درنگی در مواعظ سید علی خامنه ای و علما در مجالس و منابر انترنتی (۱۲)

سیّد علی حسینی خامنه‌

(زادهٔ ۲۹ فروردین ۱۳۱۸)


‏ هفت تکلیف راهبردی برای ملت سرافراز ایران

سیّدعلی خامنه‌ای

(۳ مرداد ۱۴۰۴)


۱

حفظ اتحاد ملی

وظیفه‌ی یکایک ما است.

دیر است.

سید علی.

از خاوران بپرس که بر ما چه رفته است.

این شعاری که سیدعلی اکنون پس از کودتای ناکام می دهد،

همان شعاری است

که

۴۵ سال قبل

سران و سرداران حزب توده داده اند و در وفاداری بی خلل بدان، از دار و ندار خود گذشته اند و سرانجام بی رحمانه و خردستیزانه و خودستیزانه بر دار شده اند.

حرف اساسی حزب توده همین بوده است.

اتحاد ملی.

اگر شعار حزب توده گوش شنوا پیدا می کرد،

چه خون ها که بیهوده ریخته نمی شدند.

در این رهنمود و دستور و فرمان سید علی نیز تجدید نظری تئوریکی (نظری) به چشم می خورد:

سید علی

از اتحاد شیعی سخن نمی گوید،

از اتحاد مذهبی حتی سخن نمی گوید.

از اتحاد ملی سخن می گوید.

یعنی

جای امت اسلام را ملت ایران گرفته است.

در سخنرانی های سران دولت و نمایندگان ملت در مجالس و منابر هم این تجدید نظر نظری به چشم می خورد:

سعی همه بر آن است که جای کلمات عربی و فرنگی

با کلمات فارسی چه بسا من در آوردی و نارسا و ناروا پر شود.

طبقه حاکمه جمهوری اسلامی ایران

به لحاظ نمایندگی ناسیونالیسم،

صادقتر و اصیلتر و پیگیرتر از طبقه حاکمه ایران در زمان شاه است.

ناسیونالیسم فوندامنتالیستی ـ‌ شیعی طبقه حاکمه جدید

بر خلاف ناسیونالیسم سلطنتی

ناسیونالیسم سلحشوری است

و

پاسدار سرافرازی مردم ایران است و نه خواهان سرافکندگی آنان.

این اندیشه از بدو تولد جمهوری اسلامی تبیین یافته است.

محتوای سخنرانی ها خمینی در بهشت زهرا و دیگر جاها

جایگزینی سرسپردگی و وابستگی و بردگی با استقلال و سرافرازی ملی بوده است.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ذ) ذرات بنیادی (۶)

پروفسور دکتر گونتر کروبر

برگردان

شین میم شین

۶۲

  • از منظر دیالک تیکی احتمالا بنیادیت (اله منتاریته) مطلق وجود ندارد.

۶۳

  • بدین طریق مسئله جزء و کل در این عرصه ی نسبیت (رلاتیویته) نیز حل می شود.

۶۴

  • فرضیه بوت استرپ چیو در این زمینه حاوی اهمیت هویریستیکی (راهیابی) مهمی است.

۶۵

  • بنا بر این فرضیه، کلیه ذرات با تأثیر متقابل قوی، ساختارهای دینامیکی (پویا) اند که فقط در میدان تأثیر متقابل با ذرات دیگر وجود دارند.

۶۶

  • اثبات وجود کوارک در مواردی اصولا با این نظر منافات نخواهد داشت.
  • برای اینکه آنها را می توان به مثابه نقاط گرهی در میدان تأثیرات متقابل در نظر گرفت که نسبت به ذرات بنیادی معمولی، مراحل بالاتری از بنیادیت (اله منتاریته) اتخاذ می کنند.
  • اما در رابطه با میدان تأثیر متقابل، بنیادی (اله منتار) نیستند.
  • برای اینکه آنها در عین حال فراورده (محصول) این میدان و از موجدین (ایجا کنندگان) این میدان اند.

۶۷

  • خدمت بزرگ لنین، شناخت اهمیت کشف ذرات بنیادی در سال ۱۹۰۸ در اثر خویش تحت عنوان «ماتریالیسم و امپیریوکریتیسیسم» و استفاده از آن برای تعمیق ماتریالیسم فلسفی (تعریف ماده) بود.

۶۸

  • ماتریالیسم مکانیکی در قرن ۱۹ اتم های شیمییایی را به مثابه سنگپایه های ماده قلمداد کرده بود.

۶۹

  • اثبات این تز یکی از دلایل ایدئالیسم مبتنی بر امحای ماده بر ضد ماتریالیسم بود.

۷۰

  • لنین نشان داد که بدین وسیله فقط ماتریالیسم مکانیکی با موضع غیر دیالک تیکی اش راجع به تغییرناپذیری عناصر و یا ماهیت های ماده لطمه می بیند.

۷۱

  • لنین نشان داد که کشف ذرات بنیادی گام مهمی در روند شناخت دم به دم ژرفنده ساختار ماده لایتناهی است که عناصر بنیادی به مثابه فرم های ماده اند که در تنوع وحدتمند خویش لایتناهی است.
  • به همان سان که اتم بود.

۷۲

  • این شناخت لنین با توسعه بعدی فیزیک تصدیق و تأیید شد.

۷۳

  • کشف و پژوهش ذرات بنیادی، انبوهی از قانونمندی های دیالک تیکی را روشن کرد که در کلیت شان تز لنین را مبنی بر اینکه فیزیک آبستن ماتریالیسم دیالک تیکی و در پی زایش آن است، کاملا تصدیق و تأیید کرد.

۷۴

  • به عنوان مثال، هر ذره بنیادی به مثابه وحدت تضادمند خواص کورپوسکلی (ذره ای) و خواص موجی به مثابه اضداد نمودار می گردد.

(دیالک تیک ذره و موج.

مترجم)

  • مراجعه کنید به دوئالیسم ذره و موج

دوئالیسم ذره و موج

۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16200

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16206

۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16210

پایان

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۲۹۲)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت پانزدهم

بخش اول

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۱ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

پس از آن که شخص ام ز خاک آفرید

به قدرت در او جان پاک آفرید

عجب داری ار بار امرش برم

که دائم به احسان و فضلش در ام؟

معنی تحت اللفظی:

دلیل اینکه در سرمای یخبندان غسل می کنم، اطاعت از فرامین خدایی است که مرا از خاک خلق کرده و بر تندیس بی جان من جان دمیده است و مرا مادام العمر از احسان و بخشش خود برخوردار ساخته است.

سعدی اکنون زمینه را برای ابلاغ کلام آخر آماده می بیند، با طمأنینه تمام پا می شود، از پله های منبر بالا می رود

و

عملا

از پسرپرستی به خداپرستی پل می زند.

انعکاس آسمانی ـ انتزاعی هر چیز زمینی، بزرگترین هنر سعدی و حافظ است، که در عین حال مزمن ترین بیماری روانی آنها ست:

چیزی نیست که آندو در آیینه زلال آسمان منعکس نکنند و بعد جای عکس و شیئ را عوض ننمایند.

اکنون وقت مقایسه چیزهای بی ربط فرا رسیده است.

«عشق» مرد مؤمن به پسربچه با «عشق» او به خداوند جان پاک و تن ناپاک آفرین مورد مقایسه قرار می گیرد و بی اعتنائی پسرک با احسان و فضل مادام العمر خدا سبک سنگین می شود.

هرگز کسی مفهوم «عشق» را چنین به لجن نکشیده و از محتوای واقعی اش تهی نکرده است، که سعدی و حافظ می کنند.

ادامه دارد.

درنگی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (۸)

نشان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

درنگی

از

شین میم شین

منبع:

ویکیپیدیا

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

وجود این چهار گروه مسلح موازی،

اختلاف‌ها و اصطکاک‌هایی را درپی داشت.

این مسئله در شورای انقلاب طرح و سرانجام تصمیم گرفته شد که هاشمی رفسنجانی با هماهنگ‌کردن این گروه‌ها و یک‌پارچه‌کردن آنها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را شکل دهد.

این اقدام قابل پیش بینی بوده است:

با تشتت و تفرقه قوای نظامی (گروه های مسلح موازی) نمی توان حکومت کرد.

ضمنا

چنین تشتتی کنترا پرودوکتیو (ضد خلاقیت، شبیه شلیک بر ران مبارک خویش) است.

در قرن بیست و یکم نمی توان شیوه حکومت ملوک الطوایفی داشت.


ما دیری است که با این معضل در ایالات متحده امریکا سر و کار داریم که در بدبختی حاصل از حمله جوانان القاعده بر برج های دو قول آشکار شد:

۱۷ سازمان اطلاعاتی موازی در ایالات متحده امریکا

نتوانسته بودند از توطئه اعراب افراطی جوان بو برده باشند.

پس از تخصیص بودجه ۱۲۰ میلیون تومانی به سپاه از سوی دولت موقت

سپاه قدرتمندتر از قبل تصمیم به ادغام سایر نیروها در خود گرفت.

در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۵۸، همه این گروه‌ها با سپاه پاسداران ادغام شدند و یک شورای ۱۲نفره تشکیل گردید

جالب این است که ساختار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شورایی است و نه استبدادی.

طنز تلخ تاریخ را باش،

بدترین دشمنان شوروی

ساختار شورایی شوروی را صرفنظرناپذیر می دانند.

حسن ساختار شورایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

را

در تجاوز کودتایی ۱۲ روزه اخیر صهیونیسم ـ امپریالیسم دیدیم.

سران سپاه و ارگان های دیگر را در سنت کودتایی ناگهانی

همزمان و همه با هم

ترور کردند،

بی آنکه آب از آب حتی تکان بخورد.

این هنوز تمامی طنز نیست.

تسمیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز نه ملی (ناسیونال)، بلکه بین المللی و یا فراملی (انترناسیونالیستی) است.

به همین دلیل،

کلمه ایران در آخر مفهوم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وجود ندارد.

این بدان معنی است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نه سازمانی ملی (ایرانی)، بلکه مذهبی و فراملی و بین المللی است.

این شورا

(شورای ۱۲نفره)

جواد منصوری را به عنوان فرمانده سپاه انتخاب کرد.

به فاصله اندکی پس از او عباس آقازمانی مشهور به (ابوشریف)

فرماندهی سپاه و فرماندهی عملیات آن را بر عهده گرفت.

پس از ادغام،

محسن رضایی، محسن رفیق‌دوست و عباس دوزدوزانی

در اواخر فروردین ۱۳۵۸ به دیدار خمینی در قم رفتند و خواستار استقلال سپاه از دولت موقت شدند.
در این دیدار خمینی برخلاف جهت‌گیری پیشین خود مبنی بر نظارت دولت موقت بر سپاه،

دستور تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی زیر نظر شورای انقلاب را صادر کرد.

نکته جالب تر دیگر

استقلال و خودمختاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

از دولت موقت بوده است.

این فقط استقلال لفظی نبوده است.

این به معنی خروج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

از حیطه کنترل دولت موقت بوده است.

این بدان معنی بوده است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

مجبور به گزارش دهی به دولت موقت و پاسخگویی به دولت موقت نبوده است.

این استقلال و خودمختاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

فقط شامل حال دولت موقت نمی شد و نمی شود.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

مستقل از کلیه دولت ها و کابینه ها و رؤسای جمهوری و وزرای خارجی است.

برای وقوف به این حقیقت امر،

مثال های تجربی مشخص متعددی در دست است:


ظریف

(وزیر امور خارجه)

در رابطه با سردار قاسم سلیمانی به طعنه می گوید:

قاسم سلیمانی که ما را آدم حساب نمی کند.

