قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۷۳)

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاءً لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ﴾
[ الأنفال: ۱۱ ]

و به ياد آر آنگاه را كه خدا چنان ايمنيتان داده بود كه خوابى سبك شما را فروگرفت و از آسمان برايتان بارانى باريد تا شست‌وشويتان دهد و وسوسه شيطان را از شما دور كند و دلهاتان را قوى گرداند و قدمهاتان را استوار سازد.

معنی تحت اللفظی:

رفتن خلایق به خواب سبکی دال بر ایمنی آنها ست.

باران می تواند خلایق را خیس کند و وسوسه شیطان را از آنها دور سازد و دل خلایق را قوی و قدم هایش را استوار سازد.

این حرف های کریم پرت و پلا ست.


﴿إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا ۚ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ﴾
[ الأنفال: ۱۲]

و آنگاه را كه پروردگارت به فرشتگان وحى كرد:

من با شمايم.

شما مؤمنان را به پايدارى واداريد.

من در دلهاى كافران بيم خواهم افكند.

بر گردنهايشان بزنيد و انگشتانشان را قطع كنيد.

﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ وَمَن يُشَاقِقِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾
[ الأنفال: ۱۳]

زيرا با خدا و پيامبرش به مخالفت برخاستند. و هر كه با خدا و پيامبرش مخالفت ورزد، بداند كه عقوبت خدا سخت است.

مخاطب این دو آیه ظاهرا رسول الله است:

فرشتگان وحی الهی را می آورند، مبنی بر اینکه خدا با او و مؤمنین است.

رسول الله هم باید مؤمنین را به مقاومت وادارد.

ضمنا

خدا در دل کفار هراس می افکند.

این به معنی دعوت مؤمنین به تهور و تشجیع (شجاع سازی) آنها ست.

این چیزی جز تقویت پسیکولوژیکی (روحی و روانی) مؤمنین نیست.

خدا ضمنا از مؤمنین می خواهد که کفار را گردن بزنند و انگشتان شان را قطع کنند.

چرا و به چه دلیل باید کفار بدبخت را که به اراده خدا از ترس مؤمنین

مثل بید به خود می لرزند، گردن زد و حتی انگشتی برای شان باقی نگذاشت؟

جواب این سؤال در آیه بعدی داده می شود:

زيرا با خدا و پيامبرش به مخالفت برخاستند.

و هر كه با خدا و پيامبرش مخالفت ورزد، بداند كه عقوبت خدا سخت است.

جرم کفار مخالفت با خدا و رسول خدا ست.

عقوبت

به معنی شکنجه و عذاب و جزای کار بد و گناه است.

سؤال این است که اگر همه کاره خدا ست، اگر مفر و ایمان خلایق به اراده و خواست خدا ست، پس عقوبت کفار بی اراده و فاقد توان تصمیمگیری و انتخاب به چه دلیل علمی و عقلی و منطقی است؟

ادامه دارد.

درنگی در ذهن و عکاسی (۱۱)

کتاب ذهن و عکاسی

Paul Martin Lester

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

اثر پل مارتین لستر

ترجمه زانیار بلوری

درنگی

از

شین میم شین

پل مارتین لستر

استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا

یادداشت چهارم

گوستاو فلوبر

هنزمند

باید همان گونه که خدا نامرئی است و در عین حال چون قادری مطلق در آفرینش حضور دارد، در اثر خود حضور داشته باشد.

حضور هنرمند را باید در همه جای اثرش حس کنیم.

اما خود او را هیچگاه نبینیم.

گوستاو فلوبر

گوستاو فلوبر

(زاده ۱۲ دسامبر ۱۸۲۱ – درگذشته ۸ مه ۱۸۸۰)

از نویسندگان تأثیرگذار قرن نوزدهم فرانسه بود که اغلب جزو بزرگترین رمان نویسان ادبیات غرب شمرده می‌شود.

