیت الهی نیست.

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۲۷۰)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت چهاردهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۱ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

حافظ

دلا، منال ز بیداد و جور یار، که یار

تو را نصیب همین کرد و این از آن، داد است.

معنی تحت اللفظی:

از ظلم و بیداد دوست، شکوه و شکایت مکن.

دوست

همین بیداد را نصیب تو کرده است و چون بیداد به میل دوست نصیب تو شده است،

پس نه بیداد، بلکه داد است.

در این بیت غزل حافظ،

تئوری شناخت سوبژکتیویستی او

معرفی و تبلیغ می شود:

در تئوری شناخت سوبژکتیویستی

دیالک تیک سوبژکت شناخت و سوبژکت شناخت وارونه می شود.

یعنی

نقش تعیین کننده از آن سوبژکت شناخت قلمداد می شود.

مثال:

خریت خر

نه در خود خر، بلکه در سوبژکت مربوطه جست و جو و کشف و افشا می شود:

مثلا در خر چران، خر پرور، خرسوار، خرخر، خرفروش و یا خرشناس.

در حالیکه خریت خر در خود خر است و نه در این و آن.

محتوای شناخت هر چیزی، مثلا خری، در خود آن چیز است، مثلا در خود خر است.

بیداد

نمی تواند داد باشد.

بیداد

در قاموس کریم و بعد فردوسی

به معنی ستد بدون داد است.

مثال:

گرفتن نان از دست کسی (ستد) و ندادن معادل درخوری به او به معنی اعمال بیداد (ستم) به او ست.

فرق هم نمی کند که نانستان، دوست آن کس باشد و یا دشمن او.

سرمایه داری که کارگری را به کار می گیرد و دستمزدی به او نمی دهد،

بیدادگر است.

حتی اگر پدر و مادر و خواهر و برادر کارگر باشد.

ادامه دارد.

درنگی درمفهوم فقهی ـ «فلسفی» تکوین (۱۷)

فلسفه مَشّاء یا مکتب مشاء

مکتبی از فلسفه است که از آموزه‌های ارسطو الهام می‌گیرد.

ویکی پیدیا

درنگی

از

شین میم شین


تعریف ماده


چنان‌که پیدا ست، با وجودِ گوناگونیِ تقریرها،

در آخرین مرتبه، به وجودِ چیزی که جریانِ تکوین از آن آغاز می‌گردد،

تصریح شده است.

این چیز همان ماده است که از نفسِ فلک ــ یعنی آخرین موجودِ غیرمادی ــ به وجود می‌آید.

پس از ایجادِ جرمِ فلک به نحوِ احداث، ایجادِ عالَمِ زمینی (عالم تحت القمر) در حالی‌که مادۀ آن فراهم آمده است،

از طریق تکوین آغاز می‌گردد.

زیرا نخستین موجودِ عالمِ زمینی،

اُسطُقُس یا عنصر ، یا فلک

دارای مادّۀ مشترک است.

بنابراین، تفاوت موجودِ آسمانی یا جرم فلکی با موجودِ زمینی در صورت آن‌ها ست.

۱

چنان‌که پیدا ست، با وجودِ گوناگونیِ تقریرها،

در آخرین مرتبه، به وجودِ چیزی که جریانِ تکوین از آن آغاز می‌گردد،

تصریح شده است.

این بدان معنی است

که

فقه اسلامی

پیش شرط تکوین (پیداش و زوال چیزهای مادی و عینیی)

را

وجود پیشاپیش ماده می داند.

ماده ای که مخلوق خدا ست.

جهان بینی مذهب اسلام و دیگر مذاهب

ایدئالیسم عینی است.

تفاوت ایدئالیسم عینی با ایدئالیسم ذهنی

در باور به وجود جهان مادی است.

جهان بینی افلاطون و هگل هم همین بوده است.

البته ماده در فقه اسلامی به معنی ماده فیزیکی یعنی جمادات است

و

ربطی به تعریف فلسفی ماده ندارد.

۲

این چیز همان ماده است که از نفسِ فلک ــ یعنی آخرین موجودِ غیرمادی ــ به وجود می‌آید.

در فقه اسلامی

ماده

منشاء آسمانی دارد.

یعنی

خدا نخست افلاک را آفریده و از نفس افلاک، ماده پدید آمده است.

این به معنی انکار ازلیت ماده است.

این به معنی مخلوق خدا تلقی کردن ماده است.

معلوم نیست که منظور از نفس فلک چیست.

فقه اسلامی

کره زمین را نه سیاره ای از سیارت آسمانی، بلکه تافته جدا بافته ای تصور می کند.

ادامه دارد.

درنگی در هشداری از محسن وثوقی (موساد و جمهوری اسلامی) (۱۶)

سازمان اطلاعات و عملیات ویژه

(موساد)

درنگی

از

شین میم شین

محسن وثوقی

این سکوت رسمی، این بی‌پاسخ‌گویی نهادینه‌شده، و این بی‌عملی شرم‌آور، خودش بخش بزرگی از بحران امنیتی امروز کشور است.
در امنیت ملی، اگر نفوذ اعلام نشود، گسترده‌تر می‌شود؛
اگر اشتباه پنهان بماند، تبدیل به روند می‌شود؛
و اگر پاسخ‌گویی حذف شود، مشروعیت فرو می‌ریزد.

معنی تحت اللفظی:

سکوت دولت ایران، رسمی و نهادینه شده است

دولت ایران، دستخوش بی عملی شرم آوری است.

به همین دلایل، ایران دستخوش بحران امنیتی است.

اگر نفوذ سازمان های امنیتی سیا و ام آی ۶ و موساد و بی ان دی و غیره

اعلام نشود، گسترده خواهد شد.

اگر اشتباه سازمان اطلاعاتی ـ امنیتی اعلام عریان نشوند، تبدیل به روند می شود.

اگر دولت ایران تن به پاسخ به هر پرسش در ندهد، مشروعیت نظام فرو می پاشد.

گفتیم که محسن وثوقی

به هر دلیلی

نه اهل تجزیه و تحلیل و تفحص و تأمل و تفکر،

بلکه اهل انشاء نویسی و هارت و پورت و عوامفریبی و خودنمایی است.

به همین دلیل از محسن نامه سرتیتر می سازد.

ما این هشدارهای کذایی او را یکی پس از دیگری مورد تأمل مارکسیستی قرار می دهیم:

۱

سکوت دولت ایران، رسمی و نهادینه شده است.

اولا

خطاها و خریت های اطلاعاتی ـ امنیتی را نمی توان فی الفور کشف کرد.

ثانیا

در صورت کشف، نباید افشا کرد، بلکه باید بی سر وصدا در صدد رفع آنها بر آمد.

مثلا

عوامل نفوذ و منافذ نفوذ مربوطه را باید کشف و خنثی و مسدود کرد.

سازمان های اطلاعاتی ـ امنیتی و عملیاتی ایران هم حتی المقدور همین کار را کرده اند و می کنند.

هر هفته از کشف و بازداشت منافذ و نفوذی ها و شبکه ها و واحدهای تروریستی ـ خرابکاری دشمن

گزارش شده است و گزارش می شود.

دلیل علنی کردن این موفقیت ها هم بیشتر تاکتیکی ـ پسیکولوژیکی است

و

نه

استراتژیکی و علمی و عقلی و دوراندیشانه و امنیتی ـ اطلاعاتی.

هدف از این شکست سکوت،

نشان دادن هشیاری و پختگی و موفقیت سازمان های اطلاعاتی ـ امنیتی و عملیاتی دولت ایران

و

دادن قوت قلب به توده شکوه شده و یأس زده

و

آچمز ایده ئولوژیکی کردن دشمنان توده است.

یعنی

خواندن فاتحه ای بر رجزخوانی های دشمنان خارجی و داخلی نشسته در خارج و فعال در داخل است.

در غیر این صورت، می توان ورق را برگرداند و از شبکه نفوذی دشمن، تله و دامی برای دشمن گسترد و مابقی شبکه ها و واحدهای نفوذی و تروریستی را کشف و خنثی ساخت.

مانی پولاسیون افکار همگانی

این روزها توسط سوسیال ـ مدیا صورت می گیرد که در انحصار کنسرن های اطلاعاتی ـ امنیتی امپریالیستی ـ صهیونیستی است.

یکی از ضعف های جبهه مقاومت و مبارزه ضد امپریالیستی هم همین بوده است.

البته اکنون اندک اندک اقداماتی در این زمینه صورت می گیرند.