او مستقیما به سیدعلی گزارش می دهد و نه به کس دیگری.

(نقل به مضمون)

عراقچی

(وزیر امور خارجه دولت پزشکیان)

در مصاحبه ای پس از تجاوز کودتایی ۱۲ روزه اخیر می گوید:

سردار فلانی شهید بارها مرا به گفتگوی شخصی دعوت کرده بود.

این به معنی مقام و منزلت و اتوریته و نقش و فونکسیون طراز نوین
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

است.

ادامه دارد.

درنگی در دعاوی «حق» پرستی (۹) (بخش آخر)

میم حجری

حق پرست

در کنار مسائل فوق، تمامیت‌خواهی و انعطاف‌ناپذیری رژیم حاکم نیز،

سدی قدرتمند در برابر هرگونه گذار از این وضعیت بحرانی است.

اگر رژیم کنونی نیز همچون رژیم پیشین، در برابر تحقق حداقلی‌ترین اشکال دموکراسی مقاومت کند،

بی‌شک ضربات سهمگینی را متحمل خواهد شد.

معلوم نیست که منظور حق پرست از رژیم کنونی و قبلی چیست؟

حق پرست

ظاهرا تعریف رژیم و یا حکومت را نمی داند.

حکومت

(رژیم)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8926

پایان

تفاوت حاکمیت و حکومت

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14654

حکومت

به تنهایی وجود ندارد

تا

بسان اجامر امپریالیستی همه کاسه ها و کوزه ها را بر سرش خرد و خراب کنیم و دست به عوامفریبی سرشته به خودفریبی بزنیم.

اجامر امپریالیستی

به مراتب بدتر از حق پرستان، شب و روز حرفی جز ترامپ و پوتین و نتان و عردوغان و پالان ندارند.

حضرات چنان وانمود می کنند که انگار این بدبخت ها تصمیمگیر اصلی و همه کاره اند و سکان کشتی جهان به دست اینها ست.

حق پرست هم مسموم از ایده ئولوژی امپریالیستی

خیال می کند که تغییر رژیم ها به معنی تعیین دیگرگونه سرنوشت خلق ها ست.

ایراد اصلی حق پرست

نسخه نویسی و رهنمود دهی قبل از تعریف مفاهیم است.

حکومت

در دیالک تیک حاکمیت وحکومت وجود دارد و در این دیالک تیک نقش تعیین کننده از آن حاکمیت است، بی آنکه حکومت هیچ واره باشد.

دیالک تیک حاکمیت و حکومت

فرمی از بسط و تعمیم دیالک تیک زیربنای اقتصادی و روبنای ایده ئولوژیکی است.

حکومت

مثل دولت و مذهب و اخلاق و هنر و غیره

یکی از عناصر روبنای ایده ئولوژیکی است و تابع زیربنای اقتصادی، یعنی حاکمیت طبقاتی، یعنی مناسبات تولیدی، یعنی فرم مالکیت بر وسایل اساسی تولید است.


برای مارکسیست ها
حکومت ها تعیین کننده نیستند.

اصولا
تفاوت طبقاتی و ماهوی بین دولت روحانی و احمدی و رئیسی و پزشکیان و رفسنجانی و غیره وجود ندارد.
همه دول و حکومت ها و شخصیت ها

نمایندگان طبقه حاکمه واحدی اند.
طبقه حاکمه واحدی که اقشار متفاوت دارد.
اقشاری که منافع و مواضع متفاوت دارند.

حق پرست می تواند خودش را جای خمینی و یا خامنه ای بگذارد و بگوید که در آن صورت چه می کرد و چه می کند.

طبقه حاکمه جدید

منافعی داشته است و در مطابقت با منافع، مواضعی داشته است

و

در مطابعت با منافع و مواضع، برنامه ای برای آینده کشور داشته است.

مثلا

تشکیل نظامی اسلامی ـ شیعی با معاییر و هنجارها و ارزش ها و موازین و مقررات اسلامی.

چاره اش چی بوده، غیر از کوتاه سازی دست مدعیان چه بسا هپیلی هپوی دیگر از قدرت و شروع به پیاده کردن عاری از مزاحمت برنامه خود؟

مگر

حزب بلشویک و حزب کمونیست آلمان و چین و ویتنام و کوبا و غیره جز این کرده اند؟

دادن الکی و مکانیکی و خرکی شعار تشکیل جبهه فلان و بهمان

شوخی ئی بیش نیست.

اگر در کشورهای به اصطلاح دموکراتیک امپریالیستی

پارلمانی متشکل از دهها حزب سیاسی وجود دارد که برخی از آنها پوز اوپوزیسیون می دهند و هارت و پورت خر رنگ کن می کنند،

دلیلش این است که همه این دار و دسته ها

نمایندگان طبقه حاکمه واحدی اند و تفاوت طبقاتی و ماهوی با هم ندارند.

در بهترین حالت نمایندگان اقشار مختلف طبقه حاکمه واحدی اند:

مثلا

یکی نماینده قشر سرمایه تجاری است.

دیگری نماینده قشر سرمایه مالی است.

آن دیگری نماینده قشر سرمایه صنعتی است.

یکی دیگر نماینده قشر سرمایه تسلیحاتی است و الی اخر.

پایان

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ذ) ذرات بنیادی (۵)

پروفسور دکتر گونتر کروبر

برگردان

شین میم شین

۴۴

  • گام اساسی در این جهت، کشف رابطه موزون توسط گل ـ من و نتس ـ من بوده که به گروه واحد ویژه (SU (3)) معروف شده است.

۴۵

  • معلوم شده که ذرات مختلفی به لحاظ خواص فیزیکی متعدد مهمی یکسانند و تفاوت شان به لحاظ جرم و بار الکتریکی و اسپین است.

۴۶

  • بر مبنای روابط موزون بارز آنها می توان اکنون گروه هایی از ذرات بنیادی (مولتی پلت) را تنظیم کرد که به عنوان مثال، شبیه جسمی هشت ضلعی اند و هر گوشه آن را ذره ای اشغال کرده است.

۴۷

  • تا کنون اما به لحاظ درک مجموعه ذرات بنیادی نه (SU (3)) به طرز قانع کننده ای توضیح داده شده اند و نه کلیشه های وسعت داده شده (SU (4) و (SU (6))

۴۸

  • اما ثمربخشی راه طی شده را می توان در این حقیقت امر دید که وجود یکی از ذراتی که بدین طریق پیشگویی شده بود، اثبات شده است.

۴۹

  • غافلگیر کننده قبل از همه این حقیقت امر بود که ساختار گروهی ـ تئوریکی این مولتی پلت چنان ساخته شده است که فرضیه ای را مجاز می دارد، که بنا بر آن، باریون ها و رزونانس های باریون ها از یک و یا چند تری پلت از ذرات فوندامنتال (بنیادی) ترکیب شده اند که کوارک و یا تری پلت بنیادی نامیده می شوند.

۵۰

  • این ذرات، حاملین بار، عدد باریونی، ایزو اسپین و استرانگنس اند و باید اسپین نیمه صحیحی داشته باشند.

۵۱

  • مغناطیس الکترونی را هم می توان به خوبی در این کلیشه طبقه بندی تنظیم کرد.

۵۲

  • از آنجا که کوارک ها (اگر وجود داشته باشند) باید جرم نسبتا بزرگی داشته باشند، اثبات آزمایشی آنها، ایجاد مصنوعی سرعت بخش هایی را الزامی خواهد داشت که باید انرژی های بزرگی در اختیار داشته باشند که فراتر از انرژی های سرعت بخش های معاصر است.

۵۳

  • اخیرا ستاره شناسی به نام بوربیج حدس خود را ابراز داشت که ممکن است که تشعشع شدید تاکنون غیرقابل توضیح کوارک نتیجه تجزیه تشعشعی اش باشد.

۵۴

  • نسبیت بنیادیت (رلاتیویته اله منتاریته) که حدس زده می شود، پرتو جدیدی بر مسئله فلسفی جزء و کل می افکند.

  • مراجعه کنید به دیالک تیک جزء و کل

جزء و کل

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14259

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14264

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14267

پایان

۵۵

  • حقیقت امر آزمایشی راجع به نسبیت بنیادیت (رلاتیویته اله منتاریته) دال بر این است که ذره در وابستگی به شرایط انرژتیکی اش رفتارهای های مختلف دارد.

۵۶

  • به عنوان مثال، پروتون با انرژی اندک به مثابه ذره بنیادی نمودار می شود.

  • اما با انرژی بزرگ به مثابه چیزی نمودار می گردد که از هیپرون های معینی تشکیل یافته است.

۵۷

  • به نظر هایزنبرگ معیاری وجود ندارد که بنا بر آن بتوان ذرات بنیادی را از ذرات مرکب تمیز داد.

۵۸

  • برداشت اساسی فرضیه میدان هایزنبرگ مبتنی بر این فرض است که کلیه ذرات بنیادی، چیزهای مرکبی اند.

۵۹

  • از این رو، مسئله مربوط به بنیادیت (اله منتاریته) «اصیل» با توجه به مواد موجود در حال حاضر (خواه مواد آزمایشی و خواه مواد تئوریکی) لاینحل می ماند.

۶۰

  • مطالبه دیالک تیکی مبتنی بر پیوند ذرات، با توجه به تبدیل پذیری ذرات برآورده شده است.

۶۱

  • دامنه حقیقی مناسبات (رلاسیون های) دیالک تیکی فقط با پژوهش علمی ـ منفرد (پژوهش مبتنی بر علوم منفرد) دیگری از ساختار ذرات اتمی می تواند شناخته شود.

  • مراجعه کنید به علوم منفرد

ادامه دارد.

سیری در شعری از اخوان ثالث تحت عنوان «گرگ هاری شده ام.» (۲)

مهدی_اخوان_ثالث

سیری

از

شین میم شین

گرگ هاری شده‌ام

این عنوان این شعر اخوان است

که

به توصیف وضع و حال عاطفی ـ احساسی ـ روحی ـ روانی شاعر اختصاص دارد.

«گرگ هار» به عنوان مفهوم مرکزی این شعر در همان هنگام انتشارش

برای خود جا باز می کند.

بی دلیل نیست

که

سیاوش کسرایی

(شاعر توانای توده و حزب توده)

بر پایه دیالک تیکی از این مفهوم، شعری با محتوای توده ای ـ تهاجمی ـ عصیانی

به استقبال این شعر سروده است:

سگ رامی شده ایم.

گرگ هاری باید باید.

سیاوش

بر خلاف اخوان

نه از گرگ هار، بلکه از دیالک تیک سگ رام و گرگ هار عنوان می سازد و تفاوت سمتگیری سیاسی توده ای با سمتگیری سیاسی نخبه ای را آشکار می سازد.

ما پس از تحلیل این شعر اخوان به تحلیل شعر سیاوش خطر خواهیم کرد.


گرگ هاری شده‌ام

هاری

(داء الکلب)

به بیماری سگ هار اطلاق می شود.

به جنون سگان.

هاری بیماریئی است

که از سگ و گرگ به انسان سرایت می کند.

این بیماری عفونی است که بواسطه ویروس فیلتران پدید می آید

و

مشخصه مهم آن، تحریکات عصبی با انقباضات عضلانی است.

این بیماری را حیوان هار باگاز گرفتن به انسان انتقال می دهد که در ظرف چند روز به مرگ او منتهی می شود.

