undefined

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

شین میم شین

۳

روشنگری اسپانیا

۱

  • در اوایل قرن هجدهم میلادی وضع اقتصادی آشفته ای در اسپانیا بر قرار بود.

۲

  • این به اصطلاح «فساد اسپانیائی» با ایدئولوژی یزوئیتیسم مبتنی بر رفرماسیون ستیزی انطباق کامل داشت.

۳

  • این بیماری سیاسی و اقتصادی رژیم ارتجاعی اسپانیائی در قرن شانزدهم و به ویژه هفدهم میلادی به سبب تضادهای قدرت های فئودالی رقیب حفظ شده بود.

۴

  • در اسپانیا «اشرافیت به نازلترین درجه خفت خود سقوط کرد، بی آنکه امثیازات خود را از دست بدهد و شهرها قدرت قرون وسطائی خود را از دست دادند، بی آنکه اعتبار مدرنی کسب کنند.»

  • (مارکس و انگلس «کلبات»، جلد ۱۰، ص ۴۴۰)

۵

  • از این رو توسعه و خودویژگی روشنگری اسپانیا به وسیله ضعف های اقتصادی و سیاسی بزرگ طبقه متوسط تعیین می شود که نتیجه احتضار کلی صد ساله فئودالیسم بوده است.

۶

  • استبداد اسپانیائی در مغایرت با فرانسه و انگلستان با نیروهای فئودالی اتحاد تنگاتنگی داشته است.

۷

  • آنسان که اسپانیا در آستانه عصر جدید می بایستی امکان ورود به جهان جدید را به بهای «مستعمره» قدرت های پیشرفته شدن به دست آورد.

۸

  • اسپانیا همراه با پرتقال «پیشاهنگ انباشت اولیه سرمایه» (مارکس) شد و دورنمای تاریخی یک توسعه بورژوائی ـ کاپیتالیستی را از دست داد.

۹

  • بعد از جنگ بر سر شاهزادگی در اسپانیا یک بوربون فرانسوی به نام فیلیپ پنجم در سال ۱۷۱۲ میلادی تاج شاهی برسر نهاد.

۱۰

  • اسپانیا به مثابه سازنده شمشیر سلطنت هابسبرگ وفات یافت و در کلیه عرصه ها تحت نفوذ فرانسه قرار گرفت و در طول قرن هجدهم میلادی به میدان آزمایش استبداد روشنگری گرا بدل شد و روشنگری اسپانیا تجسم آن است.

ادامه دارد.