نوع نگارش واقع‌گرایانهٔ فلوبر، ادبیات بسیار غنی و تحلیل‌های روان‌شناختی عمیق او از جمله خصوصیات آثار وی است که الهام‌بخش نویسندگانی چون گی دو موپاسان، امیل زولا و آلفونس دوده بوده‌است. او خود تأثیرگرفته از سبک و موضوعات بالزاک، نویسندهٔ دیگر قرن نوزدهم است؛

به‌طوری‌که دو رمان بسیار مشهور وی، مادام بواری و تربیت احساسات، به ترتیب از زن سی ساله و زنبق درهٔ بالزاک الهام می‌گیرند.

ویکی پیدیا

گوستاو فلوبر

هنزمند

باید همان گونه که خدا نامرئی است و در عین حال چون قادری مطلق در آفرینش حضور دارد، در اثر خود حضور داشته باشد.

حضور هنرمند را باید در همه جای اثرش حس کنیم.

اما خود او را هیچگاه نبینیم.

ما بهتر است که این فرمایش گوستاو فلوبر را نخست تجزیه و سپس تحلیل کنیم:

۱

هنرمند

باید همان گونه که خدا نامرئی است و در عین حال چون قادری مطلق در آفرینش حضور دارد، در اثر خود حضور داشته باشد.

محتوای این جمله فلوبر

اولا

این است که خدا موجودی نامرئی است.


فلوبر

اصلا نمی داند که خدا چیست.

خدا

یک مفهوم است.

مثل خربزه که مفهومی است.

مفاهیم

نتیجه تجرید (انتزاع) اند.

مثلا مفهوم خربره از تجرید انواع مختلف خربزه تشکیل یافته است.

مفهوم خریزه

حاوی و حامل وجه مشترک همه خربزه ای مادی و مرئی و واقعی است.

مفهوم خربزه فقط در ذهن ما وجود دارد.

در عالم واقع، خربزه های مادی و مشخص و محسوس و مرئی و ملموس وجود دارند.

میان مفهوم خربزه و خربزه های مادی رابطه عکس و اصل برقرار است.

مفهوم خریزه از انعکاس انتزاعی خریزه های مشخص زیر تشکیل یافته است:

خربزه انگورفرنگی

خربزه تخم‌قند

خربزه تنگولی

خربزه زمستانی

خربزه شاخدار

خربزه گایا

....

مفهوم خدا هم از تجرید قوای طبیعی، جامعتی و غیره تشکیل یافته است.

نامرئی بودن مفهوم خدا و مفهوم خربزه تعجبی ندارد.

۲

هنرمند

باید همان گونه که خدا نامرئی است و در عین حال چون قادری مطلق در آفرینش حضور دارد، در اثر خود حضور داشته باشد.

مفاهیم و از آنجمله مفهوم خدا

نمی توانند آفریننده باشند.

فدرت مطلق شان پیشکش جماعت حواس پرت.

مفاهیم و از آنجمله مفهوم خدا

همانقدر می توانند آفریننده باشند که مفهوم خربزه آفریننده است.

در دیالک تیک اصل و عکس، نقش تعیین کننده از آن اصل است.

برای اینکه اگر خربزه های مادی و واقعی نبودند، مفهوم خربزه هم از تجرید آنها تشکیل نمی یافت.

عکس ها ثانوی اند.

اصل ها اولین اند.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم سیاسی (م) مارکسیسم ـ لنینیسم (۱۰)

هیئت تحریریه کلکتیو (دسته جمعی)

برگردان

شین میم شین

۳۸

· لنینیسم با اتکا بر مارکسیسم به اثبات مسائل زیر نایل می آید:

۱

· به اثبات نقش تاریخی ـ جهانی پرولتاریا

۲

· به اثبات نقش حزب طراز نوین انقلابی پرولتاریا در استقرار دیکتاتوری پرولتاریا

۳

· به اثبات قانونمندی های عام انقلاب سوسیالیستی

· مراجعه کنید به انقلاب

انقلاب

(روولوسیون)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9493

۴

· به اثبات قانونمندی های عام ساختمان سوسیالیستی جامعه تحت شرایط عصر امپریالیسم و عصر انقلابات پرولتری و تحت شرایط دوران گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم و کمونیسم در مقیاس جهانی.