همه ٔ پستانداران اهلی یا وحشی (اسب ، موش صحرایی ، شغال ، خوک و گربه ) ممکن است هار شوند،

ولی از میان همه تنها گوشتخواران به ویژه گرگ و سگ

هاری را به انسان انتقال می دهند.

هاری از انسان به انسان سرایت نمی کند،

هاری در سگها خصوصاً در تابستان پدید می آید

و

نشانه های آن این است که حیوان معمولاً غمگین می شود.

رؤیاهای دیدنی و شنیدنی دارد.

هر تحریکی او را خشمگین میکند.

اگر چوبی در دست کسی باشد، به آن حمله می کند

محلی را که گاز گرفته شده است، می خاراند، میلیسد و گازمی گیرد و در نتیجه زخمهای کهن را تازه می کند.

نخست تحریکات جنسی و آنگاه حمله های خشمناک روی می دهد.

حیوان و انسان را گاز می گیرد.

ابتدا صاحبش را ملاحظه می کند، ولی سرانجام حتی او را هم گاز می گیرد و هرچه در دسترسش باشد، پاره می کند و هر چیزی بیابد، چون سنگ و چوب ، کاه و غیره می خورد.

قیافه اش تغییر می کند، نگاهش غضبناک ، چشمها گشاد، بزاق فراوان و دهانش کف آلود می گردد.

در عین حال که تشنگی فراوان دارد به واسطه ٔ اسپاسم عضلات حلق که بسیار دردناک است .

آب نمی تواند بخورد و حتی از آن می ترسد.

ئیدروفوبی صدایش خشن است و زوزه ٔ مخصوصی می کشد.

پس از بروز این کیفیت تحریکات ،

مرحله ٔ فلج فرامی رسد.

راه رفتن حیوان آهسته و نامنظم می شود، فک پایین می افتد، سر به طرف زمین خم میشود، دم آویزان می گردد و سرانجام حیوان به حال فلج می خوابد.

وقتی که سگ انسان را گاز میگیرد، ممکن است علائم هاری او هنوز ظاهر نشده باشد.

بنابراین باید سگ را گرفت و ۱۵ روز زیر نظر نگاه داشت.

گاهی سگ را می کشند و در این هنگام باید بوسیله ای جستجوی کر د و نگری در کُرن دامون در روی یک لام بیماری را تشخیص داد.

هاری انسان هم مانند هاری سگ است .

دوره ٔکمون هاری بطور متوسط ۴۰ روز است و با جای گازگرفته شده تناسب دارد. هر قدر زخم به سر نزدیکتر باشد دوره ٔ کمون کوتاهتر است و این دوره معمولاً بی سروصدا ست .

ادامه دارد.

درنگی در مواعظ سید علی خامنه ای و علما در مجالس و منابر انترنتی (۱۱)

سیّد علی حسینی خامنه‌

(زادهٔ ۲۹ فروردین ۱۳۱۸)


‏ هفت تکلیف راهبردی برای ملت سرافراز ایران

سیّدعلی خامنه‌ای

(۳ مرداد ۱۴۰۴)

۱
هفت تکلیف راهبردی برای ملت سرافراز ایران

معنی تحت اللفظی:

تکالیف استراتژیکی هفتگانه برای ملت ایران

این هفت تکلیف استراتژیکی سیدعلی را می توان به تقلید از ده فرمان موسی کلیم الله، هفت فرمان سید علی نامید.

ده فرمان

(Ten Commandments)

فهرستی از دستورهای مذهبی است که بر طبق اعتقادات یهودی و مسیحی و اسلام فرمان‌های یهوه به موسی هستند.

این فرمان‌ها طبق کتاب‌های سفر خروج و سفر تثنیه از جانب یهوه، بر موسی در محلی به نام کوه سینا وحی شد:

۱

من خداوند خالق تو هستم که تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد ساختم.

۲
تو را معبود دیگری جز من نباشد.

۳
هیچ تصویری از آنچه در آسمان یا بر روی زمین یا در آب است، نساز و آنها را پرستش نکن.

۴
نام خدای خالقت را بیهوده بر زبان نیاور

(از آن سوءاستفاده نکن).

۵
روز شنبه را یاد دار تا آن را مقدس بداری.

۶
پدر و مادرت را احترام بگذار.

۷
قتل نکن.

۸
زنا نکن.
دزدی نکن.

۹
شهادت دروغ نده.

۱۰
چشم طمع به مال و ناموس همسایه نداشته باش


هفت تکلیف راهبردی برای ملت سرافراز ایران

ما با مواضع و مواعظ سیدعلی پس از تجاوز ۱۲ روزه صهیونیسم ـ امپریالیسم آشنا شده ایم.

سید علی بر خلاف خمینی، مفهومی می اندیشد.

استفاده او در این هفت فرمان از مفاهیم راهبردی و ملت آگاهانه و سنجیده و اندیشیده و حساب شده است.

راهبردی

احتمالا

ترجمه مفهوم فلسفی - نظامی استراتژیکی است.

استراتژی

در دیالک تیک استراتژی و تاکتیک وجود دارد.

سیدعلی هم بیشک می داند.

خمینی از این مفاهیم خبر نداشت.

سید علی رشد کرده است و با خمینی تفاوت های جدی دارد.

ملت

از مفاهیم مرکزی و محبوب و مهم بورژوازی و خاندان پهلوی بوده است.

یکی از ابتکارات خمینیسم، جایگزین سازی ملت با امت بوده است.

این تعویض مفهومی یکی از تکخال های سیاسی مهم خمینیسم بوده است.

در ایران ملت به معنی مدرن کلمه وجود نداشته است.

ایران همیشه کشوری متلون بوده است.

از ترکیب اقوام و خلق های مختلف تشکیل یافته است.

تعویض ملت با امت به پر کردن این خلاء منجر می شود.

در مفهوم امت

کلیه فرقه های مذهبی ـ اسلامی تجرید می یابند.

هژمونی شیعه ۱۲ امامی در امت البته حفظ می شود.

امت

در خمینیسم به حبل المتین وحدت همه خلق های ایران مبدل می شود.

بدین طریق

دین

سانترالیزه می شود.

همه خلق های ایران زیر پرچم دین گرد می آیند.

جای اتحاد ملی ناکام را اتحاد امی می گیرد.

تئوری اوتوپیکی امت اما ظاهرا موفقیت و یا موفقیت کامل کسب نکرده است.

به همین دلیل سید علی تصحیح کرده است و در این هفت فرمان از ملت بزرگ ایران دم می زند.

در صفت بزرگ برای ملت ایران، نوعی ناسیونالیسم خودبرتر بین خرناسه می کشد.

طبقه حاکمه ایران

سودای احیای امپراطوری بر باد رفته را در سر می پرورد.

این البته خاص ایران نیست:

سودای همه کشورهای بزرگ آسیا هم همین است:

چین

روسیه

ترکیه

عربستان

اسرائیل

ادامه دارد.

درنگی در «انسان از دیدگاه مارکس» اثری از اریش فروم (۳)

اریش فروم

(Erich Fromm)

( ۱۹۰۰ – ۱۹۸۰)

اریش فروم

مارکس در ابتدا عمل انسان را «فعالیت»، و نه «کار» می نامید و از «الغاء کار» بعنوان هدف سوسیالیسم سخن میگفت.

بعدها که وی بین کار آزادانه و کار بیگانه‌شده تفاوت قائل گردید از مقولۀ «کار آزادانه» استفاده کرد.

فروم در این جمله، مدعی این است

که

مارکس

کار را به کار آزادانه و کار بیگانه شده طبقه بندی کرده است.

اما منظور از ایندو مفهوم چیست؟


کار آزادانه و یا کار اختیاری محض وجود ندارد.

برای اینکه اختیار (آزادی) به تنهایی وجود ندارد تا احیانا کار اختیاری هم وجود داشته باشد.

اختیار

(آزادی)

در دیالک تیک جبر و اختیار (ضرورت و آزادی) وجود دارد و نقش تعیین کننده در این دیالک تیک از آن جبر (ضرورت) است.

این بدان معنی است

که

هر کاری بنا بر جبری (ضرورتی) صورت می گیرد.

اگر ضرورتی در بین نباشد، کسی زحمت انجام کاری را به خود نمی دهد.

حتی کار هنری مثلا سرایش شعر بنا بر ضرورتی صورت می گیرد.

شعر برای شاعر

مثلا

ابزار نوعی تخلیه فشار روحی و روانی است.

شعر

چه بسا

ترفندی برای گرم و نرم و خام و خر کردن حریفی و یا حریفه ای است.

شعر

گاهی

ابزاری برای امرار معاش است.

به همین دلیل

شعر

خصلت کالا به خود می گیرد و خواننده و شنونده شعر به درجه مشتری ارتقا می یابد و

شاعر دربدر دنبال مشتری می گردد تا کالای خود را به فروش رساند و نانی در آورد.

اگر شاعر به سرایش شعری نپردازد، چه بسا جنون می گیرد.

یعنی

کار به اصطلاح اختیاری هنری به هنرمند تحمیل می شود.

یعنی

یکی از نیازهای هنرمند با تولید آثار هنری برآورده می شود.

دم زدن از کار اختیاری به همین دلیل ساده لوحانه و کوته اندیشانه است.

فرق هم نمی کند مدعی مارکس باشد و یا هر کس دیگر.

مراجعه کنید

به

جبر

(ضرورت)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14206

اختیار

(آزادی)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7701

آزادی

(اختیار)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8104

پایان

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۲۹۱)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت پانزدهم

بخش اول

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۱ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

ز برنای منصف برآمد خروش

که ای یار چند از ملامت، خموش

مرا پنج روز این پسر دل فریفت

ز مهرش چنانم که نتوان شکیفت

نپرسید باری به خلق خوشم

ببین تا چه بارش به جان می کشم

معنی تحت اللفظی:

حریف که اهل انصاف هم بود، در جواب نصیحتگر گفت:

ملامتم مکن.

دلباخته پسری هستم و خوابش را دیده ام و محتلم شده ام و حالا قبل از اقامه نماز صبح غسل می کنم.

خر نیستم و از خطر سرماخوردگی خبر دارم.

سعدی در این ابیات شعر،

عاشق را به شکوه از دوست زمینی وامی دارد.

تمام اشعار عاشقانه سعدی و حافظ و پیروان آنها ـ کم و بیش ـ شکوه و شکایت و آه و ناله است.

حضرات از زور بیکاری و علافی، عاشق هرکس و ناکس می شوند و چون وصلی میسر نمی شود، از درد و رنج و حرمان و هجران و فراق

آه سوزناک می کشند و ناله حزین بر فلک می فرستند و تا دلت بخواهد اشک می ریزند و ضمنا بر سر زمین و آسمان منت می گذارند و رجز وفای به عهد و جانبازی در راه عشق سر می دهند.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ذ) ذرات بنیادی (۴)

پروفسور دکتر گونتر کروبر

برگردان

شین میم شین

۳۲

  • ذرات بنیادی بنا بر اسپین شان (به صور عدد صحیح و یا کسری) با آمار بوزه ـ اینشتین و یا با آمار فرمی ـ دیراک (فرمیون ها) نشان داده می شوند.

۳۳

  • آمار ذرات بنیادی بیانگر احکامی راجع به وضع سیستم های ذرات بنیادی است.
  • به عنوان مثال، راجع به محتملترین توزیع سرعت و انرژی.

۳۴

  • با کشف به اصطلاح رزونانس، یعنی حالات برانگیخته گشته ذرات بنیادی با عمر بسیار کوتاه، تعداد ذرات بنیادی شناخته شده، به طور خارق العاده ای افزایش یافته است.

