undefined

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

شین میم شین

روشنگری آلمان

ادامه

۶

· روشنگری آلمان در نقطه عطف قرن هجدهم به نوزدهم میلادی در فلسفه کلاسیک بورژوائی آلمان (کانت، هگل و فویرباخ) به نقطه اوج خود رسید.

۷

· انتقاد راسیونالیستی از واقعیت فئودالی و به آتش بستن بیرحمانه جهالت فئودالی و دگم های تعلیمات دینی ارتدوکسی از این سنگر در آلمان قبل از جنبش روشنگری نیز رواج داشته است.

۸

· راسیونالیسم در آلمان در قرن هفدهم میلادی نمایندگان راهگشای خود را در افراد زیر داشته است:

الف

· اسپینوزیست های آلمانی:

۱

· ماتیاس کنوتسن

۲

· گابریل واگنر (۱۶۶۵ ـ ۱۷۱۲میلادی)

۳

· فریدریش ویلهلم استوش (۱۶۴۸ ـ ۱۷۰۴ میلادی)

۴

· تئودور لودویگ لاو (۱۶۷۰ ـ ۱۷۴۰ میلادی)

۵

· ساموئل پوفندورف (۱۶۳۲ ـ ۱۶۹۴ میلادی)، آموزگار حقوق طبیعی

۶

· فلاسفه مهمی از قبیل گوتفرید ویلهلم لایب نیتس (۱۶۴۶ ـ ۱۷۱۶ میلادی) و کریستیان توماسیوس (۱۶۴۶ ـ ۱۷۲۸ میلادی)

۹

· اعتراض ایدئولوژیکی در جریان تعدی و توسعه خود اشکال دیگری به خود گرفت.

۱۰

· خود آگاهی اجتماعی رشدیابنده به درک نوینی از ارزش و اعتبار شخصیت انسانی و توانائی انسان به شناخت جهان و تحول آن بر طبق نیازهای خویش منجر شد.

۱۱

· تصور مربوط به طبیعت انسانی و نظام جامعتی و دولتی متناسب با آن اهمیت کسب کرد.

۱۲

· اکنون قیمومت خود کامه استبداد در کلیه مظاهر فلسفی، ادبی وسیاسی اش مورد انتقاد قرار گرفت.

۱۳

· انشعاب در کلیسای پروتستانی در اوایل قرن هجدهم میلادی اولین نشانه خود آگاهی رشد یابنده بورژوائی در آلمان بود.

۱۴

· همانطور که به وسیله یانزنیست ها در فرانسه، به همانسان نیز به وسیله پیتیست ها در آلمان و به برکت مبارزه آنها علیه اعتقادات لوتری که ماهیتا به تکیه گاه نظام فئودالی ـ استبدادی مبدل شده بود، راه برای توسعه روشنگری آلمان هموار شد.

ادامه دارد.