۳۹

· ولادیمیر لنین به حل مسائل نظری و عملی (تئوریکی و پراتیکی) جدید در چالش با کلیه تحریفات رویزیونیستی مارکسیسم نایل می آید.

· مراجعه کنید به رویزیونیسم

رویزیونیسم

(تجدید نطر طلبی)

۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17642

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17644

۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17650

۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17656

پایان

۴۰

· ولادیمیر لنین بر مبنای اصول مارکسیسم انقلابی به توسعه خلاقانه کلیه بخش های آموزه مارکس نایل می آید و آن را در مجموع به پله عالی تری ارتقا می دهد.

۴۱

· لنین به استغنای (غنی سازی) فلسفه مارکسیستی ـ لنینیستی با معارف جدید مبادرت می ورزد.

۴۲

· لنین در اقتصاد سیاسی مارکسیستی به توسعه تئوری امپریالیسم و به توسعه مبانی اقتصاد سوسیالیسم مبادرت می ورزد.

۴۳

· لنین به اثبات تئوری گذار از انقلاب بورژوایی ـ دموکراتیک به انقلاب سوسیالیستی نایل می آید.

۴۴

· لنین به تدوین آموزه های زیر نایل می آید:

۱

· به تدوین آموزه حزب طراز نوین

۲

· به تدوین آموزه مبارزه طبقاتی در دوره انقلاب سوسیالیستی

۳

· به تدوین آموزه وحدت طبقه کارگر با دهقانان زحمتکش و همه دیگر اقشار زحمتکش خلق

۴۵

· لنین به توسعه (تکامل) فراتر دولت ـ تئوری مارکسیستی مبادرت می ورزد.

۴۶

· لنین به به تدوین پلان برای ساختمان جامعه سوسیالیستی در اتحاد جماهیر شوروی نایل می آید.

ادامه دارد.

انتقاداتی از هانا آرندت (۳۷)

Photo of Hannah in 1924

بودو گاسمن

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

آیشمن در اورشلیم ویا «ابتذال شر»

ادامه

۱۰

«متوسطیت شخصی و اخلاقی متهم (آیشمن) که هانا آرندت از آن، بر پایه مطالب آرژانتینی منتشر شده حتی قبل از محاکمه آیشمن متقاعد شده بود، او را به استنتاجی تحت عنوان «ابتذال شر» رسانده بود.

۱۱

هر چه بیشتر به هانا آرندت روشن می شد که آیشمن عمدتا به مثابه پیچ مطیعی در ماشین کشتار سیستم نازی عمل کرده است، به همان اندازه او به صحت تصورات پیشاپیش موجود خود مطمئن می شد که گویا خصلت مبتنی بر تبهکاری آیشمن ناشی از یک موزائیک بوده است.

ناشی از علل منفرد بی اهمیت جزئی بوده است.

(مومسن، همانجا، ص ۲۳)

۱۲

این «ابتذال شر» بیشک همان خط خصلتی ئی بوده است که سازمانده کشتار را به اردوگاه های مرگ سوق داده است.

۱۳

این اما فقط جنبه و جانبی از آن بوده است.

۱۴

برای اینکه کسی که بتواند به این رتبه و مقام برسد، باید شخصا تخصص لازمه را نیز کسب کرده باشد.

یعنی فاناتیسم جنبش نازی را از آن خود کرده باشد.

۱۵

آیشمن پس از شکست فاشیسم در سال ۱۹۴۵ هم کماکان فاشیست فاناتیکی بوده است که از خود می پرسد:

چه می شد، اگر نه ۶ میلیون، بلکه کل ۱۰ میلیون یهودی اروپا نابود می شدند.

(مراجعه کنید به گفتگوی آیشمن در آرژانتین با رفقایش در سال ۱۹۵۷ که تحت عنوان «»آدولف آیشمن، سازمانده امحای نهایی» منتشر شده است.

ضمنا مراجعه کنید به مومسن، «البه، حاکمیت هیچکس»، ص ۴۷۱)

۱۶

در ارزیابی گمانورزانه هانا آرندت از آیشمن نیز حد و مرز متد فنومنولوژیکی اش آشکار می گردد که در سطح پدیده ها پرسه می زند.