مثلا

دستاوردهای علمی و فنی و فن آورانه ج. خ. چین و ج. ا. ایران کم یا بیش اعلام می شوند و کاسه قدر قدرتی علمی و فنی و فن آورانه امپریالیسم و صهیونیسم ترک برمی دارد.

روشنگری صداقت امیز

همیشه و همه جا

بهتر و مؤثرتر از هر عوامفریبی و خر پروری تردستانه است.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دین (مذهب) (۹)

پروفسور دکتر ورنر شوفنهاور

(۱۹۳۰ ـ ۲۰۱۲)

برگردان

شین میم شین

انواع مذاهب پلی ته ئیستی

ادامه

۱۱

  • با پیدایش خدام حرفه ای معابد و مراسم مذهبی، علاوه بر «خود فریبی» در مذهب، فریب آگاهانه توده های مردم نیز رواج پیدا می کند.

۱۲

  • سازمان ها و نهادهای مذهبی به لحظه پیدایش خود، خادم قشر استثمارگر فوقانی و مدافع قدرت آنان بوده اند.

۱۳

  • در دوره تجزیه و تلاشی جامعه اشتراکی اولیه، ایده ئولوژی مذهبی تغییر می یابد.

۱۴

  • اکنون مذهب، دیگر نه فقط انعکاس عجز انسان ها در مبارزه با طبیعت، بلکه علاوه بر آن، انعکاس عجز استثمار شوندگان در مبارزه با استثمارگران و به عبارت دیگر، انعکاس مظلومیت اجتماعی توده ها می شود.

۱۵

  • تاریخ مذهب پژوهی بورژوائی از در نظر گرفتن خصلت دوگانه خدایان طبیعی خود داری می ورزد، اگرچه مثال های بیشماری در تاریخ مذهب بر آن دلالت دارند:
  • به عنوان مثال، در مصر:

الف

  • اوزیرس:
  • فرعون و خدای نباتات.

ب

  • امون :
  • خدای قدر قدرت فرعونی و خدای خورشید.

۱۶

  • مراسم تدفین مردگان، رفته رفته به مراسم تدفین مردگان وابسته به اقشار فوقانی جامعه مبدل می شوند، که با جلال و جبروت خاصی صورت می گیرند:
  • بنای مقابر بزرگ که اهرام مصر نمونه بارز آنند و ترویج اساطیر، افسانه ها و دگم هائی در رابطه با رابطه اقشار فوقانی جامعه با خدایان و با ارواح گوناگون، که گویا قیصرها فرزندان خدایند، نیمه خدا ـ نیمه انسانند:
  • مثلا خدا انگاشتن فراعین، به مثابه پسران خدای خورشید، در مصر و خدا انگاشتن امپراطور روم.

۱۷

  • رفته رفته، تصورات مغشوش راجع به وجود ارواح در دنیای دیگر دستخوش تحول می شوند.

۱۸

  • با پیدایش نابرابری در جامعه، تصوراتی راجع به دو جهان (دنیا و عقبا)، راجع به سرنوشت های مختلف افراد ساده و قشر فوقانی در دنیای دیگر پا به عرصه وجود می گذارند.

۱۹

  • با توسعه بیشتر تمایزات طبقاتی، تعالیمی پا به عرصه وجود می نهند که گویا سعادت اخروی، پاداشی برای قناعت و تحمل رنج و زحمت و ذلت دنیوی خواهد بود.

۲۰

  • با توسعه دولت های آنتیک (جهان باستان کلاسیک)، خدایان به اصلی و فرعی طبقه بندی می شوند و خدایان و ارواح فرعی تابع خدایان اصلی قلمداد می شوند.

۲۱

  • انگلس می نویسد:
  • «اگر قیصر (قدر قدرت. مترجم) واحد به وجود نیامده بود، خدای (قدر قدرت. مترجم) واحد هرگز به وجود نمی آمد.
  • خدای (قدر قدرت. مترجم) واحد کپیه خودکامگان و جباران شرقی است.»

۲۲

  • با توسعه جامعه برده داری، خدایان عالم نباتات و خورشید به صفت منجی نیز مزین می شوند و توده های مردم می توانند، از آنها نه تنها نعمات طبیعی، بلکه رهائی از ذلت و زجر زندگی را نیز طلب کنند.

۲۳

  • در مذاهب جهان باستان، علاوه بر این، پرستش جانوران (به ویژه در مصر)، پرستش آیین نیاکان، که خانواده پدرسالار برده دار را مقدس می شمارد، پرستش اجنه و بت ها نیز رواج داشته است.

۲۴

  • رفته رفته اساطیر پرباری به تحریر در می آیند که به گزارش از حال و روز خدایان و نیمه خدایان اختصاص دارند.

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنعام ) (۴۳۸)

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿لَّا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ﴾
[ الأنعام: ۱۰۳]

چشمها او را نمى‌بينند و او بينندگان را مى‌بيند. دقيق و آگاه است.

کریم

در این آیه،

برای توضیح و تفهیم ماهیت خدا

دیالک تیک مادی و روحی

را

به صورت دیالک تیک مرئی و نامرئی

از سویی

و

به صورت دیالک تیک رائی (بینا و بیننده) و نامرئی

بسط و تعمیم می دهد.

این نظر کریم

در تحلیل نهایی

به معنی غیر مادی بودن، یعنی روحیت خدا ست.

البته

روح

در فلسفه مارکسیستی

مفهوم عامی است.

روح

به مثابه جفت دیالک تیکی ماده،

عالی ترین مفهوم فلسفی است.

روح

در فلسفه مارکسیستی

در برگیرنده همه چیزهای فکری از مفهوم تا حکم، از اندیشه تا تئوری، از اجنه تا ملائکه و خدا ست.

روح همان شعور در فلسفه مارکسیستی است

که ضد دیالک تیکی ماده و یا وجود است.

روح

اما

در تفکر فقهی و مذهبی

موجود غیرمادی مستقل از بود و نبود ماده است

و

در دیالک تیک ماده و روح،

در جهان بینی ایدئآلیستی (فقهی و مذهبی)، نقش تعیین کننده از آن روح است.

درنگی در مقوله فلسفی شعور (روح)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10152

پایان

﴿قَدْ جَاءَكُم بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا ۚ وَمَا أَنَا عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ﴾
[ الأنعام: ۱۰۴]

از سوى پروردگارتان براى شما نشانه‌هاى روشن آمد.

هر كه از روى بصيرت مى‌نگرد به سود اوست و هر كه چشم بصيرت برهم نهد به زيان اوست.

و من نگهدارنده شما نيستم.

کریم

در این آیه،

پیش شرطی به جبران نامرئیت (نامرئی بودن) خدا عرضه می دارد:

اگرچه خدا نامرئی (غیرقابل دیدن) است، ولی علیرغم آن،

با چشم بصیرت می توان خدا را «دید».

بصیرت

یکی از مفاهیم فقهی مهم است و باید مورد بررسی مارکسیستی قرار گیرد.

کریم

در این آیه،

الترناتیو دیگری را در زمینه نامرئیت خدا ارائه می دهد:

آیات روشن الهی

را.

اگر خدا به طور بیواسطه و مستقیم، غیرقابل دیدن است،

اما در عوض به واسطه آیات الهی توصیف می شود و حس بینایی در این زمینه نقش تعیین کننده ای ندارد.

اینجا در مقابل بینش ارگانیکی (عضوی) ـ فیزیکی (جسمی) ـ مادی (دیدن با چشم)،

بینش عقلی و علمی و فقهی (فلسفی) یعنی بصیرت می گیرد.

امروزه در ایران، بصیرت به این معنی به خدمت گرفته می شود:

قوه ای برای کشف حقایق عینی.

این بدان معنی است، که بصیرت قوه ای فلسفی است.

قوه ای راسیونال و رادیکال (عقلی و ریشه ای) است.

بصیرت برای «دیدن» چیزهایی است که چشم نمی بیند و نمی تواند ببیند.

بصیرت

در تحلیل نهایی

به معنی فراگیری تفکر فلسفی است.

بصیرت

به معنی قوه ای برای کشف حقیقت عینی، یعنی برای نفوذ در ذوات (ذات های) اشیاء ست.

بصیرت

برای شناخت ماهیت چیزها، پدیده ها، روندها و سیستم ها ست.

ادامه دارد.

