قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۶۱)
ویرایش و تحلیل
از
فریدون ابراهیمی
﴿وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ﴾
[ الأعراف: ۲۰۲]
و برادرانشان ايشان را به ضلالت مىكشند و از عمل خويش باز نمىايستند.
یکی از ایرادات بینشی مهم کریم خارجی سازی دیالک تیک هدایت و ضلالت است:
خود بشر خر تر از خر تصور می شود.
خود بشر توان خوداندیشی و تمیز راه از کوره راه را ندارد.
پیش شرط کسب بصیرت (هدایت) در آیه قبلی، یاد کردن خدا قلمداد می شود
و
پیش شرط ضلالت (گمراهی) برادران در این آیه، برادران است.
﴿وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ مِن رَّبِّي ۚ هَٰذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴾
[ الأعراف: ۲۰۳]
چون آيهاى برايشان نياورى، گويند:
چرا از خود چيزى نمىگويى؟
بگو:
من پيرو چيزى هستم كه از پروردگارم به من وحى مىشود.
کریم
در این آیه،
حتی رسول اکرم را به درجه طوطی تنزل می دهد:
رسول اکرم
خودش چیزی برای گفتن ندارد.
طوطی وش است.
به زبان حافظ
آنچه ارباب نشسته در پشت پرده می گوید، رسول اکرم مو به مو تکرار می کند.
بارها گفتهام و بار دگر میگویم
که من دلشده این ره، نه به خود میپویم
معنی تحت اللفظی:
من این راه را به میل و هوس و نیت و اراده خود طی نمی کنم.
در پس آینه طوطیصفت ام داشتهاند
آن چه استاد ازل گفت بگو، میگویم
معنی تحت اللفظی:
مرا مثل طوطی در پشت آینه نگهداشته اند و من حرف های استاد ازل را نشخوار می کنم.
یعنی
همانقدر به محتوای حرف ها واقفم که طوطیان واقفند.
من اگر خارم و گر گل چمنآرایی هست
که از آن دست که او میکِشدم، میرویم
معنی تحت اللفظی:
چیستایی من (گلو خار و خس بودن من)
نه دست خودم، بلکه دست باغبان من است.
باغبانی که مرا کاشته است.
(می کشدم
غلط است.
منظور خواجه می کاردم (کاشتن) است.)
دوستان! عیب من بیدل حیران مکنید
گوهری دارم و صاحب نظری میجویم
معنی تحت اللفظی:
از من انتقاد نکنید.
من عرضه کننده گوهری ام و دنبال کسی هستم که بتواند ارزیابی ام بکند.
گر چه با دلق ملمع، مِیِ گلگون عیب است
مکن ام عیب کَزو رنگِ ریا میشویم
معنی تحت اللفظی:
من که دلق رنگارنگ اهل تصوف را پوشیده ام، اصولا نباید میخوارگی پیشه کنم.
از من اتقاد نکند.
چون من می را برای تطهیر دلق از رنگ و ریا می خورم و نه برای مست شدن.
حالا
خواجه فراموش می کند که طوطی نه توان انتقاد از خود را دارد و نه توان تمیز صداقت از ریا را.
خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است
میسرایم به شب و وقت سحر میمویم
معنی تحت اللفظی:
خنده و گریه من عاشق دست خودم نیست.
شب شعر می سرایم و صبح زار می زنم.
دو مصراع این بیت غزل خواجه بی ربط به یکدیگرند:
شعر سرایی که معنی خندیدن نیست.
ضمنا
خنده و گریه عشاق تابع رفتار معشوق است و نه از جایی دیگر.
حافظ ام گفت که خاک در میخانه مبوی
گو:
«مکن عیب که من مشک ختن میبویم»