یعنی

در هاله می پلکد

و

در این مورد در شستن آیشمن به آب زمزم که به توجیه «شر» منتهی می شود.

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۷۲)

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ﴾
[ الأنفال: ۹]

و آنگاه كه از پروردگارتان يارى خواستيد و خدا بپذيرفت كه من با هزار فرشته كه از پى يكديگر مى‌آيند ياريتان مى‌كنم.

﴿وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ ۚ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾
[ الأنفال: ۱۰]

و آن كار را خدا جز براى شادمانى شما نكرد و تا دلهايتان بدان آرام گيرد. و يارى تنها از سوى خداست كه او پيروزمند و حكيم است.

محتوای این دو آیه کریم، پسیکولوژیکی است.

مسلمین در جنگ معینی به هر دلیل فیزیکی (جسمانی)، رزمی، تسلیحاتی و کمی و کیفی مطمئن به پیروزی بر دشمن نبوده اند و لذا از خدا طلب یاری کرده اند.

یعنی

بر ضعف فیزیکی، رزمی، تسلیحاتی و کمی و کیفی خود

با قوت فکری، روحی، روانی، عقیدتی، خرافی و خیالی غلبع کرده اند.

یعنی

عملا

به دیالک تیک مادی و فکری متوسل شده اند.

جالب شیوه حمایتی خدا از مسلمین است:

خدا با لشگری از هزار فرشته به یاری مسلمین می شتابد.

فرشتگانی که نامرئی اند و علما روئین تن اند.

اینجا هم تقویت روحی و روانی مسلمین در مد نظر بوده است.

خدا

علاوه بر این

دلیل حمایت از مسلمین را زدودن دل های شان از اندوه و دغدغه و نگرانی (شادمانی) و تسکین دلهای شان (تقویت روحی و روانی شان) اعلام می دارد.

می توان گفت که حضرت محمد از پسیکولوژی (روانشناسی) مطلع بوده است و از اهرم های پسیکولوژیکی در مبارزه بر ضد دشمنان بهره برگرفته است.

روانشناسی

(پسیکولوژی)

۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17191

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17200

۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17206

۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17212

۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17217

۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17222

۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17228

۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17232

۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17241

پاایان

این دو آیه، البته سرشته به ترفند است.

هدف و آماج خدا پیروزی مسلمین در جنگ و پیشرفت دین خدا (اسلام) و طبقه حاکمه برده دار بوده است.

ادامه دارد.

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۲۱)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین

برای بررسی جهان بینی و متد فکری کنفوسیوس و طلابش نظری بر انتقادات اجتماعی جوانک می اندازیم:

۱۶

دید که چگونه خانواده ها را به جان هم انداخته اند و دار و ندار شان را بر باد داده اند.

کنفوسیوس و طلابش، در این گزارش انتقادی از جامعه چین باستان

دیالک تیک اوبژکتیو ـ سوبژکتیو را نایده می گیرند و فقط قطب سوبژکتیو آن را به نقد می کشند:

افراد را

افراد انتزاعی و کلی و مبهم و نامشخص را.

هویت و ماهیت کسانی که خانواده ها را به جان هم می اندازند و ضمنا دار و ندارشان را بر باد می دهند، در گزارش حضرات روشن نمی شوند.

به همین دلیل این انتقادات اجتماعی انتزاعی هیچ کمکی به امر روشنگری نمی کنند.

خواننده و شنونده این انتقادات بند تنبانی

چیزی نمی آموزد و جز کشیدن آهی نمی تواند کار دیگری بکند.

ضمنا در پرتو این جور انتقادات انتزاعی و کلی

جامعه شناخته نمی شود.

هیچ سیستم جامعتی به تنهایی وجود ندارد.

هر سیستمی در دیالک تیک عنصر ـ ساختار ـ سیستم وجود دارد.

مثال:

دیگ به مثابه یک سیستم

از اتم های آهن تشکیل می یابد.

عناصر (اتم های آهن) در سیستم دیگ به نحو خاصی با هم ترکیب می شوند.

در نتیجه

دیگ ساختار خاصی دارد.