۳۵

  • مسئله مربوط به اینکه آیا میکروذرات، ذرات بنیادی «اصیل» هستند، با کشف رزونانس ها به مراتب، پیچیده تر شده است.

۳۶

  • تعداد ذرات بنیادی به انضمام رزونانس ها در سال ۱۹۶۸ نزدیک به ۲۰۰ بوده است.

۳۷

  • بدین طریق مهمترین مسئله طبقه بندی آنها مطرح شده است.

۳۸

  • آماج علمی این طبقه بندی، استفاده از آن به عنوان مبنایی برای پیشگویی ذرات بنیادی هنوز ناشناخته است.

۳۹

  • قوانین بقا در طبقه بندی نقش مهمی بازی می کنند.

۴۰

  • به عنوان مثال به مدد طبقه بندی به اصطلاح «ذرات نادر» بنا بر ایزو اسپین، توانستند وجود ای ـ هیپرون و آنتی آی ـ هیپرون درخور آن را پیشگویی کنند.

۴۱

  • هر دو ذره ضمنا کشف شده اند.

۴۲

  • مبنای هویریستیکی و متدئولوژیکی برای آن، قانون بقای ایزو اسپین بوده است.

۴۳

  • از آنجا که تعداد ذرات بنیادی بیشتر از تعداد عناصر شیمیایی است، یا باید اندیشه مربوط به ذرات «اصیل» را رها کرد که آنها را نقاط گرهی کذایی طیف انرژی محسوب می دارد که در میدان تأثیرات متقابل وجود دارند.
  • یعنی ذرات فرم های نمودین یک کل هستند.
  • آنسان که مسئله میدان انرژی بالاخره چیست، به لحاظ فیزیکی باز (بی جواب) می ماند و بنیادیت (اله منتاریته) ذرات نسبی نیز به همین سان.
  • و یا باید بنا بر کلیشه انتظامی به دنبال ذراتی گشت که به مثابه ذرات «اصیل»، سنگپایه هایی برای ذرات بنیادی کنونی موسوم به میکرو ذرات محسوب می شوند.

ادامه دارد.

خودآموز خوداندیشی (بخش صد و بیست و هشتم)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت ششم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۸۶ ـ ۸۷)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.

۱۲۸۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16684

۱۲۸۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16687

۱۲۸۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16693

۱۲۸۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16700

۱۲۸۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16707

۱۲۸۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16714

۱۲۸۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16721

۱۲۸۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16723

۱۲۸۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16732

۱۲۹۰

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16741

ادامه دارد.

تحلیلی شتابزده از شعر «شهر ما»


سیاوش کَسرائی

(۱۳۰۵ – ۱۳۷۴)

تحلیلی

از

میم حجری

شهر ما
خورشید پیله ای است تب آورده
تن در گلیم ابر فرو کرده
دل مرده است روز
دم کرده است افق
زهر هوا کشنده و سوزان است
شهر گدا گرسنه باران است
خاک است روی برگ
خاک است روی گل
خاک است روی چهره هر دیوار
تا روی پلک پنجره ها خاک است
پوک است ناودان کهنه و در استخوان او
باد است می وزد
لب چک و سینه مال
له له زن و گداخته راه است می خزد
داغ است سایه های به سنگ اوفتاده داغ
کند است گامهای به راه اوفتاده کند.

پایان


شهر ما


سیاوش در این شعر
به توصیف پوئه تیکی ـ هنری ـ استه تیکی ـ متافوریکی شهر و یا کشور خود می پردازد:

۱
خورشید پیله ای است تب آورده
تن در گلیم ابر فرو کرده

اولین دارایی شهر او
خورشید است که شبیه پیله ای تب کرده است.

پیله ای که پیچیده در شولای ابر است.

۲
دل مرده است روز

روز دلمرده و بی حال و کسالت زده است.

۳
دم کرده است افق

افق نفس تنگ و خفه و ملتهب است.

۴
زهر هوا
کشنده و سوزان است

هوا مسموم است و سم هوا کشنده و سوزناک است.

۵
شهر گدا
گرسنه باران است

شهر تشنه
از فرط فلاکت و ذلت چشم به آسمان دوخته است
و
التماس باران دارد.

۶
خاک است روی برگ
خاک است روی گل
خاک است روی چهره هر دیوار
تا روی پلک پنجره ها خاک است

همه چیز
خاک الود (گرد و غبار گرفته) است
از برگ تا گل
از دیوار تا پلک پنجره.

تشبیه اتاق به اندام و تشبیه پنجره به چشم و تشبیه دو لنگه پنجره به دو پلک چشم
شاهکار.

۷
پوک است ناودان کهنه و در استخوان او
باد است می وزد

ناودان کهنه و پیر و فرسوده است و باد در اسکلت ناودان زوزه می کشد.
تشبیه ناودان به پیری که خرخرکنان نفس می کشد.

۸
لب چک و سینه مال
له له زن و گداخته راه است می خزد

راه به فردی تشنه لب و لب ترک خورده شباهت دارد که دیگر توان حرکت ندارد.
به همین دلیل له له زنان و ملتهب
سینه مال می خزد.

۹
داغ است سایه های به سنگ اوفتاده داغ

حتی سایه هایی که به سنگ افتاده اند،
داغ اند.
منظور شاعر این است که بر خلاف سایه های معمولی
آرامش بخش و خنک نیستند.

۱۰
کند است گامهای به راه اوفتاده کند

رهروانی هم که در راه اند
با گام های کند پیش می روند.

سیاوش کسرایی در این شعر
از شرایط مبتنی بر رکود

تصور و تصویری رئالیستی و راسیونالیستی

عرضه می کند.

از شرایظی که بر جامعه (شهر به معنی کشور) مسلط است.

پایان

درنگی در دعاوی «حق» پرستی (۸)

میم حجری

حق پرست

در کنار مسائل فوق، تمامیت‌خواهی و انعطاف‌ناپذیری رژیم حاکم نیز،

سدی قدرتمند در برابر هرگونه گذار از این وضعیت بحرانی است.

مفاهیم حق پرست در این جمله:

تمامیت خواهی

انعطاف ناپذیری

رژیم حاکم

۲

انعطاف ناپذیری

این ادعای حق پرست

حتی مورد قبول رهبران حزب توده تحت رهبری کیانوری و جوانشیر نبوده است.

یکی از تفاوت های اساسی خمینیسم با اخوان المسلمینیسم (فوندامنتالیسم سنی)

انعطاف پذیری چشمگیر خمینیسم بوده است.

مثال:

سیر تشکیل و تکوین دولت جمهوری اسلامی ایران

مملو از انعطافات و اعوجاجات روحانیت بوده است.

مثال:

دادن زمام امور به ظاهر به دست عناصر بورژوایی به اصطلاح لیبرال.

سرکوب گام به گام و موفقیت آمیز احزاب و سازمان ها و گروه های به اصطلاح سیاسی و مذهبی.

استفاده ابزاری و مصلحتی و تاکتیکی از افسران و ادبا و شعرای حزب توده

در تمام طول مبارزه در راه سرنگونی سلطنت و تسخیر قدرت.

طالقانی و متظری می دانستند که کسرایی توده ای است.

خمینی می دانست که ناخدا افضلی توده ای است.

ناخدا افضلی تحت نظر دم به دم حتی در توالت بوده است.

سید علی می خواست او را هرچه زودتر اخراج کند.

خمینی اما پوزه بند بر پوزه سیدعلی می زد و به ناخدا افضلی مأموریت لیبی را می داد.

طبقه حاکمه تحت رهبری روحانیت

از حزب توده حداکثر استفاده را کرد.

ای بسا توطئه ها و کودتاها که با هشیاری حزب توده افشا و خنثی شدند.

حزب توده بهترین افسران و کادرهای سیاسی خود را در این راه فدا کرد.

آخر سر حساب همین حزب توده عمیقا صادق و خادم هم کف دستش گذاشته شد.

حزب توده چنان سرکوب شد که نه نامی از آن باقی ماند و نه آبرویی.

همه توده ای های ریشه مند و اصیل و ارجمند نابود شدند و جز یک مشت به درد نخور باقی نماند.

عزت و اعتبار حزب توده در زمان شاه کجا و اکنون کجا.

روحانیت شیعی

نه جزمگرا و انعطاف ناپذیر، بلکه بر عکس، راسیونال و حتی دوراندیش و استراتژیکی اندیش است.

سرکوب موفقیت آمیز نیروهای ضد انقلابی ریشه دار از قبیل مجاهدین و سلطنت طلب ها و غیره

کار آسانی نبوده است.

اگر روحانیت راسیونالیته (عقلانیت) و لیاقت درخور نمی داشت،

تبر بر ریشه های این جریانات وارد نمی آمد و حاکمیت جدید استقرار نمی یافت و تحکیم نمی شد.

کاری که در این مدت کوتاه پس از مقاومت ۸ ساله در برابر قوای صدام انجام یافته است، غول آسا ست.

چین مائوئیست

بهتر از ایران خمینیست (فوندامنتالیست ـ شیعیست) نبوده است.

راسیونالیته و لیاقت دولت و ارگان های دولتی ایران

در جریان همین تجاوز ۱۲ روزه تدارک چندین ساله شده توسط امپریالیسم و صهیونیسم و ارتجاع داخلی به وضوح آشکار شد.

نتیجه اش، غافلگیر گشتن سر دسته غافلگیرکنندگان بود.

پدفند خوشخیال از خود راضی گنده گ. اسرائیل چنان آچمز شد که لنگ انداخت.

چه کسی فکرش را می کرد که روحانیت به مثابه مرجع سنتی خرافات

در مدت کوتاهی

به علوم و فنون و فن اوری های فخرانگیز رشگ انگیزی دست یابد و امپریالیسم و صهیونیسم را کلافه و آچمز سازد.

ادامه دارد.

درنگی در مواعظ سید علی خامنه ای و علما در مجالس و منابر انترنتی (۱۰)

سیّد علی حسینی خامنه‌

(زادهٔ ۲۹ فروردین ۱۳۱۸)


‏ هفت تکلیف راهبردی برای ملت سرافراز ایران

سیّدعلی خامنه‌ای

(۳ مرداد ۱۴۰۴)


۱

حفظ اتحاد ملی

وظیفه‌ی یکایک ما است.

۲

شتاب لازم در پیشرفت دانش و فناوری در همه‌ی بخش‌ها

وظیفه‌ی نخبگان علمی است.

۳
حفظ عزت و آبروی کشور و ملت،

تکلیف بی اغماض گویندگان و قلم‌زنان است.

۴
مجهز کردن روزافزون کشور با ابزارهای حراست از امنیت و استقلال ملی،

وظیفه‌ی فرماندهان نظامی است.

۵
جدیت و پیگیری و به نتیجه رساندن کارهای کشور

وظیفه‌ی همه‌ی دستگاههای مسئول اجرائی است.

۶
هدایت معنوی و نورانی‌ کردن دلها و توصیه به صبر و سکینه و ثبات مردمی

وظیفه‌ی حضرات روحانی است.

۷
و حفظ شور و شوق و شعور انقلابی

وظیفه‌ی یکایک ما و بویژه جوانان است.


درود

بر ملت ایران

و

سلام

بر جوانان شهید،

بر بانوان و کودکان شهید،

و

بر همه‌ی شهیدان و داغداران آنان.