تأملی در دفاع حزب توده ایران از خمینیسم

میم حجری

روی تحلیل رئالیستی و راسیونالیستی حزب توده از خمینیسم

باید کار کرد.

رابطه حزب توده با خمینیسم
شبیه رابطه حزب کمونیست آلمان و کمونیست های شوروی با استالینیسم
و
شبیه رابطه کمونیست های ج خ چین با مائوئیسم بوده است.


یعنی
رابطه ای مبتنی بر رئالیسم (واقع بینی) بوده است.


جامعه شوروی و چین و ایران
جوامعی بسیار عقب مانده بوده اند و بلوغ فکری وفلسفی لازم برای پذیرش مارکسیسم را نداشته اند.


به همین دلیل
مارکسیسم با استالینیسم و مائوئیسم و خمینیسم
جایگزین شده است

تا سدهای سدید از پیش پای نیروهای مولده برداشته شوند و جامعه رشد کند.


اگر به آثار جوانشیر در زندان ج ا ایران

نظری بیندازیم،
متوجه وقوف عمیق او به ذلت فکری و فلسفی روشنفکران ایران می شویم.


جوانشیر در این آثارش
انگار با یک مشت دهاتی عقب مانده طرف است و ساده ترین حقایق علمی (اقتصادی - سیاسی ) را به صد گونه
توضیح می دهد.
مثل کریم در قرانش.

خطا و خریت نه از سوی حزب توده
بلکه از سوی خمینیسم صورت گرفته است:
خمینیسم
با
حذف ابلهانه حزب توده
تنها حامی حقیقی خود را از دست داده است.


یعنی

تبر بر تنه خود زده است.


حزب توده
به توهمی
جاسوس قلمداد شده است.
این توهم توسط ام آی سیکس
تقویت شده است:
فرار سفیر شوروی در ایران به انگلستان.

در حالیکه حزب توده در صدد اعمال تجدید نظر در موضعگیری ح ک اتحاد شوروی راجع به خمینیسم بوده است و نه جاسوس کسی.


رابطه خامنه ای با خمینیسم
شبیه رابطه خروشچف با استالینیسم
و

رابطه شی ژین پین با مائوئیسم است:
تصحیح خریت ها و خطاها ست که نشانه رشد ح ک شوروی و ج خ چین و سید علی است.


پیروان خط سیدعلی
در هماندیشی ها
حذف حزب توده را خطا می دانند و میان فوندامنتایسم سنی و شیعی مرزبندی می کنند.


ایران
تحت رهبری خامنه ای
سیاست ضد استعماری و ضد امپریالیستی رادیکالی را در پیش گرفته است.
یعنی
اینجا
صحت خط مشی رئالیستی حزب توده
تأیید می شود.


«ایراد» کذایی وارده بر حزب توده
مظاهر شعور و شهامت بودن توده ای ها ست:

سران و سرداران حزب توده

از جان گذشته اند ولی از پیمان نگذشته اند.


سران و سرداران حزب توده

حتی پس از تحمل بدترین زجرها و رسوایی ها و علیرغم از دست دادن ارجمندترین یاران
از خمینیسم دفاع کرده اند
به همان سان که لاهوتی ها و کمونیست های روس و چین از استالینیسم و مائوئیسم دفاع کرده اند.

چندی قبل
در ج خ چین
دار و دسته ای مائوئیستی که در رابطه با ام آ ی سیکس امپریالیسم انگلیس بود و میلیون ها دلار دریافت کرده بود
شناسایی و افشا و سرکوب شده است.

پایان

کلنجار ایده ئولوژیکی با همنوع (۵۱۴)

میم حجری




نشاشیده؟
شب دراز است
و
قلندر در کار.

توطئه و تجاوز ارتش سرائیل و امپریالیسم امریکا و سیا و موساد و ام آی ۶ و غیره
ادامه دارد.
دلیل آتش بس
کمبود موشک ضد هوایی در اسرائیل بوده است.
حضرات از قدرت موشکی ایران

غافلگیر شدند
محاسبه شان غلط بود.
ایران هم به فرصتی برای ترمیم خرابکاری ها و تقویت توان پدافندی ـ هوایی نیاز داشت.

https://hadgarie.blogspot.com/2025/07/blog-post_36.html

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۲۶۹)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت چهاردهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۱ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

حافظ

راز درون پرده چه داند فلک، خموش

ای مدعی، نزاع تو با پرده دار چیست.

معنی تحت اللفظی:

فلک شبیه غلام پرده داری،

لال و کر و خر است و از اسرار درون پرده بی خبر است.

ای منتقد برای چی با فلک (غلام پرده دار) در می افتی؟

حافظ در این بیت غزل، اجازه حتی شکوه از دست فلک (شحنه خدا) را نمی دهد،

چرا که فلک به نظر او پرده داری بیش نیست و نمی تواند از اسرار درون پرده باخبر باشد.

اکنون نه تنها مأمور دولتی، به مثابه گماشته دوست، تبرئه می شود،

بلکه خود سلطان، یعنی ستمگر اصلی نیز در سلسله مراتب فئودالی، به عنوان سایه و فرستاده خدا تطهیر می شود و چنان بی گناه و پاک و مطهرجلوه می کند که کودک تازه زادی.

عز و جاه و ذل و قید بنا بر تصمیم و مشیت و مصلحت و حکمت مصلحت الهی نصیب این و آن می شود،

نه بر اساس تصمیم و اراده عمرو و زید.

سعدی یک سال بعد در گلستان همین جزم «مشیت الهی» را تکرار خواهد کرد:

گر گزندت رسد زخلق، مرنج

که نه راحت رسد زخلق، نه رنج

از خدا دان، خلاف دشمن و دوست

که دل هر دو در تصرف او ست

گرچه تیر از کمان همی گذرد

از کماندار داند، اهل خرد.

معنی تحت اللفظی:

اگر ستمی از ابنای بشر دیدی، رنجیده خاطر مشو.

برای اینکه ابنای بشر هیچکاره اند.

مخالفت دوست و دشمن،

از خدا ست

خدایی که ضمیر و شعور دوست و دشمن تحت تصرف او ست.

معنی تحت اللفظی:

تیر رها شده را خردمندان از کماندار می دانند و نه از کمان

جزم «مشیت الهی» اما همزمان بهترین وسیله برای وارونه سازی بیداد و تبدیل آن به داد است.

چون اگر ستم اجتماعی بنا بر مشیت الهی صورت می گیرد و خدا ذاتا دادگر است،

پس آنچه بیداد جلوه می کند، فقط داد می تواند باشد.

این نتیجه ناگزیر و منطقی را جانشین سعدی با تیزهوشی طبقاتی اش درمی یابد و از صراحت می گذراند:

حافظ

دلا، منال ز بیداد و جور یار، که یار

تو را نصیب همین کرد و این از آن، داد است.

معنی تحت اللفظی:

از جور و ظلم و بیداد دوست، شکوه و شکایت مکن.

دوست

همین بیداد را نصیب تو کرده است و چون بیداد به میل دوست صورت گرفته است،

پس نه بیداد، بلکه داد است.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دین (مذهب) (۸)

پروفسور دکتر ورنر شوفنهاور

(۱۹۳۰ ـ ۲۰۱۲)

برگردان

شین میم شین

انواع مذاهب پلی ته ئیستی

  • مذاهب پلی ته ئیستی (چند خدا پرستی) به شرح زیر بوده اند:

۱

  • دین ودا در هندوستان.

۲

  • مذاهب مصر باستان، بابل، یونان، روم، ژرمن و امثالهم.

۳

  • اعتقاد رشد یافته طبیعی، شالوده مذهب ژاپنی شینتو را تشکیل می دهد که هنوز هم رواج دارد:

الف

  • تلقی خورشید و آسمان، به مثابه خدای اصلی

ب

  • یکسان قلمداد کردن خدای اصلی با خاندان سلطنتی حاکم.

۴

  • اجرای مراسم مذهبی در آغاز، به عهده سالخورده ترین فرد طایفه و بعدها به عهده رئیس طایفه بوده است.

۵

  • با فروپاشی جامعه اشتراکی اولیه، مراسم قربانی کردن به عهده کاهنان گذاشته می شود و بدین طریق از سردمداران مذهبی، لایه اجتماعی خاصی در قشر استثمارگر فوقانی نوخاسته تشکیل می یابد که وظیفه اش انجام مراسم و تشریفات مذهبی بوده است.

۶

  • با پیدایش کاهنان مراسم قربانی، معابد خاص قربانی و عبادت به خدا مرسوم می شود.