دیالک تیک عنصر ـ ساختار ـ سیستم

ساختاری که تعیین کننده فونکسیون (کارکرد) دیگ است که پخت و پز است.

دیالک تیک ساختار و فونکسیون.

چرخ خیاطی به مثابه یک سیستم از همان عناصر دیگ (اتم های آهن) تشکیل می یابد.

اما ساختار دیگری دارد.

یعنی طرز ترکیب اتم های آهن در چرخ خیاطی با طرز ترکیب همان اتم ها (عناصر) در دیگ تفاوت دارد.

به همین دلیل

فونکسیون چرخ خیاطی دوخت و دوز است و نه پخت و پز.

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۴۷۱)

Der Denker

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

چو خود را ز نیکان شمردی، بدی

نمی گنجد اندر خدائی، خودی

معنی تحت اللفظی:

خودستایی نشانه تعلق به بدان است.

برای اینکه ایمان به خدا، با باور به خودیت خود منافات دارد.

میان خالق و مخلوق، صانع و مصنوع، مولد و مولود رابطه ای عاشقانه برقرار است، نه ضدیت و خصومت.

این واقعیت امر را حتی در رابطه خود سعدی و حافظ نسبت به اشعار و نوشته های خویش می توان دید:

سعدی

بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس

حد همین است، سخندانی و زیبائی را.

معنی تحت اللفظی:

سخن سعدی و زیبایی یار حد اعلای سخندانی و زیبایی را نمودار می سازند.

سعدی در این بیت غزل، دیالک تیک پوئه تیک و استه تیک و دیالک تیک زیبایی گفتار و زیبایی اندام (اروتیک) را به صورت دیالک تیک حدیث و حسن بسط و تعمیم می دهد

و

هر دو را یدئآلیزه و ماکسیمالیزه و مطلق می کند.

عشق و علاقه سعدی به اشعارش شبیه عشق و علاقه مادر و پدر به فرزندش است.

سعدی در یکی از حکایات خود،

برخورد مقابله مثل خود را با خشت زنی نقل می کند:

خشت زن در روند کار اشعار سعدی را غلط غلوط می خواند.

سعدی هم به لگدمال کردن خشت های او می پردازد.

دلیل این عشق خالق به مخلوق

هم طبیعتی و غریزتی است و هم جامعتی.

خالق در آیینه مخلوق لیاقت و خلاقیت خود را باز می یابد و به خودشناسی می رسد.

خدا هم پس از مشاهده حوا و آدم

فتبارک الله احست الخالقین می گوید.

ادامه دارد.

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سرمایه داری انحصاری ـ دولتی (۲) (بخش آخر)

پروفسور دکتر گونتر هیدن

برگردان

شین میم شین

ت

شاخص های ماهوی سرمایه داری انحصاری ـ دولتی

۱

  • ماهیت سرمایه داری انحصاری ـ دولتی را می توان در اقدامات و عوامل زیر دید:

الف

  • در تقسیم درآمد ملی به نفع انحصارات از طریق بودجه دولتی

ب

  • در وجود کارخانجات دولتی و بانک های دولتی

پ

  • در مداخله دولت در مبارزه بر سر میزان دستمزد به نفع سرمایه مالی

ت

  • در «برنامه های کمک» دولتی و «نقشه های» دولتی به رشته های اقتصادی منفرد و به کل اقتصاد و غیره.

۲

  • سرمایه داری انحصاری ـ دولتی در فرم «انتگراسیون» (همپیوندی) (مثلا همبود اقتصادی اروپا)، به مثابه قدرت سرمایه داری بین المللی عمل می کند.

ث

هدف از تشکیل سرمایه داری انحصاری ـ دولتی

  • بورژوازی انحصاری می کوشد از طریق شرکت دادن دولت در حیات اقتصادی و با استفاده از امکانات چند جانبه دولت به اهداف زیر جامه عمل بپوشاند:

۱

  • روندهای عینی خودپوی مؤثر در سرمایه داری را تنظیم کند.

۲

  • از حدت تضادهای ملتهب بکاهد و آنها را خاموش سازد.

۳

  • جنبش کارگری و تأثیرات روزافزون سوسیالیسم را نابود سازد.