والسلام علیکم و رحمةالله
سیّدعلی خامنه‌ای
۳ مرداد ۱۴۰۴

کلنجار ایده ئولوژیکی با همنوع (۵۲۷)

میم حجری




بدترین محاکمه و صدور حکم و اعدام
صد هزاربار بهتر از
بهترین ترور و بمباران و کشتار و قتل عام و غیره است.
هم از نظر روانپزشکی و هم از نظر دامپزشکی


ویرایش:
لیبرال و نه لبیرال
لیبرالیسم و نه لبیرالیسم
لیبرالیسم = مکتب مبتنی بر شعار های برنامه ای انقلاب بورژوایی فرانسه:
آزادی (لیبرته)
برابری (اگاتینه)
برادری

اصلاح طلبیسم
ترجمه رفرمیسم است
رفرمیسم = مکتب مدعی گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم از طریق رفرم و نه از طریق انقلاب.
نماینده رفرمیسم = احزاب سوسیال ـ دموکرات، سوسیالیست، کار (لیبر در انگلستان)

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۲۹۰)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت پانزدهم

بخش اول

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۱ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

سحرگه مجال نمازش نبود

ز یاران کس آگه ز رازش نبود

به آبی فرو رفت نزدیک بام

بر او بسته سرما دری از رخام

معنی تحت اللفظی:

حریف

پس از محتلم شدن شبانه در عالم خواب،

می بایستی قبل از اقامه نماز صبح غسل کند و در سرمای سحرگاهی وارد حوض آبی شد.

سعدی در این بیت شعر، عاشق واجب الغسل را به برکه یخزده می برد تا غسل کند و بعد نماز بگذارد.

چه ریاضتی!

ملامت دشمن از سوئی، دیو پریچهره شبانه از سوی دیگر و وجوب غسل و تطهیر و نماز از سوی دیگر.

نصیحتگری لومش آغاز کرد

که خود را بکشتی در این آب سرد

معنی تحت اللفظی:

ناصحی او را دید و به سرنشش پرداخت که اب تنی در هوای یخبندان مرگبار است.

در این واویلا ست که ناگهان سر و کله نصیحتگر (دشمن) پیدا می شود، با شیشه زهر در آستین.

خدا را شکر که تریاک دوست حساب دشمن را خواهد رسید.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ذ) ذرات بنیادی (۳)

پروفسور دکتر گونتر کروبر

برگردان

شین میم شین

۲۳

· نامگذاری ضد ذره (آنتی ذره) به عنوان ضد ماده (آنتی ماده) می تواند به لحاظ فلسفی گمراه کننده باشد.

۲۴

· ضد ذره ها بنا بر تعریف لنینی از ماده، به همان سان مستقل از ضمیر ما و در خارج از ضمیر ما وجود دارند که ذرات، یعنی ماده

۲۵

· این در مورد «ضد امواج» (آنتی موج ها) نیز صادق است.

۲۶

· با توجه به وجود و خواص ضد ذرات حدس زده می شود که ضد ذرات سنگپایه های سیستم های کوسمولوژیکی (کیهانی) باشند.

۲۷

· به همان سان که ذرات، سنگپایه های منظومه شمسی ما هستند.

۲۸

· معنی پیشوند «آنتی و یا ضد» برای ذرات عبارت است از معکوس گشتن نتایج نهایی همگون آنها:

· در «آنتی اتم» «آنتی جهان» (در ضد اتم، ضد جهان) پوزیترون ها حول هسته در گردش اند.

· پوزیترونی که از آنتی پروتون ها و آنتی نوترون ها تشکیل یافته است.

۲۹

· اگر ذرات به ضد ذرات برخورد کنند، تجزیه متشعشع صورت می گیرد.

· یعنی ذرات به ضد ذرات به دیگر فرم های ماده مبدل می شوند.

· مراجعه کنید به آنی هیلاسیون

۳۰

· ذرات بنیادی تاکنون شناخته شده بدون ضد ذرات در تابلویی به صورت ساده به نمایش گذاشته شده اند.

۳۱

· ذرات بنیادی بنا بر جرم شان (با شروع از سبک ترین ذره) به اقسام زیر طبقه بندی شده اند:

الف

· لپتون ها

ب

· مزون ها

پ

· باری یون ها

ادامه دارد.

درنگی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (۷)

نشان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

درنگی

از

شین میم شین

منبع:

ویکیپیدیا

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

همزمان با تشکیل سپاه پاسداران،

گروه‌های مسلح موازی دیگر نیز به‌طور خودجوش برای حفظ انقلاب تشکیل شده بودند

همچون:

گارد انقلاب در پادگان جمشیدیه

گارد دانشگاه‌ها یا پاسا

نیروهای مسلح سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

این تصمیم و اقدام طبقه حاکمه جدید

دال بر این است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بدو تشکیل بوده است

و

هنوز کامل و کافی نبوده است.

به همین دلیل سازمان های سرکوب موازی با آن را هم پدید آمده اند.

سران حکومت عملا به استفاده از همه امکانات بالقوه برای تقویت و تکمیل آن مبادرت ورزیده اند تا در نهایت اگر لازم دیدند، یکپارچه سازد.

در کلیه عرصه ها و زمینه های دیگر هم همین شیوه عمل رعایت شده است.

احتمالا

حزب بلشویک هم در روسیه همین روند و روال را پیشه کرده بوده است.

روحانیت شیعی

فی نفسه

حزبی سلسله مراتبی بوده است.

یعنی

تجارب تشکیلاتی ارزشمندی در اختیار داشته است.

در عرصه و زمینه سازمان های اطلاعاتی و امنیتی

همین جوری عمل شده است.

به همین دلیل

در آن واحد چندین سازمان اطلاعاتی و امنیتی محتلف با فونکسیون و آماج واحد

پدید آمده اند و چه بسا چندین سازمان هدف و آماج واحدی را تحت نظر گرفته اند.

این شیوه سازماندهی

شیوه ای شبه ملوک الطوایفی بوده است.

این نشانه بی خبری از ضرورت تقسیم کار در جامعه و بی اعتمادی به ایمان افراد به نظام جدید هم می تواند باشد.

یعنی

حاوی احتیاط و دور اندیشی باشد.

یعنی

مبتنی بر دیالک تیک کنترل باشد.

وجود این چهار گروه مسلح موازی،

اختلاف‌ها و اصطکاک‌هایی را درپی داشت.

این مسئله در شورای انقلاب طرح و سرانجام تصمیم گرفته شد که هاشمی رفسنجانی با هماهنگ‌کردن این گروه‌ها و یک‌پارچه‌کردن آنها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را شکل دهد.

پس از تخصیص بودجه ۱۲۰ میلیون تومانی به سپاه از سوی دولت موقت

سپاه قدرتمندتر از قبل تصمیم به ادغام سایر نیروها در خود گرفت.

در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۵۸، همه این گروه‌ها با سپاه پاسداران ادغام شدند و یک شورای ۱۲نفره تشکیل گردید که اعضای این شورا عبارت بودن از:

عباس زمانی،

جواد منصوری،

عباس دوزدوزانی،

محمد منتظری،

یوسف کلاهدوز،

محمدکاظم موسوی بجنوردی،

مرتضی الویری،

محمد بروجردی،

محسن رضایی،

محسن رفیق‌دوست

و

علی دانش منفرد،

اکبر هاشمی رفسنجانی

(از طرف شورای انقلاب)


این شورا

(شورای ۱۲نفره)

جواد منصوری را به عنوان فرمانده سپاه انتخاب کرد.

به فاصله اندکی پس از او عباس آقازمانی مشهور به (ابوشریف)

فرماندهی سپاه و فرماندهی عملیات آن را بر عهده گرفت.

پس از ادغام،

محسن رضایی، محسن رفیق‌دوست و عباس دوزدوزانی

در اواخر فروردین ۱۳۵۸ به دیدار خمینی در قم رفتند و خواستار استقلال سپاه از دولت موقت شدند.
در این دیدار خمینی برخلاف جهت‌گیری پیشین خود مبنی بر نظارت دولت موقت بر سپاه،

دستور تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی زیر نظر شورای انقلاب را صادر کرد.

در پی این فرمان، گروه دوازده نفره اساسنامه‌ای را در ۹ ماده و ۹ تبصره تهیه کرد که به تصویب شورای انقلاب رسید.

به دنبال آن

شورای فرماندهی سپاه

تشکیل گردید

و

اعضای آن

احکام خود را از شورای انقلاب دریافت کردند.

به این ترتیب در ۲ اردیبهشت ۱۳۵۸ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انتشار بیانیه‌ای رسماً اعلام موجودیت کرد.

با توجه به اینکه مهم‌ترین مأموریت سپاه،

حفاظت از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن بود،

این تشکیلات تازه‌تأسیس تیم‌ها، دسته‌ها، گروهان‌ها و گردان‌های عملیاتی را صرفاً برای عملیات شهری و حفظ و ارتقای امنیت داخلی کشور شکل داد.

در هر شهر و شهرستانی، سپاه به تناسب نیرویی که جذب می‌کرد و وسعت سرزمینی و حساسیت‌های امنیتی خاصی که آن منطقه داشت،

وضعیت خود را سامان می‌داد.

خمینی در نامه‌ای به تاریخ ۲ مرداد ۱۳۶۷ به علی رازینی،

رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح،

دستور داد که «دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگی»

«بدون رعایت هیچ‌یک از مقررات دست و پاگیر»

تشکیل شود

و

«هر عملی که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهه اسلام یا موجب خسارت جانی بوده یا می‌باشد

مجازات آن اعدام است.»

هاشمی رفسنجانی بعدها گفت

که

رئیس‌جمهور وقت (خامنه‌ای) با این دادگاه هم نظر بوده، ولی وی (رفسنجانی) وساطت کرده است.

اعطای درجات نظامی از تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۶۹ خورشیدی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آغاز شد.

ادامه دارد.

سیری در شعری از اخوان ثالث تحت عنوان «گرگ هاری شده ام.» (۱)

مهدی_اخوان_ثالث

سیری

از

شین میم شین

گرگ هاری شده‌ام
هرزه پوی و دله دو


شب درین دشت زمستان زدهٔ بی همه چیز
می‌دوم، برده ز هر باد گرو


چشم‌هایم چو دو کانون شرار
صف تاریکی شب را شکند


همه بی رحمی و فرمان فرار
گرگ هاری شده‌ام، خون مرا ظلمت زهر
کرده چون شعلهٔ چشم تو سیاه


تو چه آسوده و بی باک خرامی به برم
آه، می‌ترسم، آه
آه، می‌ترسم از آن لحظهٔ پر لذت و شوق
که تو خود را نگری
مانده نومید ز هر گونه دفاع
زیر چنگ خشن وحشی و خونخوار منی


پوپکم! آهوکم
چه نشستی غافل
کز گزندم نرهی، گرچه پرستار منی


پس از این درهٔ ژرف
جای خمیازهٔ جادو شدهٔ غار سیاه
پشت آن قلهٔ پوشیده ز برف
نیست چیزی، خبری


ور تو را گفتم چیز دگری هست، نبود
جز فریب دگری


من از این غفلت معصوم تو، ای شعلهٔ پاک
بیشتر سوزم و دندان به جگر می‌فشرم


منشین با من، با من منشین
تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم؟


تو چه دانی که پس هر نگه سادهٔ من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی است؟


یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمی است.


دردم این نیست، ولی
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم


پوپکم! آهوکم
تا جنون فاصله‌ای نیست از اینجا که منم


مگر ام سوی تو راهی باشد
چون فروغ نگهت
ورنه دیگر به چه کار آیم من
بی تو؟ چون مردهٔ چشم سیهت


منشین اما با من، منشین
تکیه بر من مکن، ای پردهٔ طناز حریر
که شراری شده‌ام


پوپکم! آهوکم
گرگ هاری شده‌ام.