۷

  • با شروع به چپاول مال و منال مشترک همبود از سوی قشر استثمارگر فوقانی و تصاحب املاک متعلق به طایفه و قبیله، بخشی از وسایل و مناطق ماهیگیری و شکار، تحت لفافه هدیه به خدایان، به مالکیت کاهنان مجری مراسم قربانی در می آید.

(احتمالا

وقف

در فقه اسلامی

و

نهاد حقوقی اوقاف

همان محتوای طبقاتی را دارد.

مترجم)

۸

  • با شروع دوران برده داری، در این املاک برده ها به کار گمارده می شوند.

۹

  • بدین طریق، قدرت سیاسی و اقتصادی کاهنان مجری مراسم قربانی و رؤسای معابد قوام می یابد.

(بدین طریق

دیالک تیک مادی و فکری

تشکیل می یابد:

روحانیت

به مثابه دیالک تیکی از طبقه حاکمه و ایده ئولوژی طبقه حاکمه

عرض اندام می کند.

مترجم)

۱۰

  • بار حفظ خدام الهی و معابد را تهیدستان و اقشار زحمتکش همبود به دوش می کشند.

ادامه دارد.

درنگی درمفهوم فقهی ـ «فلسفی» تکوین (۱۶)

فلسفه مَشّاء یا مکتب مشاء

مکتبی از فلسفه است که از آموزه‌های ارسطو الهام می‌گیرد.

ویکی پیدیا

درنگی

از

شین میم شین


تعریف ماده


چنان‌که پیدا ست، با وجودِ گوناگونیِ تقریرها،

در آخرین مرتبه، به وجودِ چیزی که جریانِ تکوین از آن آغاز می‌گردد،

تصریح شده است.

این چیز همان ماده است که از نفسِ فلک ــ یعنی آخرین موجودِ غیرمادی ــ به وجود می‌آید.

پس از ایجادِ جرمِ فلک به نحوِ احداث، ایجادِ عالَمِ زمینی (عالم تحت القمر) در حالی‌که مادۀ آن فراهم آمده است،

از طریق تکوین آغاز می‌گردد.

زیرا نخستین موجودِ عالمِ زمینی،

اُسطُقُس یا عنصر ، یا فلک

دارای مادّۀ مشترک است.

بنابراین، تفاوت موجودِ آسمانی یا جرم فلکی با موجودِ زمینی در صورت آن‌ها ست.

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنعام ) (۴۳۷)

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ﴾
[ الأنعام: ۱۰۲]

اين است خداى يكتا كه پروردگار شماست.

خدايى جز او نيست.

آفريننده هر چيزى.

پس او را بپرستيد كه نگهبان هر چيزى است.

کریم

در این آیه،

الله را به مثابه مربی یگانه مطلق و متعالی

و

بشریت را به مثابه مربای وابسته و تابع و سرسپرده

تصور و تصویر می کند.

الله

در قاموس کریم، به مثابه اوتوریته مطلق و یونیورسال است.

در هستی ـ تصور و هستی ـ تصویر کریم

ساختار هستی، سلسله مراتبی (هیرارشی) است.

الله

در رأس این هیرارشی و سلسله مراتب قرار دارد.

بعد نوبت به اوتوریته های مادون (پایین تر) در هرم هستی مادی و فکری می رسد.

هیرارشی فکری مورد نظر کریم

انعکاس انتزاعی ـ آسمانی هیرارشی نظام جامعتی برده داری است.

الله

انعکاس انتزاعی ـ آسمانی خوانین و سلاطین برده دار (عالی ترین نمایندگان طبقه حاکمه برده دار) است.

الله

در واقع

ظل الخوانین و ظل السلاطین است.

البته

دوئالیسم خوانین و سلاطین و ظل الخوانین و ظل السلاطین (الله)

در ایده ئولوژی اشراف برده دار و روحانی (آل عبا) وارونه می شود.


در نتیجه،

خوانین و سلاطین

به مثابه ظل الله قلمداد می شوند.

بدین طریق نظام برده داری در فرم های خانخانی و سلطنتی، مشروعیت فقهی و مذهبی کسب می کند.

خوانین و سلاطین به مثابه ظل الله (سایه الله) جا زده می شوند.

یعنی

هم مشروعیت مادی (طبقاتی و جامعتی) کسب می کنند

و

هم مشروعیت فکری (مذهبی، الهی، فقهی، عقیدتی) کسب می کنند

و

هم نظام طبقاتی ـ جامعتی مولود مشیت و میل و اراده الهی جا زده می شود

و

هم اسلام به صورت ایده ئولوژی برابری طلب تحریف می شود

و

هم کل بشریت از خان و سلطان تا برده و پیشه ور و بازرگان و غیره

بندگان خدا و هیچکاره جا زده می شوند

و

هم نظام برده داری

عملا

توجیه فقهی و نظری (تئولوژیکی و تئوریکی) کسب می کند.

دلیل این وارونه سازی دوئالیسم ظل الخوانین و ظل السلاطین و الله،

جهان بینی ایدئآلیستی ـ عینی کریم است:

در این جهان بینی

روح (شعور) مقدم بر ماده (وجود) است.

روح خالق ماده است.

شعور خالق وجود است.

به زبان هگل

مفهوم درخت مقدم بر سرو و صنوبر و بید و بادام است.

خود خدا هم مفهومی فقهی است.

خدا خالق بشریت و طبیعت و جامعه و کاینات و ذرات است.


خدا مقدم بر هستی مادی و واقعی و عینی است.

ادامه دارد.

درنگی در هشداری از محسن وثوقی (موساد و جمهوری اسلامی) (۱۵)

سازمان اطلاعات و عملیات ویژه

(موساد)

درنگی

از

شین میم شین

محسن وثوقی

این سکوت رسمی، این بی‌پاسخ‌گویی نهادینه‌شده، و این بی‌عملی شرم‌آور، خودش بخش بزرگی از بحران امنیتی امروز کشور است.
در امنیت ملی، اگر نفوذ اعلام نشود، گسترده‌تر می‌شود؛
اگر اشتباه پنهان بماند، تبدیل به روند می‌شود؛
و اگر پاسخ‌گویی حذف شود، مشروعیت فرو می‌ریزد.
مردم حق دارند بدانند:
دشمن چگونه توانسته در چنین سطحی از دقت و اطلاعات، عملیات ترور انجام دهد؟
چه ساختارهایی در حفاظت راهبردی کشور دچار ضعف، نفوذ یا فساد شده‌اند؟
و چه نهادی پاسخ‌گو است، و چه کسی باید کنار گذاشته شود؟
آیا این نظام برای حفظ فرماندهانش، دانشمندانش، و تمامیت امنیتی‌اش،

هیچ برنامه‌ای جز رجز و تشییع جنازه دارد؟
این یادداشت را نه برای تضعیف، که برای بیدارباش امنیتی می‌نویسم؛
تا شاید در لابه‌لای این سکوت سازمان‌یافته، **صدای حقِ مردم شنیده شود.

این آخرین بند از بند بازی انشایی محسن وثوقی است

و

بهتر است که آن را هم تجزیه و تحلیل کنیم:

۱

این سکوت رسمی، این بی‌پاسخ‌گویی نهادینه‌شده، و این بی‌عملی شرم‌آور،

خودش بخش بزرگی از بحران امنیتی امروز کشور است.

محسن وثوقی

به عوض تحلیل علمی و انقلابی فاجعه،

تهمت می زند و تحقیر و تخریب می کند.

انگار این فجایع اطلاعاتی فقط و فقط در ایران رخ می دهند.

انگار قابل تحلیل و توضیح و چاره جویی بر مبنای تحلیل و توضیح رئالیستی و راسیونالیستی نیستند.

سکوت را و ضرورت سکوت را و استتار واکنش به فاجعه را

در بخش قبلی این تحلیل توضیح دادیم.

سکوت

در ذات سازمان های اطلاعاتی و امنیتی است.

مثال:

ای بسا جواسیس در جهان که دو طرفه اند.

یعنی

برای هر دو طرف جاسوسی می کنند.

ای بسا کسا که توسط سازمان های اطلاعاتی و امنیتی تحت فشار کمرشکن قرار می گیرند و مجبور به گزارش اطلاعات می شوند.

مثال:

هر روز در لبنان و سوریه و غزه و غیره

جایی بمباران می شود و فرد معینی ترور می شود.

ارتش اسرائیل که نمی تواند سکنه این کشورها را لحظه به لحظه کنترل کند.