۳

  • سرمایه داری انحصاری ـ دولتی اگرچه فرم های اقتصاد سرمایه داری و فرم های حرکت تضادهای آن را تغییر می دهد، ولی نه تنها سرمایه داری را از بین نمی برد، بلکه تضادهای اقتصادی، اجتماعی وسیاسی آن را تشدید می کند.

۴

  • سرمایه داری انحصاری ـ دولتی به تعمیق تضادهای لاینحل موجود میان سرمایه مالی (که دولت را زیر فرمان خود دارد) و خلق می پردازد.

۵

  • این تضاد شالوده عینی وحدت مبارزاتی طبقه کارگر با کلیه نیروهای ضد انحصاری را تشکیل می دهد.

۶

  • تضادمندی درونی سرمایه داری انحصاری ـ دولتی عبارت از این است که آن، سیستم سرمایه داری مبتنی بر مالکیت خصوصی بر وسایل تولید را با وسایلی تحکیم می بخشد که سرمایه داری را به سوی انحلال سوق می دهند:

  • سرمایه داری انحصاری ـ دولتی از سوئی قدرت سرمایه را تقویت می کند و از سوی دیگر آن را به سوی گور می راند و سوسیالیسم را به طور مادی تدارک می بیند.

۷

  • توسعه سرمایه داری انحصاری ـ دولتی، در مجموع، بیانگر فرتوتی شیوه تولید سرمایه داری و زوال روز افزون آن است.

  • مراجعه کنید به امپریالیسم، سرمایه داری.

امپریالیسم

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8909

پایان

سرمایه داری

(کاپیتالیسم)

۱

https://hadgarie.blogspot.com/2026/07/blog-post_651.html

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17876

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17884

۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17889

۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17896

پایان

فرهنگ مفاهیم سیاسی (م) مارکسیسم ـ لنینیسم (۹)

هیئت تحریریه کلکتیو (دسته جمعی)

برگردان

شین میم شین

۳۵

  • خدمت بزرگ لنین این بوده است که در مرز دو دوران تاریخی بر مبنای تجارب (دانش های تجربی) جدید مبارزه طبقه کارگر بین المللی و جنبش رهایی بخش خلق ها به توسعه خلاقلنه آموزه مارکس و انگلس و غنی سازی همه جانبه آن مبادرت ورزیده است و به همین دلیل با کردوکار خود، مرحله لنینی در مارکسیسم را شروع کرده است و بدین طریق مارکسیسم به مارکسیسم ـ لنینیسم تبدیل شده است.

۳۶

  • «لنینیسم، مارکسیسم دوران امپریالیسم، مارکسیسم دوران انقلابات پرولتری، مارکسیسم دوران تجزیه و تلاشی کلونیالیسم (استعمارگرایی)،مارکسیسم دوران پیروزی جنبش های رهایی بخش ملی، مارکسیسم دوران گذار بشریت از سرمایه داری به سوسیایلسم و مارکسیسم دوران ساختمان جامعه کمونیستی است.»
  • (تزهای کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی، «به مناسبت صدمین سالگرد زاد روز لنین»)

(این برخورد خود لنین، هیئت تحریریه کلکتیو و کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی به مفهوم دوران، برخورد معیوبی است.

دوران یک مفهوم فلسفی است و تعریف علمی استانداردی دارد:

دوران

(عصر)

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16087

پایان

لنین و بقیه

به تفاوت دوره با دوران توجه نکرده اند.

به همین دلیل

به عوض دوره (مرحله، فاز) امپریالیسم، به غلط، از دوران امپریالیسم دم زده اند

و

کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی به این خطا وسعت دلبخواهی بخشیده است.

امپریالیسم حتی فرماسیون اقتصادی نیست، چه رسد به اینکه دوران تاریخی باشد.

امپریالیسم

یکی از مراحل (دوره های، فازهای) کاپیتالیسم (سرمایه داری) است.

به قول خود لنین (به مثابه کاشف امپریالیسم)،

امپریالیسم آخرین و عالی ترین مرحله (دوره، پله) کاپیتالیسم است.