پایان

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنعام ) (۴۵۶)

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ ۖ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ ۗ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ﴾
[ الأنعام: ۱۳۵]

بگو:

اى قوم من، هر چه از دستتان برمى‌آيد بكنيد كه من نيز مى‌كنم؛

به زودى خواهيد دانست كه پايان اين زندگى به سود كه خواهد بود،

هر آينه ستمكاران رستگار نمى‌شوند.

محتوای این آیه کریم، روشن نیست.

﴿وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَٰذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَٰذَا لِشُرَكَائِنَا ۖ فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَىٰ شُرَكَائِهِمْ ۗ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ﴾
[ الأنعام: ۱۳۶]

براى خدا از كشته‌ها و چارپايانى كه آفريده است نصيبى معين كردند و به خيال خود گفتند كه اين از آن خداست و اين از آن بتان ماست.

پس آنچه از آن بتانشان بود به خدا نمى‌رسيد، و آنچه از آن خدا بود به بتانشان مى‌رسيد.

به گونه‌اى بد داورى مى‌كردند.

در این آیه، از کسانی انتقاد به عمل می آید که هم خداپرست اند و هم بت پرست.

به همین دلیل

هم برای خدا قربانی می کنند و هم برای بت ها.

حالا سؤال این است که چه فرقی دارد که قربانی برای خدا باشد و یا برای بتها؟

گوشت آنها در هرصورت بین مستمندان تقسیم می شود.

یعنی

فرق ماهوی با هم ندارند.

﴿وَكَذَٰلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ ۖ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ﴾
[ الأنعام: ۱۳۷]

همچنين، كاهنان، كشتن فرزند را در نظر بسيارى از مشركان بياراستند تا هلاكشان كنند و درباره دينشان به شك و اشتباهشان افكنند.

اگر خدا مى‌خواست چنين نمى‌كردند.

پس با دروغى كه مى‌بافند رهايشان ساز.

کریم

در این آیه،

از کاهنانی انتقاد می کند که قربانی کردن کودکان را در معابد تجویز کرده اند.

کریم این کردوکار آنان را نوعی عوامفریبی می داند.

ولی این خطا را منوط به مشیت الهی می داند.

کریم کاهنان را سوبژکتیویته زدایی می کند و به درجه اوبژکت خدا تنزل می بخشد و بحث با آنان را بیهوده می داند.

﴿وَقَالُوا هَٰذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لَّا يَطْعَمُهَا إِلَّا مَن نَّشَاءُ بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لَّا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاءً عَلَيْهِ ۚ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُوا يَفْتَرُونَ﴾
[ الأنعام: ۱۳۸]

و گفتند:

«اين چهار پايان وکشتزار ها (برای همه) ممنوع است

مگر کسانی که مابخواهيم

ـ به گمان آنان ـ

نبايد (از) آن بخورد».

وچهار پايانی ديگراست که (سوار شدن بر) پشت آنها حرام است.

و (نيز) چهار پايانی (ديگر) است که (هنگام ذبح) نام خدا را بر آن نمی بردند

(وبا اين کارشان) به خدا دروغ می بستند.

و (خداوند) به زودی کيفر افتراهايشان را خواهد داد.

کریم

در این آیه،

از کسانی انتقاد می کند که بخشی از جمعیت جامعه را در استقاده از چهارپایان و مزارع و مراتع تحریم کرده اند تا مورد استفاده خودی های شان قرار گیرند.

کریم

ضمنا

از نبردن نام خدا به هنگام ذبح و دروغ نسبت دادن به خدا

انتقاد می کند

و

آنها را به دلیل افترا بستن به خدا

تهدید به مجازات الهی می کند.

﴿وَقَالُوا مَا فِي بُطُونِ هَٰذِهِ الْأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَىٰ أَزْوَاجِنَا ۖ وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاءُ ۚ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ ۚ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ﴾
[ الأنعام: ۱۳۹]

و گفتند:

آنچه در شكم اين چارپايان است براى مردان ما حلال و براى زنانمان حرام است

و

اگر مردار باشد زن و مرد در آن شريكند.

خدا به سبب اين گفتار مجازاتشان خواهد كرد.

هر آينه او حكيم و داناست.

کریم

در این آیه،

از کسانی انتقاد می کند که محتوای شکم جانوران را برای مردجماعت حلال و برای زنجماعت حرام دانسته اند.

ولی لاشه را برای زن و مرد حلال.

﴿قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلَادَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ ۚ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ﴾
[ الأنعام: ۱۴۰]

زيان كردند كسانى كه به سفاهت بى هيچ حجتى فرزندان خود را كشتند و به خدا دروغ بستند و آنچه را به ايشان روزى داده بود حرام كردند.

اينان گمراه شده‌اند و راه هدايت را نيافته‌اند.

کریم

در این آیه،

از کسانی انتقاد می کند که به زنده به گور کردن و یا قربانی کردن فرزندان خود پرداخته اند و نعمات الهی را حرام اعلام کرده اند.

ادامه دارد.

درنگی در «انسان از دیدگاه مارکس» اثری از اریش فروم (۲)

اریش فروم

(Erich Fromm)

( ۱۹۰۰ – ۱۹۸۰)

اریش فروم

مارکس در ابتدا عمل انسان را «فعالیت»، و نه «کار» می نامید و از «الغاء کار» بعنوان هدف سوسیالیسم سخن می گفت.

موضوع این پژوهش اریش فروم

انسان از دیگاه مارکس

است.

عوامفریبی علمای امپریالیستی چپنما

در همین فرمولبندی عامیانه و عوامفریبانه آنان است.

حضرات

عینا و عملا

میان مارکسیسم و دیدگاه مارکس و چه بسا دعاوی مارکس از بدو تولد تا لحظات آخر حیات مارکس

علامت تساوی می گذارند.

یعنی

مارکسیسم را به درجه دعاوی مارکس تنزل می دهند و تحریف می کنند.

اریش فروم

مارکس در ابتدا عمل انسان را «فعالیت»، و نه «کار» می نامید و از «الغاء کار» بعنوان هدف سوسیالیسم سخن می گفت.

معنی تحت اللفظی:

مارکس در ایام جوانی و یا در نوشته ای تصادفی

عمل انسان را فعالیت نامیده است و نه کار.

ضمنا

هدف سوسیالیسم را لغو کار دانسته است.

بگذارید روی مفاهیم مطروحه در این جمله اریش فروم خم شویم:

عمل انسان

فعالیت

کار

سوسیالیسم

الغای کار.

مفاهیم

در هر رشته و حرفه و زمینه رابطه سلسله مراتبی دارند.

مثل عروسک های ماتروشکای روسی اند:

یعنی

رابطه شان مبتنی بر دیالک تیک جزء و کل و خاص و عام است:

مثال:

نباتات در بیولوژی در مقایسه با درختان، عام اند.

یعنی درختان در مقایسه با نباتات خاص اند.

یعنی

در نباتات علاوه بر درختان مثلا گیاهان و غیره هم می گنجند.

فعالیت

هم

در مقایسه با عمل و کردوکار و کار و پیکار و غیره

خصلت عام دارد.

یعنی

مفهوم فعالیت از تجرید عمل و کردوکار و کار و پیکار تشکیل می یابد.

به همین دلیل در دایرة المعارف مفاهیم مارکسیستی برای هر کدام از این مفاهیم

تعریف علمی استانداردی عرضه می شود تا خلایق هم حرف دهن خود را درست فرمولبندی کنند و هم حرف همنوعان خود را درست و دقیق بفهمند.

فعالیت

ترجمه اکتیویته است.

برای درک و توضیح هر چیز مثلا اکتیویته، باید ضد دیالک تیکی و چه بسا اضداد دیالک تیکی آن چیز را پیدا کرد.

ضد دیالک تیکی اکتیویته اولا پاسیویته است:

دیالک تیک فعالیت و انفعال.


ضد دیالک تیکی اکتیویته ثانیا سوبژکتیویته است.

دیالک تیک فعالیت و فاعلیت (ذهنیت).

منظور مارکس پیر و جوان از فعالیت

حتما نباید در کار و عمل خلاصه شده باشد.

مثال:

بازی و حقه بازی و قماربازی و آب در هاون کوبیدن هم فعالیت است.

بی آنکه کار و یا عمل انسانی باشد.

هر مفهومی منحصر به فرد است و تعریف علمی و عینی و استاندارد خاص خود را دارد.

ما بیش از ۲۰ سال است که به ترجمه تعاریف مفاهیم فلسفی و غیره شروع کرده ایم:

فعالیت هنری ـ خلقی

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/15013

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/15025

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/15031

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/15039

پایان

کار

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8634

عمل

از سویی

ترجمه ساده لوحانه و سهل انگارانه پراتیک است.

عمل

یکی از انواع بیشمار پراتیک است.

پراتیک

در دیالک تیک تئوری و پراتیک وجود دارد.

دیالک تیک نظر و عمل

یکی از فرم های بسط و تعمیم همین دیالک تیک است.

عمل

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3644

پایان

عمل

https://hadgarie.blogspot.com/2019/07/blog-post_759.html

پایان

پراتیک

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11454

پراتیک

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5381

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/5380

پراتیک

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3011

پایان

تئوری

(نظریه)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7501

قسمت اول

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7502

قسمت دوم

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7503

تئوری (نظریه)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13635

ادامه دارد.

درنگی در دعاوی «حق» پرستی (۷)

میم حجری

حق پرست

در کنار مسائل فوق، تمامیت‌خواهی و انعطاف‌ناپذیری رژیم حاکم نیز،

سدی قدرتمند در برابر هرگونه گذار از این وضعیت بحرانی است.

مفاهیم حق پرست در این جمله:

تمامیت خواهی

انعطاف ناپذیری

رژیم حاکم

۱

تمامیت خواهی

تمامیت خواهی ترجمه توتالیتاریسم است که از مفاهیم امپریالیستی مد روز در رسانه های امپریالیستی است.

ایده ئولوگ های امپریالیستی

سیستمی سلسله مراتبی از مفاهیم خرافی و ضد علمی و ضد عقلی را پدید آورده اند و از منابر و مناره های رسانه ای همگانی شان دم به دم به خورد خلایق می دهند و به مانی پولاسیون فکری عمومی می پردازند.

به مدد این مفاهیم

دول کشورهای گوناگون جهان را بسته به میل و منافع خود به دول خیر و دول شر طبقه بندی می کنند.

مفهوم توتالیتاریسم

را

علمای امپریالیسم در «تحلیل» عوامفریبانه فاشیسم مد ساخته اند.

به مدد این مفهوم ضد علمی و ضد عقلی و بند تنبانی

میان فاشیسم و سوسیالیسم و میان هیتلر و موسولینی و فرانکو و لنین و استالین و مائو و هوشی مین علامت تساوی گذاشته اند.

امروزه این فوت و فن تحمیق مفهومی خلق ها را

ظرافت بیشتری بخشیده اند.

معیار و ملاک عینی شان برای زدن مهر توتالیتاریسم بر پیشانی دولتی

وجود حزب واحد و رهبر واحد

بوده است.

بدین طریق

ضمنا میان حزب ناسیونال ـ سوسیالیسم (نازیسم) و حزب کمونیست علامت تساوی گذاشته شده است.

هنوز هم در رسانه های امپریالیستی واژه ناسیونال ـ سوسیالیسم به مثابه آلترناتیومفهومی برای فاشیسم آلمان مثل نقل و نبات نشخوار می شود و عوامفریبی تعمیق می یابد.

حق پرست

احتمالا از تعریف توتالیتاریسم خبر ندارد.