کسانی از این کشورها از طریق گزارش اطلاعات،

امرار معاش می کنند.

این خرابکاری های تروریستی که تازگی ندارند.

در انباری در لبنان

انفجار غول آسایی سازمان داده می شود و نصفی از مساکن مردم را تخریب می شوند و هزاران تن کشته و زخمی و بی خانمان می گردند

و

یأس و نومیدی ارواح جامعه را در برمی گیرد.

تلفن های موبایل مردم همزمان منفجر می شوند و خدا می داند که چند نفر علیل و مجروح و ذلیل می شوند.

در روسیه هر روز ژنرالی ترور می شود

در جای دیگر خبرنگاری تهمت می خورد و جاسوس جا زده می شود و یعد در تصادفی سازمان داده شده جان می بازد.

همه چیز پشت پرده صورت می گیرد.

نه شعوری در بین است، نه شخصیتی و نه شرمی.

رئیس جمهوری با وزیر خارجه اش برای افتتاح سد مشترکی

به طویله همسایه سفر می کند و در راه برگشت، جزغاله می شوند

میهمانی در خانه امنی ترور می شود.

نه در محل رسمی سکونتش در قطر

نه در سفرهای هر هفته ای اش به ترکیه

بلکه در ایران.

عالی ترین مقامات سیاسی و سلطنتی و اقتصادی

برای در آوردن زیر شکم از عزا

در قصر مجلل میلیاردری با نوجوانی و یا کودک دلربایی

جفتگیری می کنند و از عملیات جنسی شان مخفیانه فیلم برداری می شود.

فیلم هایی که اسباب تحت فشار قرار دادن آنها و مانی پولاسیون تصمیمگیری های سیاسی آنها می شوند.

وزیر دفاع کشوری سنگر عوض می کند و به بدترین دشمن ان کشور می پیوندد

و

کودتای خونین وحشت انگیزی را امکان پذیر می سازد و دموکراتیک ترین حکومت کشور را سرنگون می سازد.

جای دیگر

رئیس جمهور محبوب القلوبی

دست به کودتا می زند و یک میلیون زحمتکش کمونیست قتل عام می شوند.

سفیر کشوری برای سازمان اطلاعاتی کشور دشمنی اطلاعات چه بسا بی محتوایی را منتقل می کند و ضمنا از کشور فرار می کند و حزب خدمتگزار خیرخواهی منحل و مختل می گردد.

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۲۶۸)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت چهاردهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۱ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

اگر عز و جاه است و گر ذل و قید

من از حق شناسم، نه از عمر و زید

معنی تحت اللفظی:

اگر عزت و پست و مقام به نصیب ببرم

و

اگر ذلت و زندان،

برایم یکسان است.

چون من هر دو را از حق (پادشاه) می دانم و نه از این و آن.

سعدی

در این بیت شعر،

حلقه اول زنجیر علیت را تعیین می کند و آن را نه شاه، بلکه حق (خدا) می نامد.

این تحریف دال بر صخت نظر ما ست

که

خدا

انعکاس انتزاعی ـ آسمانی اعضای طبقات حاکمه است که خوانین و سلاطین عالی رتبه ترین نمایندگان آنها هستند.

سعدی

ضمنا

همه کاسه ها و کوزه ها را بر سر حق خرد و خراب می کند و عمرو و زید را و عملا شاه و عمال دولتی او را تبرئه می کند.

آنچه که ما به طور منطقی پیشگوئی می کردیم، عملی می شود.

سلطان جای خود را به حق (انعکاس آسمانی ـ انتزاعی سلاطین) می دهد و خود به مأموری معذور و بی گناه مبدل می شود.

بدین طریق است که حافظ یک گام فراتر از سعدی مینهد و علاوه بر سلاطین و مأموران و شکنجه گران و جلادان، انعکاس آسمانی ـ انتزاعی آنها، یعنی ملائکه و اجنه و فلک و چرخ و سپهر و دهر و گردون را نیز تبرئه می کند و گناهکاری جز شخص شخیص خدا باقی نمی ماند:

راز درون پرده چه داند فلک، خموش

ای مدعی، نزاع تو با پرده دار چیست.

معنی تحت اللفظی:

فلک شبیه غلام پرده داری لال و کر و خر است و از اسرار درون پرده بی خبر است.

ای منتقد برای چی با فلک (غلام پرده دار) در می افتی؟

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دین (مذهب) (۷)

پروفسور دکتر ورنر شوفنهاور

(۱۹۳۰ ـ ۲۰۱۲)

برگردان

شین میم شین

مراحل توسعه مذهب

· روند توسعه مذهب در مجموع خود ـ به لحاظ تاریخی ـ از مراحل منفرد زیرین گذشته است:

مرحله اول

۱

· اولین حلقه در زنجیر توسعه تصورات مربوط به خدایان، عبارت است از تصورات مبتنی بر باور به خدایان میرنده و دو باره زنده شونده.

۲

· این تصورات با توسعه کشاورزی پدید می آیند.

۳

· تصورات مربوط به ارواح نباتی (گیاهی) از این دسته اند.

مرحله دوم

· مراسم مبتنی بر طبیعت پرستی که با وداع از زمستان و استقبال از بهار، با بذرپاشی و با خرمن برداری پیوند داشته اند.

مرحله سوم

· با توسعه خانواده پدرسالار، اعتقاد طایفه ای (طایفتی) نیاکان به اعتقاد نیاکانی خانواده، یعنی به اعتقاد به خدایان اصلی خانواده مبدل می شود.

· خدایانی که محافظ مال و منال خانواده پدرسالارند.

مرحله چهارم

۱

· پیدایش مالکیت خصوصی، متمایز شدن سالخورده ترین رهبران نظامی و رؤسای دیگر همبود، که در تمایز و طبقه بندی در جهان ارواح، انعکاس خود را می یابد.

۲

· علاوه بر سحر و جادو، رسم قربانی کردن، مقام هر چه بزرگتری به خود اختصاص می دهد.

مرحله پنجم

۱

· با شروع دوران برده داری، در رابطه با اعتقاد به خدایان جنگ و خدایان حاصلخیزی، علاوه بر رسم قربانی کردن جانوران، قربانی کردن انسان نیز مرسوم می شود.

۲

· بدین طریق، مذهب بدوی جامعه طبقاتی پا به عرصه وجود می نهد.

۳

· مشخصه این مذهب پلی ته ئیسم (چندخدا پرستی) است.

ادامه دارد.

کلنجار ایده ئولوژیکی با همنوع (۵۱۳)

میم حجری




پزشکیان علی اف را می شناسد
پزشکیان
اما

سیاستمدار است و نه ساده لوحی عادی.

https://hadgarie.blogspot.com/2025/07/blog-post_19.html

ادامه دارد.

درنگی درمفهوم فقهی ـ «فلسفی» تکوین (۱۵)

فلسفه مَشّاء یا مکتب مشاء

مکتبی از فلسفه است که از آموزه‌های ارسطو الهام می‌گیرد.

ویکی پیدیا

درنگی

از

شین میم شین


تکوین از دید متکلمان

جریان تکوین، به معنیِ یکی از راههای آفرینش و ایجاد در جهانِ مادی،

با وجود یافتنِ صورتهای بی‌شمار یکی پس از دیگری بر اشیاء،

در اندیشۀ متکلمانِ مسلمان،

درواقع پاسخی است به اعتراض آن دسته از طبیعت‌گرایان که خداوند را از ابداع در جهانِ مادی ناتوان می‌دانسته‌اند.

این فرمایش حریف

ربطی به تعریف تازه ای از مفهوم (و نه جریان) تکوین ندارد.

به نظر متکلمان تکوین یکی از راه های آفرینش هستی است

و

آفرینش هستی به طور سلسله مراتبی صورت گرفته است

که

قبل از متکلمان مسلمان، متکلمان ارمنی هم گفته اند.

حرف حریف این است که تکوین با ابداع فرق دارد.

این را قبلا هم شنیده ایم.

اکنون اداعا می شود

که

طبیعتگرایان (؟) به وجود خداوند اعتقاد داشته اند.

ولی بر آن بوده اند که خداوند عرضه ابداع جهان مادی را ندارد.

یعنی فقط عرضه خلق جهان روحی را دارد؟

اینکه جریانی و مکتبی فقهی و یا فلسفی نمی شود.