بشریت تا پیروزی انقلاب سوسیالیستی اکتبر در دوران کاپیتالیسم به سر برده است

و

پس از پیروزی انقلاب سوسیالیستی اکتبر، وارد دوران نوینی به نام دوران گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم

شده است.

محتوای دوران کنونی هم دوران گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم

است.

دوران گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم

۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16092

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16098

۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16101

پایان

مترجم)

۳۷

  • لنینیسم که به کشف عام ترین قانونمندی های توسعه جامعتی در دوران کنونی و به تعیین محتوای اصلی دوران ما و خصلت آن نایل می آید، مهمترین نیروی محرکه ایده ئولوژیکی و تنها قطب نمای علمی گذار انقلابی جهانشمول از کاپیتالیسم به سوسیالیسم است.

ادامه دارد.

تاریخ اتیک (تاریخ اخلاق) (۲)

تاریخ اتیک

(تاریخ اخلاق)

اخلاق و حاکمیت

تشکیل اخلاق

بودو گاسمن

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

۱۳

ارسطو از مفهوم اتوس (آداب و عادات و غیره)، مفهوم اتیک (اخلاق) را استخراج کرده است و بنا برعنوان اثر خود، آن را بازتاب اخلاق و عادات و آداب و رسوم و غیره نامیده است.

یعنی

علم الاخلاق نامیده است.

۱۴

برای فهم اخلاق جدید الولاده، باید شرایطی را فهمید که پیش شرط تشکیل اخلاق بوده است.

۱۵

برای اینکه فقط در نظر گرفتن شرایط عاری از اخلاق پرده از تفاوت اخلاق با عادات و آداب و رسوم طبیعی پرده برمی دارد.

۱۶

انسان های همبود اولیه دارای شعور جادویی بوده اند.

۱۷

توان درونی آنها برای شان چیز بیگانه ای بوده است.

۱۸

روان آنها برای شان تحت سلطه قوای نامعلومی بود.

۲۰

آنها شعور خود را، شعوری را که هنوز برایش مفهومی (واژه ای) در اختیار نداشتند، میدان خودنمایی قوای فرضی و مخوف و خارق العاده و غول آسا تصور می کردند.

۲۱

آنها می کوشیدند تا طبیعت را فقط به اندازه ای که بر آن مسلط بودند، برای کسب توان بقا به مدد جادو رام سازند.

کردوکاری که مبتنی بر تخیل شان از آن بود.

۲۲

آنها نه تصور روشنی از خود به مثابه نوع داشتند و نه خبر از شعور مشابه با شعور خود.

۲۳

بنابرین، آنها قادر به تمیز روشن سوبژکت از اوبژکت (فاعل از مفعول) نبودند.

۲۴

هومِر

شاعر و داستانسرای یونانی

تصور می‌شود که در قرن هشتم یا هفتم پیش از میلاد در یونان زندگی می‌کرده است

(بعضی این تاریخ را ۲۰۰۰ سال ذکر کرده‌اند).

تنها آثار به جا مانده از وی، دو گلچین شعر به نام‌های ایلیاد و ادیسه است.

همهٔ آنچه که ما دربارهٔ تاریخ و افسانه‌های یونان باستان می‌دانیم از موضوع‌های همین شعرها گرفته شده است.

اخلاقیاتی که او در آثارش تبیین کرده، به‌طور گسترده توسط یونانیان پذیرفته و اجرا شده اند.

نهضت طبیعت‌گرا در نقد تبیین او از ساختار اشیاء و آنچه برای شان رخ می‌دهد به وجود آمد.

حتی در آثار هومر هنوز از خودآگاهی یکسان خبری نبوده است.

اگرچه در مغایرت با شعور جادویی، قوای بشری با جهان قابل ادراک خدایان سمبلیزه می شدند.

چیزی که البته تنها با دانش امروزی قابل تبیین است.

۲۵

این بدان معنی است که جای خودآگاهی عقلی خالی بود.

۲۶

به جای خودآگاهی عقلی، شعور جادویی و مذهبی و لذا بیگانه مرموز و مبهم وجود داشت.

ادامه دارد.