اگر خبر می داشت، می دانست که جمهوری اسلامی ایران اصلا توتالیتاریستی نیست.


جمهوری اسلامی ایران

فرقی با دول امپریالیستی ندارد:

مثال:

در آلمان امپریالیستی

دادگاه حراست از قانون اساسی عالی ترین ارگان دولتی است.

در جمهوری اسلامی ایران ولایت فقیه.

وظیفه اساسی هر دو حفظ منافع استراتژیکی طبقه حاکمه است.

در جمهوری اسلامی ایران بسان آلمان امپریالیستی

احزاب سیاسی رنگارنگی با محتوای ماهوی ـ طبقاتی واحد حق فعالیت دارند.

در جمهوری اسلامی ایران نیز به همین سان.

حزب کمونیست آلمان همانقدر ذینفوذ است که حزب توده ایران.

هر دو تا حد هیچ و پوچ تضعیف شده اند.

اوپوزیسیون طبقه حاکمه آلمان امپریالیستی جریانات فاشیستی و نئوفاشیستی اند.

اوپوزیسیون طبقه حاکمه ایران هم جریاناتی وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم و دار و دسته های آنارشیستی، پانیستی و فاشیستی اند.

حتی

فرم تئوکراتیکی حاکمیت طبقاتی در جمهوری اسلامی ایران

فرق ماهوی با فرم حاکمیت طبقاتی در آلمان امپریالیستی ندارد.

نفوذ روحانیت کاتولیک و پروتستان در حاکمیت طبقاتی آلمان امپریالیستی

دستکمی از نفوذ روحانیت شیعی در حاکمیت طبقاتی ایران ندارد.

دو حزب بزرگ آلمان را حزب کاتولیکی در بایرن و حزب پروتستان در بقیه استانها تشکیل می دهند.

ادامه دارد.

کلنجار ایده ئولوژیکی با همنوع (۵۲۶)

میم حجری

برای ایران
تغییر از درون آغاز می شود
ظریف الدوله

هیچ تغییری در هیچ زمینه و عرصه ای فقط از درون و یا فقط از برون آغاز نمی شود.
اولا برای اینکه نه درون به تنهایی وجود دارد و نه برون.
درون و برون رابطه دیالک تیکی دارند
روابط دیالک تیکی را با بمب اتم هم نمی توان از بین برد.
ثانیا
در دیالک تیک درون و برون
نقش تعیین کننده از ان درون است.
بی انکه برون هیچ واره باشد.
به همین دلیل دشمنان به تشکیل ستون پنجم در کشورها مبادرت می ورزند.
ثالثا
معمار تاریخ
توده است و نه نخبه و مهره و غیره.
تا توده از حاکمیتی حمایت کند،
کسی نمی تواند سرنگونش سازد.
رابعا
برون که فقط امپریالیسم و صهیونیسم نیست.
توده های صدها میلیونی مسلمان در همین کشورهای عربی و اسلامی و حتی در خود اسرائیل و کشورهای امپریالیستی هم در مفهوم برون تجرید می یابند.
ضمنا
ج خ چین و غیره
هم در مفهوم فلسفی برون
تجرید می یابند.
خامسا
ما طرفدار پسر ظریفی الدوله ایم که در تغییرات، معرکه است

https://hadgarie.blogspot.com/2025/08/blog-post_67.html

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ذ) ذرات بنیادی (۲)

پروفسور دکتر گونتر کروبر

برگردان

شین میم شین

۱۱

  • با توجه به این نتایج پژوهشی، سنگپایه های ماده را پروتون ها و الکترون ها تلقی می شدند.

۱۲

  • از آنجا که مفهوم اتم را شیمی تصاحب کرده بود، ذرات مکشوفه جدید که تعدادشان مرتب افزایش می یافت، «ذرات بنیادی» نامیده شدند.

۱۳

  • بنابرین، مفهوم ذرات بنیادی نه یک اصطلاح فلسفی به معنی اتمیستیک، بلکه نامگذاری رشته ای ـ علمی از عرصه فیزیک بوده است.

۱۴

  • کشف ضد ذره (آنتی ذره) با پیشگویی علمی زیر آغاز شد:

  • بنا بر تفسیری در الکترون ـ تئوری دراخن (۱۹۲۸)، وجود نوع دومی از الکترون پیشگویی شد که تفاوتش با الکترون معمولی، داشتن بار معکوس و در رابطه با اسپین، داشتن گشتاور مغناطیسی معکوس بوده است.

۱۵

  • این ذره مفروض (فرضیه ای) در سال ۱۹۳۲ کشف شد و نام «پوزیترون» به خود گرفت.

(این به معنی وجود و کشف دیالک دیگری علاوه بر دیالک تیک پروتون و اکترون،

یعنی دیالک تیک پوزیترون و الکترون است.

مترجم)

۱۶

  • بر این مبنا تز هویریستیکی زیر تشکیل یافت:

  • هر ذره ای همراه با آنتی ذره ای (ضد ذره ای) وجود دارد.

(کشف دیالک تیک ذره و ضد ذره،

به معنی اثبات خصلت دیالک تیکی کل هستی و از انجمله ذرات است.

مترجم)

۱۷

  • اخیرا با کشف هر چه بیشتر ضد ذره ها، صحت این تز اثبات شده است.

(یعنی فرضیه به فاکت مبدل شده است.

دیالک تیک فرضیه و فاکت

فرمی از دیالک تیک ادعا و علم است.

مترجم)

۱۸

  • اما ذراتی هم وجود دارند که برای شان ضد ذره وجود ندارد و یا به عبارت دیگر، ذرات و ضد ذرات یکسانند.

۱۹

  • این در مواردی است که بارها (به انضمام بارهای الکتریکی) برابر با صفر باشند.

۲۰

https://studyflix.de/ingenieurwissenschaften/photon-2264

  • به عنوان مثال، فوتون و مزون خنثای پ ـ صفر با ضد ذره شان یکسانند.

۲۱

  • از آنجا که ضد ذره ها عمر کوتاهی دارند، کشف آنها در حالت طبیعی شان (تشعشع عالی) بسیار دشوار بود.

۲۲

  • تنها پس از ایجاد سرعت بخش انرژتیکی عالی در سال های اخیر شرایط مناسب تری برای کشف ضد ذره ها در آزمایش فراهم آمد.

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۲۸۹)

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت پانزدهم

بخش اول

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۱ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

شبی دیو خود را پری چهره ساخت

در آغوش آن مرد و بر وی بتاخت

معنی تحت اللفظی:

شیطان شباهنگام خود را به صورت پسر زیبایی در آورد و با حریف جفتگیری کرد.

سعدی

در این بیت شعر،

به ناچار اعتراف می کند که وجود انسانی با تخریب خانه خرد، در اختیار مطلق غریزه قرار می گیرد.

انسان خود دیالک تیک غریزه و عقل است و عشق یکطرفه مورد نظرسعدی وسیله تخریب عقل و تقویت غریزه است.

غریزه باید ارضا شود و لذا هوشمند خواب پریچهره می بیند و واجب الغسل می شود.

غریزه به موش کور زیر زمینی شباهت دارد.

موش کور اگر به مانعی در سر راهش برخورد کند، راهی دیگر به پیش می کند.

غریزه اگر در عالم واقع ارضا نشود، در عالم رؤیا راهی برای ارضای خود می یابد.

ادامه دارد.

درنگی در «انسان از دیدگاه مارکس» اثری از اریش فروم (۱)

اریش فروم

(Erich Fromm)

( ۱۹۰۰ – ۱۹۸۰)

روان‌کاو، جامعه‌شناس، روان‌شناس اجتماعی بلندآوازهٔ مکتب فرانکفورت و همچنین یک سوسیال دموکرات و از برجسته‌ترین فیلسوفان مکتب اومانیستی آمریکایی آلمانی‌تبار

او در آثارش کوشید تا ارتباط متقابل روان‌شناسی و جامعه را شرح دهد و معتقد بود که با به‌کار بستن اصول روانکاوی، به عنوان علاج مشکلات و بیماری‌های فرهنگیِ بشر، راهی به سوی تحقّق یک «جامعهٔ معقول» و متعادل از لحاظ روانی خواهد یافت.


انسان از دیدگاه مارکس

اریک فروم

ترجمه:

محمد راه‌رخشان

مارکس در ابتدا عمل انسان را «فعالیت»، و نه «کار» می نامید و از «الغاء کار» بعنوان هدف سوسیالیسم سخن میگفت.

بعدها که وی بین کار آزادانه و کار بیگانه‌شده تفاوت قائل گردید از مقولۀ «کار آزادانه» استفاده کرد.
«کار فرایندی است مابین انسان و طبیعت،

فرآیندی که انسان در آن توسط عمل خویش واکنش‌های مادی‌ میان خود و طبیعت را تنظیم کرده و مهار می سازد.

انسان در برابر مواد طبعیت به مثابۀ قوای طبیعت ظاهر میشود.

وی قوای طبیعت را که متعلق به جسم او هستند، بازوان و پاها، سر و دست را به حرکت و تلاش وا میدارد تا مواد طبیعی را به صورتی قابل مصرف برای خود در آورد.

همانطوریکه وی توسط عمل خود بر طبعیت، به منزلۀ موجودی خارج از طبیعت بر آن تاثیر میگذارد و آن را تغییر میدهد، همراه با آن طبیعت خاص خود را نیز دگرگون می سازد.

انسان ظرفیتهای خفتۀ طبیعت را تکامل می بخشد و بر نیروی حرکت آن غلبه می کند.

(بری آنکه کارگر بتواند به مثابۀ فروشندۀ نیروی کار خویش در بازار ظهور یابد، گذار از موقیعت‌ تاریخی‌ای لازم بود که در آن کارِ انسانی هنوز محتوای غریزی خود را رها نکرده بود)

ما از کار نهایتا کاری انسانی را اراده می کنیم.

عنکبوت اعمال خود را طوری انجام می دهد که مشابه کار یک ریسنده است و زنبور در ساختن کندو بسیاری از معماران را شرمنده می سازد.

اما آنچه که از ابتدا بدترین معماران را از زنبور عسل ممتاز می دارد

این است که معمار قبل از آنکه عمارت خود را بسازد

آن را در مخلیۀ خویش پرورانده است.

در انتهای روند کار نیز نتیجه آن است که در ابتدا در تصور معمار وجود داشته و بنابراین بصورت آرمان از پیش مفروض بوده است.

انسان تنها تغییر در اشکال طبیعی را بوجود نمی‌آورد.

وی در این تغییر مقصود خویش را نیز متحقق می‌سازد،

زیرا می‌داند که نوع و شیوۀ عمل وی بمثابه قانونی خواهد بود که باید خود را منطبق بر احکام آن بگرداند،

این انطباق یگانه عمل او نیست.

علاوه بر بکارگیری اندام، خواست با هدفت برای ادامۀ کار ضروری است،

و

حتی فراتر از این:

کارگر هرچه کمتر مجذوب محتوای کار خود و نوع و شیوۀ پیش بردن آن گردد

به همان میزان نیز کمتر از آن کار به منزلۀ بکارگیری قوای روحی و جسمی خود خرسند می‌گردد.»


کار با معناترین شکل بیان قوای انسانی است و از آن روی خشنودی ببار می‌آورد.

انتقاد اساسی مارکس از سرمایه‌داری

معطوف به تقسیم ناعدلانۀ ثروت نمیگردد،

بلکه به تغییر یافتن کار بکاری اجباری، بیگانه و بی‌معنا که انسان را به «موجودی فلج شده» تبدیل کرده است.