ناصرخسرو

در پاسخ اعتراض محمدبن زکریای رازی ، می‌گوید

که

ابداع پدید آوردن جسمی است که در جهان نباشد.

آنچه در جهان است، همه در جای خویش است

و

بنابراین، عالم مادی عالم پُری (ملأ) است و ابداع در آن محال است.

این از عجز خدا نیست،

ترتیبِ ایجاد در این جهان چنین است که هم هیولا و هم قوۀ او برای پذیرفتن صورتهای گوناگون به طریق ابداع آفریده شده‌اند تا صنع، یعنی تکوین انجام پذیرد

ناصر خسرو

ابداع را به مثاله خلق چیزی از نیستی می داند.

خوب.

طبیعتگرایان کذایی مثلا محمد زکریای رازی ابداع را یعنی خلق چیزی از نیستی را محال می دانند.

ناصر خسرو دلیلی و ظاهرا بحثی راجع بر صحت و واقعیت (واقعی بودن) ابداع

یعنی خلق چیزهای مادی و فکری از نیستی ندارد.

ناصر خسرو

خود را به کوچه علی چپ می زند و می گوید که جهان مادی وجود دارد و مبتنی بر تکوین است.

یعنی در تشکیل و تخریب است.

این اما چه ربطی به ابداع و زکریا دارد؟

این ادعا

هم مبتنی بر قبول وجود خدا از سویی

و

هم مبتنی بر خلق جهان مادی و یا بی ربطی جهان مادی به بود و نبود خدا از سوی دیگر است.

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنعام ) (۴۳۶)

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾
[ الأنعام: ۱۰۱]

پديد آورنده آسمانها و زمين است.

چگونه او را فرزندى باشد، و حال آنكه او را همسرى نيست.

هر چيزى را او آفريده است و به هر چيزى داناست.

کریم

در این آیه،

ادعای مسبحیت را مبنی بر فرزند خدا بودن عیسی مسیح

به چالش می کشد:

دلیل کریم این است که خدا همسری نداشته است تا فرزندی بزاید.

نطفه عیسی مسیح در اثر فوت جبرئیل بر مچ مریم بسته شده است.

خدا

خالق است و نه مخلوق.

خدا

ضمنا آسمان ها و زمین را خلق کرده است و شناخت عمیقی از مخلوقات خود دارد.

در این آیه کریم

تئوری شناخت علمی او تبیین می یابد که به لحاظ معینی شبیه تئوری شناخت مارکسیستی است:

هر چيزى را او آفريده است و به هر چيزى داناست.

معنی تحت اللفظی:

پیش شرط شناخت چیزی، تولید آن چیز است.

این حقیقت امر در تئوری شناخت مارکسیستی ـ لنینیستی

در دیالک تیک تئوری و پراتیک تبیین می یابد:

پراتیک (کار)

هم زادگاه تئوری است

و

هم محک مطمئن برای اثبات صحت و سقم تئوری است.

مولد هر چیزی

در روند تولید و در اثر تولید

نه تنها به شناخت آن چیز، بلکه همزمان به خودشناسی و لیاقت معرفتی خود شناسی نایل می آید.

کار

منبع مادی و واقعی تفکر است.

اگر بشر مجبور به کار نمی شد، خر می ماند.

ادامه دارد.

درنگی در هشداری از محسن وثوقی (موساد و جمهوری اسلامی) (۱۴)

سازمان اطلاعات و عملیات ویژه

(موساد)

درنگی

از

شین میم شین

محسن وثوقی

وقتی دشمن در یک عملیات دقیق چند هدف نظامی را در عرض یک ساعت می‌زند، آیا نباید صدای زنگ خطر در وزارت اطلاعات، فراجا، سازمان اطلاعات سپاه و شورای عالی امنیت ملی، به گوش مردم برسد؟
اما آنچه مردم می‌بینند، نه هشدار است، نه تحلیل، نه توضیح.
فقط سکوت است و بی‌تفاوتی.

محسن وثوقی

از سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و عملیاتی و اجرایی کشور

انتظار تحلیل و توضیح و هشدار علنی دارد.

جرم سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و عملیاتی و اجرایی کشور

این است که چرا «اسرار هویدا نمی کنند.»

معلوم نیست که خود محسن وثوقی تحلیل می کند و یا تحقیر و تخریب و تحریک.

محسن وثوقی

عینا و عملا

دو سه روز پس از شروع تجاوز و تخریب و ترور پیش برنامه ریزی شده امپریالیسم و صهیونیسم

به افشای «اسرار مگو»توسط سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و عملیاتی و اجرایی کشور

اصرار می ورزد.

حریف نمی داند که ۹۹ درصد اقدامات سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و عملیاتی و اجرایی کشور در خفا می ماند

در غیر این صورت دشمن به نقاط ضعف خود پی می برد و اندیشه دیگر می کند و خطاهای خود را تصحیح می کند و ضربه بعدی مؤثرتر و مخرب تر فرود می آید.

سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و عملیاتی کشور

فقط موظف به در جریان وقایع گذاشتن اقلیتی از رهبری عالیرتبه کشور اند و نه مجاز به جار زدن اطلاعات و عملیات در کوچه و خیابان.

سکوت و بی تفاوتی سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و عملیاتی کشور

ظاهری است و نه ذاتی.

طبقه حاکمه جمهوری اسلامی ایران

در حاکمیت و حکومت ۴۴ ساله اش

از مهیب ترین و مخوف ترین خطرات و خرابکاری ها با موفقیت عبور کرده است.

اگرچه ضربات هولناک خورده است و عالی ترین سران خود را از دست داده است.

البته در آغاز دچار خطاها و خریت های شرم انگیز هم شده است و به ران مبارک خود شلیک کرده است.

یکی از این خطاها و خریت های خطیر

امحای سازمانی و اعتباری ـ آبروی حزب ارجمند توده و کادرهای پاکدامن و پارسای بی همتای آن بوده است.

ولی در عوض بقایای اوپوزیسیون سلطنت طلب و مجاهدین و اشرار و غیره را به طرز موفقیت آمیزی خنثی و نابود و تضعیف کرده است.

تحلیل باید رئالیستی (واقع بینانه) باشد و نه بند تنبانی.

محسن وثوقی

باید فوت و فن تفکر مفهومی را بیاموزد تا توان تحلیل دیالک تیکی همه جانبه مسائل را کسب کند.

بشریت بر سر دو راهی زیر ایستاده است:

یا کسب لیاقت تفکر و تجزیه و تحلیل مارکسیستی

و

یا انشاء نویسی و خود ارضایی و عوامفریبی.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دین (مذهب) (۶)

پروفسور دکتر ورنر شوفنهاور

(۱۹۳۰ ـ ۲۰۱۲)

برگردان

شین میم شین

۳

علل عینی (اوبژکتیو) مذهب

ادامه

۲۴

  • در پیوند با گذار به طوایف پدرسالار که چارچوب همبود را ـ در مقایسه با طوایف مادرسالار پیشین ـ وسعت می بخشد، امکان مذهبگرائی شخصی، یعنی تصور الهی منسوب به سرنوشت فرد هم فراهم می آید.

۲۵

  • در فرم های پیشین مذهب نه تنها رابطه بدوی انسان نسبت به طبیعت، بلکه علاوه بر آن، مناسبات مبتنی بر مساوات بدوی آنها نسبت به هم نیز انعکاس می یابد.

۲۶

  • همانطور که در واقعیت جامعتی همبود اولیه همه اعضا برابر بوده اند، به همان سان نیز در تصورات راجع به جهان ارواح، از ارواح معینی که برتر از ارواح دیگر باشند، اثری نیست.

۲۷

  • تصورات مبتنی بر هیرارشی (سلسله مراتب) در جهان ارواح، بعدها، یعنی پس از تشکیل مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و تمایز همبود نجابتی متعاقب با آن، پدید آمده اند.

(آسمان همیشه آیینه زمین است.

در آسمان چیزی وجود ندارد که در زمین نباشد.

مترجم)

۲۸

  • انگلس روند تشکیل مذاهب به اصطلاح طبیعی، مذاهب طایفه ای و خلقی پلی ته ئیستی (چند خدا پرستی) را و گذار به مذاهب به اصطلاح تاریخی را، که رفته رفته خطوط پلی ته ئیستی کسب می کنند، به شرح زیر توضیح می دهد و تعریف مارکسیستی عام از ماهیت کلیه مذاهب عرضه می دارد:

الف

  • «کلیه مذاهب و ادیان، چیزی جز انعکاس تخیلی قدرت های خارجی حاکم و مسلط بر زندگی مردم، در اذهان آنان نیستند.

