پروفسور دکتر ولفگانگ ایشهورن

پروفسور دکتر هاینتس کوزین

برگردان

شین میم شین

۱

  • تقسیم کار به تقسیم بندی مبتنی بر تمایز روند کلی کار به زیر روندهای کیفیتا مختلف و محول کردن آنها به گروه های مختلفی از کارکنان، اطلاق می شود.

۲

  • تقسیم کار به توسعه روند کار اطلاق می شود که به لحاظ تکنولوژیکی، منطقه ای و اجتماعی ساختاربندی شده است.

۳

  • تقسیم کار و توسعه تاریخی آن، روند عینی قانونمندی را نمودار می سازد، که با توسعه نیروهای مولده مادی پیوند ناگسستنی دارد.

۴

  • تقسیم کار، خود نتیجه توسعه نیروهای مولده مادی جامعه است و به نوبه خود موجب پیشرفت آنها می گردد.

۵

  • تاریخ دو نوع متفاوت از تقسیم کار را به خود دیده است:

الف

  • تقسیم کاری که پیش شرط پیدایش آن توسعه نیروهای مولده بوده است.

ب

  • تقسیم کاری که پیش شرط پیدایش آن نه توسعه نیروهای مولده، بلکه مناسبات تولیدی و طبقاتی معینی بوده اند.

۶

  • نوع دوم تقسیم کار در جامعه طبقاتی آنتاگونیستی سبب می شود، که مناسبات کاری، خصلت تضادهای اجتماعی به خود گیرند و با تضادهای اجتماعی پیوند بر قرار کنند.

۷

  • مثال برای این نوع تقسیم کار عبارت است از تضاد میان کار جسمی و کار فکری، به ویژه تضاد میان فونکسیون های اجرای بلاواسطه و فونکسیون های رهبری روند کار.

۸

  • مفهوم تقسیم کار در نتیجه توسعه تاریخی در مورد مناسبات بسیار متفاوت مورد استفاده قرار می گیرد.

۹

  • از این رو، تعیین مشخص و دقیق معنی مربوطه، که مفهوم تقسیم کار در موردش به کار می رود، بسیار مهم است.

ادامه دارد.