مقوله کار از نظر مارکس

به منزلۀ بیان فردیت انسان نمودار می‌شود.

از آنجائیکه هدف از تکامل انسان رسیدن به انسانی کامل و همه‌جانبه است،

پس انسان بایستی که از تاثیرات فلج‌کنندۀ تخصصی‌شدن کار آزاد گردد.


مارکس می‌نویسد

که

در تمامی جوامع پیشین انسان «شکارچی، ماهیگیر، چوپان یا منتقد بوده است و اگر نمی‌خواست اسباب معیشت خود را از دست بدهد

باید چنان نیز باقی میماند.

حال آنکه در جامعۀ کمونیستی که در آن هیچ‌کس دارای حوزۀ خاصی از فعالیت نیست و می‌تواند در هر رشته‌ای که بخواهد آموزش ببیند، جامعه تولید همگانی را تنظیم می‌کند و بدینگونه برایم امکانپذیر می‌سازد که امروز کاری و فردا کاری دیگر انجام دهم:

صبح شکار کنم، بعدازظهر به ماهیگیری بپردازم و عصر به دامداری و پس از شام نقد بنویسم، همانگونه که میل دارم و بدون‌اینکه هیچگاه شکارچی، ماهیگیر، چوبان یا نقاد بشوم».


دربارۀ افکار مارکس برداشتی نارواتر و تحریفی بزرگتر از این وجود ندارد که آشکار و نهان در عقاید کمونیستهای شوری، رفرمیستهای سوسیالیست و حتی در افکار سرمایه‌داران مخالف شوروی نیز یافت می‌شود.

آنها همگی میپندارند که مارکس تنها بهبود شرایط اقتصادی طبقۀ کارگر را می‌خواسته و گویا وی خواهان الغاء مالکیت خصوصی بوده است تا کارگر آن‌چیزی را که به تملک خود درآورد که سرمایه‌دار اکنون در تملک خویش دارد.

در حقیقت برای مارکس موقعیت کارگر در کارخانۀ «سوسیالیستی» روسیه و در کارخانۀ دولتی انگلیس یکسان بوده است.

این را مارکس آشکارا چنین بیان میکند:
«افزایش تحمیلی دستمزدها (مستقل از تمامی دشواریها و مستقل از اینکه چنین چیزی تنها بواسطۀ قهر میتواند انجام‌پذیر باشد) به هر حال به معنای اجرت بهتر به بردگان نیست و نه به کارگر و نه به کار، به هیچکدام موقعیت انسانی آنها داده نشده است.

حتی برابری اجرت‌ها نیز که پرودون خواهان آن است، تنها می‌تواند مناسبات کنونی کارگر را با کار، به مناسبات همۀ انسانهای دیگر با کار مبدل بسازد،

که در آنصورت جامعه خود بعنوان سرمایه‌دار انتزاعی به شمار خواهد آمد.»


بنابراین محور مقصود مارکس تغییر کار بیگانه‌شده و بی‌معنا،

به کاری برآور و آزاد است

و

نه پرداخت بهتر کار بیگانه شده توسط سرمایۀ خصوصی و یا سرمایه‌داری‌ «تجریدی» دولتی».

ادامه دارد.

درنگی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (۶)

نشان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

درنگی

از

شین میم شین

منبع:

ویکیپیدیا

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

در ۹ اسفند ۱۳۵۷ در جلسه‌ای در پادگان عباس‌آباد که با حضور ابوشریف، محسن رفیقدوست، مرتضی الویری، علی محمد بشارتی، محمد غرضی، حسن جعفری، علی فرزین، ضرابی، هاشم صباغیان، تهرانچی و علی دانش منفرد تشکیل می‌شود،

علی دانش‌منفرد

به عنوان فرمانده سپاه پاسداران انتخاب شد.

محسن رفیقدوست

مسوول تدارکات،

بشارتی

مسوول اطلاعات

و

مرتضی الویری

مسوول روابط عمومی سپاه شد.


آن‌ها با جلب همکاری عده‌ای از اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی در آمریکا و کانادا

ساختمان ساواک در خیابان سلطنت‌آباد (پاسداران کنونی) را مقر اصلی خود قرار دادند

و

در مراکزی چون هنگ نوجوانان

(مکان مورد استفاده برای دانشگاه امام حسین و دافوس کنونی سپاه)

و

پادگان سعدآباد،

با کمک عده‌ای از جمله برخی تکاوران تیپ نوهد،

به جذب و آموزش سیاسی، عقیدتی و نظامی داوطلبان پرداختند.

جامعه ای که در آن،

جز حزب رستاخیز، حزبی مجاز به فعالیت نباشد،

پس از تغییر اوضاع به همین روز می افتد.

با «جلب همکاری عده‌ای از اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی در آمریکا و کانادا»

سپاه پاسداران منافع طبقه حاکمه چدید تشکیل می یابد.

تنها چیزی که به چشم نمی خورد، معیار طبقاتی برای عضو گیری است.

این به معنی خر تو خر پیش برنامه ریزی شده است.

عضو گیری از «اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی در آمریکا و کانادا»

توسط سازمان سیا و موساد و ام آی سیکس و غیره

سهلتر از خوردن آب بوده است.

معیار برای طبقه حاکمه جدید تحت رهبری روحانیت فوندامنتالیستی

داشتن اعتقادات مذهبی بوده است و بس.

کسانی هم اعتقادات مذهبی نداشته اند،

آموزش فقهی و رزمی و سیاسی می بینند.

همزمان با تشکیل سپاه پاسداران،

گروه‌های مسلح موازی دیگر نیز به‌طور خودجوش برای حفظ انقلاب تشکیل شده بودند

همچون:

گارد انقلاب در پادگان جمشیدیه

به سرپرستی عباس آقازمانی

و

مورد حمایت موسوی اردبیلی

ساختار سازمانی گارد انقلاب قابل توجه است:

اول سرپرستی (رئیسی) برای گارد تعیین می شود و بعد روحانی ئی برای کنترل رئیس.

روحانیان

همان نقشی را بازی می کنند که اعضای حزب در حزب بلشویک و غیره بازی کرده اند.

بدین طریق

کسب استقلال و باند سازی و خرابکاری گرفته می شود.

گارد دانشگاه‌ها یا پاسا

به سرپرستی محمد منتظری

و

مورد حمایت سید محمد بهشتی.

این گروه عمدتاً عده‌ای از عناصر مبارز را که در لبنان آموزش چریکی دیده و به کشور برگشته بودند، دربر می‌گرفت.

همان ساختار سازمانی در این مورد هم اکیدا رعایت می شود.

هدف از تشکیل گارد دانشگاه ها

سرکوب جنبش دانشجویی احتمالی باید باشد.


نیروهای مسلح سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

به سرپرستی محمد بروجردی و مورد حمایت مرتضی مطهری

همان ساختار سازمانی در این مورد هم اکیدا رعایت می شود.

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنعام ) (۴۵۵)

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿ذَٰلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَىٰ بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ﴾
[ الأنعام: ۱۳۱]

و اين بدان سبب است كه پروردگار تو مردم هيچ قريه‌اى را كه بى‌خبر بودند از روى ستم هلاك نمى‌كرد.

کریم

در این آیه،

از راسیونالیته (خردگرایی) خدا پرده برمی دارد:

خدا هر نافرمانی (ستمگری) را کورکورانه به هلاکت نمی رساند.

خدا فقط در صورتی دست به هلاکت کسی می زند که نافرمانی اش آگاهانه باشد.

﴿وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ﴾
[ الأنعام: ۱۳۲]

براى هر يك برابر اعمالى كه انجام داده‌اند درجاتى است، كه پروردگار تو از آنچه مى‌كنند غافل نيست.

کریم

در این آیه،

طبق معمول از دیالک تیک تهدید و تطمیع برای منضبط سازی اعضای جامعه بهره برمی گیرد:

هر کس به میزان اعمال خیرش، اجر می بیند.

نه کمتر و نه بیشتر.

این به معنی رعایت اکید دیالک تیک داد و ستد است.

﴿وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ ۚ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاءُ كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ﴾
[ الأنعام: ۱۳۳]

و پروردگار تو بى‌نياز و مهربان است.

و همچنان كه شما را از نسل مردمان ديگر بيافريده است، اگر بخواهد، شما را مى‌برد و پس از شما، هر چه را كه بخواهد، جانشينتان مى‌سازد.

کریم

در این آیه،

بی نیازی و مهربانی را مشخصه مهم خدا قلمداد می کند.

بی نیازی الهی

انعکاس انتزاعی ـ آسمانی بی نیازی کذایی طبقات حاکمه است.

مهربانی الهی هم مثل مهربانی اعضای طبقات حاکمه،

نه مهربانی مطلق و محض، بلکه مهربانی نسبی و مشروطی است.

خدا فقط نسبت به مؤمنین مهربان است.

ضمنا نسبت به کافرین و منافقین، نامهربان است.

همه کار خدا

دیالک تیکی است.

﴿إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَآتٍ ۖ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ﴾
[ الأنعام: ۱۳۴]

هر چه به شما وعده داده‌اند خواهد آمد و شما را راه گريزى نيست.

کریم

در این آیه، مؤمنین را از تحقق بی چون و چرای وعده های الهی مطمئن می سازد.

کریم

اینجا

دیالک تیک عهد و وفا

را

به صورت دیالک تیک وعده و وقوع بسط و تعمیم می دهد

و

جایی برای شک و تردید باقی نمی گذارد.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ذ) ذرات بنیادی (۱)

پروفسور دکتر گونتر کروبر

برگردان

شین میم شین

۱

  • ذرات بنیادی بنا بر سطح کنونی پژوهش فیزیکی به کوچک ترین عناصر ساختاری ماده اطلاق می شود.
  • (ذره و ضد ذره)

۲

  • فلسفه و علوم منفرد از قدیمی ترین ایام در تلاش برای کشف کوچک ترین و «اولین» سنگپایه های ماده بوده اند، که در اتمیستیک تبیین یافته است.

اتمیسم

(اتمیستیک)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7743

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7742

۳

  • مؤسسان اتمیستیک فلاسفه زیر بوده اند:

الف

  • لویکیپ

ب

  • دموکریت

پ

  • اپیکور

۴

  • گاسندی در اوایل عصر جدید اتمیستیک را احیا می کند.

۵

  • خواصی که اتمیستیک برای کوچک ترین ذرات مادی تعیین کرده بود، عبارت بودند از تغییرناپذیری و تقلیل ناپذیری.

۶

  • پیشرفت سریع شیمی در قرن ۱۹ ظاهرا این درک اتمیستیک را تأیید می کرد.

۷

  • تصور می شد که کوچک ترین سنگپایه های ماده را اتم های شیمیی تشکیل می دهند و مفهوم اتم آگاهانه بر سنت اتمیستی مبتنی بود.

۸

  • به نظر می رسید که در جدول عناصر شیمیایی مندلیف، به مسئله کوچک ترین سنگپایه های ماده راه حل قطعی پیدا شده است.

۹

  • شناخت حاصله در پیوند با کشف رادیو اکتیویته توسط بکرل در سال ۱۸۹۶، مبنی بر اینکه اتم های معینی، مثلا رادیوم و اوران در طول زمان به اتم های سبکتر دیگر و اجزایی که به نوبه خود اتم نیستند، تجزیه می شوند، روشن کرد که اتم های شیمی نمی توانند «اتم» هایی باشند که مورد نظر اتمیستیک بوده اند.

۱۰

  • از این به بعد اتم های شیمی به مثابه چیزهایی نمودار شدند که ترکیب بغرنجی دارند.

ادامه دارد.