ب

  • انعکاسی که در آن، قدرت های زمینی به هیئت قدرت های ماورای زمینی در می آیند.

پ

  • این انعکاس در آغاز تاریخ، فقط شامل حال قوای طبیعی می شد، ولی آنها در توسعه بعدی تاریخ خلق های مختلف، متنوعترین و رنگارنگترین چهره های بشرواره را به خود می گیرند.

ت

  • این روند ـ حداقل ـ در مورد ملل هند و اروپائی، از طریق مقایسه اساطیر آنها و منشاء وداهای هندی مورد بررسی قرار گرفته و بعد در مورد هندی ها، ایرانی ها، یونانی ها، رومی ها، آلمانی ها تا آنجا که مدارک تاریخی کفایت می کرده و در مورد کلت ها، لیتاوها و اسلاوها به طور منفرد ثابت شده است.

ث

  • اما بعدها، علاوه بر قوای طبیعی، قدرت های اجتماعی نیز وارد عمل می شوند، که به همان اندازه بیگانه و در آغاز، به همان اندازه غیرقابل توضیح بوده اند و با همان جبر طبیعی ظاهری قوای طبیعی مردم را زیر سلطه خود گرفته اند.

ج

  • هیئت های تخیلی که در آنها ـ در آغاز ـ فقط قوای اسرارآمیز طبیعی انعکاس می یابند، بدین طریق صفات ممیزه اجتماعی کسب می کنند و به نمایندگان قدرت های تاریخی مبدل می شوند.

ح

  • در مرحله توسعه بعدی تر، کلیه صفات ممیزه طبیعی و اجتماعی خدایان بیشمار به خدای واحد قدر قدرتی منتقل می شوند.
  • خدائی که خود بازتاب انسان انتزاعی است.

خ

  • بدین طریق است که مونوته ئیسم (یکتا پرستی) پا به صحنه می نهد، که از لحاظ تاریخی آخرین ثمره فلسفه عامیانه یونان بوده و در خدای ملی صرف یهودی به نام یحوه تجسم خود را کسب می کند.

د

  • مذهب، در این فرم سهل الاستفاده و دمساز با همه چیز خود، می تواند به مثابه فرم بلاواسطه، یعنی فرم عاطفی ـ احساسی رفتار انسانها نسبت به قدرت های بیگانه طبیعی و اجتماعی حاکم، ادامه حیات دهد، تا زمانی که انسان ها زیر یوغ چنین قدرت هائی باشند.»
  • (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲۰، ص ۲۹۴)

ادامه دارد.

وجود و شعور (۸۵)

سرگی لئونیدوویچ روبین اشتاین

(۱۸۸۹ ـ ۱۹۶۰)

برگردان

شین میم شین

وجود و شعور

جایگاه پدیده ها و روندهای روانی در پیوند عام پدیده ها در جهان مادی

منتشره توسط آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی در مسکو، سال

۴

روانی به مثابه روند شناخت

ادامه

۹۵

· شالوده و مبنای نویرودینامیکی (عصبی ـ پویای) ادراک چیزها در خواص و روابط مکانی شان را پیوندهایی تشکیل می دهند که به واسطه آنها تحریکات مختلف به صورت تحریک کمپلکس (بغرنج) واحدی یکپارچه می شوند.

۹۶

· از این رو، ادراک بزرگ، مبتنی بر پیوندهایی با تحریک بغرنج است.

۹۷

· تحریک بغرنجی که از اندازه تصویر شبکیه و سیگنال های عضلانی تشکیل یافته است که با منطبق سازی چشم با فاصله چیز مورد نظر پیوند دارند و با اندازه به طور حسی به محک زده شده چیز مربوطه تأیید می شود.

۹۸

· ادراک خواص و مشخصات و روابط مکانی چیزها و یا ادراک چیزها در خواص و مشخصات و روابط مکانی شان، بدین طریق صورت می گیرد که ادراک در برگیرنده انالیز (تجزیه و تحلیل) و سنتز (ترکیب) و تمییز تحریکات و وحدت بخشی به انها در کل یکپارچه و واحدی است.

۹۹

· اهمیت تئوری احساس های لامسه برای تئوری مجموعه ادراکات، در پیوند با این امر است.

۱۰۰

· تئوری حس لامسه به طرز فوق الذکر را در روان شناسی سویه تیکی (شوروی) ل. الف شیفمان تدوین کرده است.

· (مراجعه کنید به شیفمان، «پیوند متقابل ارگان های حسی»، مجموعه آثار در رابطه با «بررسی های مربوط به روانشناسی ادراک» مسکو ـ لنینگراد سال ۱۹۴۸ به زبان روسی)

۱۰۱

· مکان و زمان را بر خلاف آنچه که در روانشناسی عمدا نمودار می گردد، نمی توان مجزا از اشیاء و پدیده ها ادراک کرد.

۱۰۲

· این خطا ضمنا تحت تأثیر درک کانتی از زمان و مکان به مثابه فرم های اپریوریکی (ماورای تجربی) صورت می گیرد.

· فرم های اپریوریکی ئی که به احساس های غبر مکانی متنوع در آن با فرم دیگری سرپوش نهاده می شود و به صورت «ظرفی» در می آید که اشیاء در آن جا داده شده اند.

مکان و زمان

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3072

۱۰۳

· مجزا سازی اینچنینی مکان از اشیاء (موضوعات) با حقایق امور در تضاد است.

۱۰۴

· این امر در پی مجزاسازی حسیت از جهان خارجی است.

۱۰۵

· ادراک شیئی از جهان خارج و حواص و مشخصات مکانی آن جدایی ناپذیر از یکدیگرند.

جهان خارج

(جهان برونی)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14435

پایان

۱۰۶

· به همان سان که ادارک زمان، مجزا و منفصل از پدیده هایی که در زمان دستخوش تغییرات اند، امکان ناپذیر است.

۱۰۷

· خواص و مشخصاتی از قبیل استحکام، چگالی، نفوذ ناپذیری و امثالهم را ما در وهله اول با حس لامسه ادراک می کنیم.

۱۰۸

· به ویژه این خواص و مشخصات، جزء ماهوی ادراک شیئ به مثابه چیزی مادی است.

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۲۶۷)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت چهاردهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۱ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

بباید چنین دشمنی دوست داشت

که می دانمش، دوست بر من گماشت

معنی تحت اللفظی:

چنین دشمنی را که مأمور دوست است، باید دوست داشت.

جزم «مشیت الهی»

برای سعدی از اهمیت ایده ئولوژیکی ـ استراتژیک بی چون و چرایی برخوردار است و لذا هراسی از زیر پا نهادن تئوری «شبان ـ گرگ ـ گله» به خود راه نمی دهد.

سعدی

اکنون برای توضیح و توجیه و تطهیر تئوری تسلیم و تحمل و رضای خود،

دیگر نه احتیاجی به تئوری دارد و نه نیازی به تئولوژی (فقه).

قبول جزم «مشیت الهی» برای هضم تئوری جامعتی ارتجاعی او

کفایت خواهد کرد.

حافظ مجموعه تئوری های جامعتی ـ ارتجاعی سعدی را نیز از آن خود می سازد و عمارت غول آسای شعرش را بر شالوده آن بنا می کند.

رضا به داده بده

وز جبین گره بگشا

که بر من و تو

در اختیار نگشاده است.

معنی تحت اللفظی:

به رزق مقرره از سوی خدا، راضی باش و دم مزن.

برای اینکه در اختیار (آزادی) به روی من و تو بسته است.

حافظ

را

می توان جبرگرا دانست.

برای اینکه او در این بیت شعر

مطلق کننده جبر (مشیت الهی) و منکر اختیار (ازادی) بشری است.

حافظ

اگر اهل تشیع بود، چنین بیتی نمی سرود.

برای اینکه در قاموس تشیع،

«در اختیار به روی بشر» بسته نیست.

اگر نقش تعیین کننده در دیالک تیک جبر (مشیت الهی) و اختیار از آن جبر (مشیت الهی) است.

حافظ اهل تسنن بوده است.

اولین مصراع دیوان غزلیات خواجه از حضرت یزید است.

الا یا ایها الساقی

ادر کأسا و ناول ها.

(حضرت یزید)

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دین (مذهب) (۵)

پروفسور دکتر ورنر شوفنهاور

(۱۹۳۰ ـ ۲۰۱۲)

برگردان

شین میم شین

۳

علل عینی (اوبژکتیو) مذهب

۱۱

  • این نقطه ای است که از سوئی نطفه های تفکر تئوریکی تشکیل می یابند و از سوی دیگر نطفه های آغازین مذهب قوام می یابند.

۱۲

  • به سبب سطح نازل توسعه نیروهای مولده، می بایستی در رابطه با بسیاری از پیوندهائی که کسب اهمیت کرده بودند، به جای بررسی واقعی روابط به خیال پردازی در باره آنها پرداخت.

۱۳

  • این روند، خود را در اسطوره سازی به وضوح نشان می دهد.

۱۴

  • در اساطیر، تجارب روزمره، به طور عقلی و تخیلی به هم گره می خورند.

۱۵

  • در تصورات مذهبی این دوره، به ویژه، وقوف تخیلی به وابستگی همبود انسانی به قوای طبیعی عمده و برجسته می شود.
  • آن سان که برای پدیده های منفرد محیط زیست که همبود را تحت تأثیر بلاواسطه و جدی خود قرار می دهند، همبود را زیر فشار قرار می دهند، به وحشت و هراس می اندازند و یا تأثیرات مثبت بر آن اعمال می کنند، صفات اسرار آمیز نسبت داده می شود.

۱۶

  • فرم های تاریخی پیشین این امر به شرح زیر بوده اند:

الف

  • سحر و جادوی زیان آور.

ب

  • سحر و جادوی شکار.

۱۷

  • توتمیسم، که به طلسم قوای بیگانه، تضمین موفقیت در شکار، سمبولیزه کردن و حفاظت از روابط خویشاوندی (همانند انگاری خود با جانور توتم و غیره) توجه دارد.

۱۸

  • پدیده های طبیعی (در مطابقت با روابط درونکلکتیوی و میانکلکتیوی مبتنی بر نیایش، کینه، مصالحه، مصاحبه و غیره موجود) انسانواره توضیح داده می شوند، یعنی برای اعمال آنها انگیزه های انسانی تعیین می شود.

۱۹

  • و لذا فرم های همانند مرسوم در روابط انسانی ـ همبودی برای فرونشاندن خشم، جلب محبت از طریق هدیه دادن، دفع خطر، ابراز سپاس، قدردانی و غلامی، عرض حال و احساسات همانند در مورد پدیده های طبیعی در هیئت آنتروپومورفیستی (انسان واره) (خورشید، هوا، آتش، دریا، زمین، بیماری، مرگ و غیره) نیز صورت می گیرد.

۲۰

  • در ابتدائی ترین مراحل، این پروژکسیون (امتداد) تصورات انسانی به طبیعت، خصلت شیئی برجسته و غالبی دارد و جهان به صورت جولانگاهی از چیزهای حسی ـ ماورای حسی جلوه می کند.

۲۱

  • این روند آنتروپومورفیزاسیون (انسان واره انگاری)، رفته رفته فرم انفصال مواد ماورای حسی ـ فکری از مواد حسی به خود می گیرد.
  • یعنی پدیده های طبیعی به شکل ارواح محض در می آیند، استقلال کسب می کنند و همانند موجودات انسانی، شعورمند و اراده مند قلمداد می شوند، به مثابه شخصیت های ماورای طبیعی در می آیند و نسبت به انسان ها نیات خیرخواهانه و یا بد خواهانه پیدا می کنند.

۲۲

  • پیش شرط چنین توسعه و تکاملی عبارت بود از درجه نسبتا بالائی از تمایزمندی کار، شروع جدائی کار عمدتا فیزیکی (جسمانی) از کار فکری در همبودهای نجابتی و شروع تضادمندی رابطه فرد با جمع.

۲۳

  • تا اینکه بالاخره باور به وجود «روح» قابل انفصال از هستی جسمانی ـ محسوس پا به عرصه می نهد که قبل از همه، نتیجه خواب و رؤیا (به خواب دیدن اعضای مرده طایفه و غیره) بود و این باور به ادامه حیات روح، بعد از مرگ جسم، به روند استقلال یابی موجودات فردی غیرمادی منجر می شود که در زندگی همبود دخیل و مؤثر تلقی می شوند.

ادامه دارد.

درنگی درمفهوم فقهی ـ «فلسفی» تکوین (۱۴)

فلسفه مَشّاء یا مکتب مشاء

مکتبی از فلسفه است که از آموزه‌های ارسطو الهام می‌گیرد.

ویکی پیدیا

درنگی

از

شین میم شین


تکوین از دید متکلمان

جریان تکوین، به معنیِ یکی از راههای آفرینش و ایجاد در جهانِ مادی،

با وجود یافتنِ صورتهای بی‌شمار یکی پس از دیگری بر اشیاء،

در اندیشۀ متکلمانِ مسلمان،

درواقع پاسخی است به اعتراض آن دسته از طبیعت‌گرایان که خداوند را از ابداع در جهانِ مادی ناتوان می‌دانسته‌اند.

ناصرخسرو

در پاسخ اعتراض محمدبن زکریای رازی ، می‌گوید

که

ابداع پدید آوردن جسمی است که در جهان نباشد.

آنچه در جهان است، همه در جای خویش است

و

بنابراین، عالم مادی عالم پُری (ملأ) است و ابداع در آن محال است.

این از عجز خدا نیست،

ترتیبِ ایجاد در این جهان چنین است که هم هیولا و هم قوۀ او برای پذیرفتن صورتهای گوناگون به طریق ابداع آفریده شده‌اند تا صنع، یعنی تکوین انجام پذیرد

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دین (مذهب) (۴)

پروفسور دکتر ورنر شوفنهاور

(۱۹۳۰ ـ ۲۰۱۲)

برگردان

شین میم شین

۳

علل عینی (اوبژکتیو) مذهب

۱

  • در دوره دراز توسعه بشریت، در دوره به اصطلاح گله های بشری (گله های اولیه)، یعنی در ابتدائی ترین فرم وجود جامعه بشری، که حدود یک میلیون سال پیش، وجود داشته است و چند صد هزار سال دوام آورده است، هرگز پیش شرط های لازم برای تشکیل تصورات مذهبی و جهان بینانه ـ به طورکلی ـ وجود نداشته اند.

۲

  • انسان های اولیه در مرحله توسعه پیته کانتروپو، سینانتروپو و یا نئاندرتال، مذهب نداشته اند.

(پیته کانتروپو

به انسان جاوه و چینی،

سینانتروپو

به انسان پکنی و یا چینی

و

نئاندرتال

به انسان عصر حجر قدیم که در دوسلدورف آلمان کشف شده است،

اطلاق می شود.

مترجم)

۳

  • ما تنها در انسان به اصطلاح کرومانون، در عصر نوسنگی قدیم (۴۰ ـ ۵۰ هزار سال پیش)، برای اولین بار، به تصورات و اعمال مذهبی، مثلا تدفین پیش اندیشیده مردگان برمی خوریم.

۴

  • تنها در شیوه زندگی خاص آنها، یعنی در دوره جایگزینی مرحله گردآوری و شکار با همبود نجابتی بود که پیش شرط های لازم برای تشکیل تصورات مذهبی و نهادهای منطبق با آنها فراهم می آیند.

۵

  • قبلا به سبب وجود شرایط ابتدائی کار و زندگی، در گله های اولیه کوچک و پراکنده، فقط یک «شعور گله ای» وجود داشته است.
  • (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۳، ص ۳۱)

۶

  • انسان در این مرحله، هنوز توان تجرید (انتزاع) و تعمیم نداشته است و لذا بازتاب هائی راجع به هستی انسانها (که در همبود اولیه، همواره به مثابه هستی دسته جمعی تصور می شده) و راجع به پدیده های طبیعی هنوز وجود نداشته اند.

۷

  • «تفکر» این عصر توسعه بشریت ـ کلا ـ در پراتیک بلاواسطه زندگی خلاصه می شد.

۸

  • تفکر واقعی و همراه با آن، توانائی انسان به تجرید (انتزاع) و تعمیم، بعدها در مرحله همبودهای نجابتی توسعه می یابد.

۹

  • بدین طریق امکان انفصال تفکر از واقعیت پدید می آید.

۱۰

  • این پیشرفت، به دلیل نیاز به توضیح پیوندهای ساده معین محیط زیست بود که از تکنیک (فن) ابتدائی و تقسیم کار طبیعی اولیه نشئت می گرفت.

ادامه دارد.